<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>منبر &#8211; پایگاه کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی</title>
	<atom:link href="https://nasim.ismc.ir/tag/%d9%85%d9%86%d8%a8%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://nasim.ismc.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 06:29:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://nasim.ismc.ir/wp-content/uploads/2024/04/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>منبر &#8211; پایگاه کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی</title>
	<link>https://nasim.ismc.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>حجاب برتر</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Aug 2025 06:28:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف و حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[نسیم رحمت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=4193</guid>

					<description><![CDATA[هر چیزی و هر کاری دارای مراتب عالی، متوسط و ضعیف است و مرتبه عالی آن نیز دارای درجاتی می باشد. حجاب نیز از این امر مستثنا نیست. حَد متوسط و لازم و ضروری آن همان است که بدن به هر وسیله از نامحرمان (جز مقداری که استثنا شده) پوشیده باشد؛ ولی مراتب عالی آن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">هر چیزی و هر کاری دارای مراتب عالی، متوسط و ضعیف است و مرتبه عالی آن نیز دارای درجاتی می باشد. حجاب نیز از این امر مستثنا نیست. حَد متوسط و لازم و ضروری آن همان است که بدن به هر وسیله از نامحرمان (جز مقداری که استثنا شده) پوشیده باشد؛ ولی مراتب عالی آن این است که علاوه بر پوشش مناسب توسط چادر که بهترین پوشش و حجاب است، نکات ریز دیگری نیز مراعات شود که در ذیل به آنها اشاره می شود:</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong>1. در معرض دید نباشد</strong><br>از امیر مؤمنان علیه السلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اَخْبِرُونِی أَیُّ شَیْی ءٍ خَیْرٌ لِلنِّساءِ فَقالَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام أَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ فَأُعْجِبَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله وَقالَ اِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی؛ به من بگویید که چه چیزی برای زنان بهتر است؟ [مردم هر کدام جوابی دادند که پذیرفته نشد. خبر به فاطمه زهرا علیهاالسلام رسید.] پس فاطمه علیهاالسلام فرمود:[بهترین چیز برای زنان این است] که مردان ] نامحرم ] را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خوشحال شد [و جواب او را پسندید] و فرمود: به راستی فاطمه پاره تن من است.»</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong>2. حتی از نابینا</strong><br>شخص نابینایی وارد خانه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شد. در این هنگام، حضرت خود را پوشاند. پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: چرا خود را پوشاندی، در حالی که آن نابینا تو را نمی بیند؟ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در پاسخ عرض کرد: «اِنْ لَمْ یَکُنْ یَرانی فَاِنِّی اَراهُ وَهُوَ یَشَمُّ الرِّیحَ؛ اگر نابینا مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و وی بو[ی مرا] استشمام می کند.»</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong>3. نزدیک ترین حالت به خدا</strong><br>حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در پاسخ به رسول خدا صلی الله علیه و آله که پرسیده بود: زن در چه حالتی به خدا از همه نزدیک تر است؟ اظهار داشت: «اَدْنی ما تَکُونُ مِنْ رَبِّها اَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَیْتِها؛ هنگامی که زن در خانه می ماند، از همه حالات به پروردگارش نزدیک تر است.»</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong>4. پوششهای احتیاطی</strong><br>علی علیه السلام فرمود: «در یک روز ابری و بارانی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله در بقیع نشسته بودیم. زنی در حالی که بر الاغی سوار بود، بر ما گذشت. ناگهان دست حیوان در گودی فرو رفت و زن از پشت حیوان به زمین افتاد. پیامبر صلی الله علیه و آله صورتش را برگرداند. اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا! این زن شلوار پوشیده بود [لذا جایی از بدنش آشکار نگردید]. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سه مرتبه فرمودند: خدایا! زنانی را که شلوار می پوشند، مورد لطفت قرار بده! سپس فرمودند: ای مردم! از شلوار استفاده کنید که پوشش بهتری است و هنگام خارج شدن از منزل، به وسیله شلوار زنانتان را [از نگاه نامحرم] حفظ کنید.»</p>



<p class="wp-block-paragraph"><strong>5. از پشت پرده جواب بگویید</strong><br>قرآن کریم می فرماید: «وَاِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعا فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ»؛ «چون از زنان پیغمبر متاعی خواستید، از پس پرده بخواهید!»</p>



<p class="wp-block-paragraph">خوب است زنان با ایمان نیز با مردان نامحرم از پشت پرده سخن بگویند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">از امام خمینی رحمه الله دو مسئله سؤال شد که:</p>



<p class="wp-block-paragraph">1. حدود حجاب اسلامی برای بانوان چیست و آیا برای این منظور، پوشیدن لباس بلند آزاد و شلوار و روسری کفایت می کند؟ اصولاً چه کیفیّتی در لباس و پوشش زن در برابر افراد نامحرم باید رعایت شود؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">آن بزرگوار جواب داد: «واجب است تمام بدنِ زن به جز قرص صورت و دستها تا مچ از نامحرم پوشیده شود و لباس مذکور اگر مقدار واجب را بپوشاند، مانع ندارد؛ ولی پوشیدن چادر بهتر است و از پوشیدن لباسهایی که توجه نامحرم را جلب می کند، باید اجتناب شود.»</p>



<p class="wp-block-paragraph">2. با توجه به فرمایش حضرت امام که فرموده اند: «باید از لباسهایی که جلب توجه می کند، اجتناب نمایند.» آیا پوشیدن جوراب ضخیم بدون شلوار با این که حجم بدن از بیرون مشخص و در بعض موارد مهیّج است و یا پوشیدن کفشهایی که در هنگام راه رفتن صدای مهیّج دارد، جایز است؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">جواب: از پوشیدن هرگونه لباس مهیّج باید خودداری کنند.»</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حجاب و عفاف</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-2/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2024 02:22:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3398</guid>

					<description><![CDATA[گزیده ای از سخنان حجت الاسلام قرائتی پیرامون حجاب و عفاف لباس مقدس است، لباس نعمت است، كرامت است. خدا به حيوان لباس نداده به انسان لباس داده شما يك چيزي را كه همينطور عادي و معمولي تلقي مي‌كنيد در پارچه نمي‌پيچيد اما يك چيزي را كه ارزش دارد در كاغذ كادويي مي‌بنديد. هر چيزي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">گزیده ای از سخنان حجت الاسلام قرائتی پیرامون حجاب و عفاف</p>



<p class="wp-block-paragraph">لباس مقدس است، لباس نعمت است، كرامت است. خدا به حيوان لباس نداده به انسان لباس داده شما يك چيزي را كه همينطور عادي و معمولي تلقي مي‌كنيد در پارچه نمي‌پيچيد اما يك چيزي را كه ارزش دارد در كاغذ كادويي مي‌بنديد. هر چيزي كه ارزش دارد، حجاب هم دارد. (دی ماه 67)</p>



<p class="wp-block-paragraph">در غرب به زن خيلي توهين شد. براي جاسوسي از زن استفاده شده است. حتي خود ايراني‌ها که در خارج کار مي‌کنند براي اينکه بعضي ايراني‌ها را شکار کنند. براي خبر از زن استفاده مي‌کنند. يعني زن آلت جاسوسي شده است. براي فروش بهتر اجناس از زن و عکس زن در فروشگاه‌ها استفاده مي‌كنند. يعني زن وسيله اسکناس و سرمايه دار شده است. زن ليوان شير جوان هرزه شده است. اين بزرگترين توهين است.(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">بدان با رها شدن ، کرامتت را از دست مي‌دهي. زن هرچه بيشتر خودش را حفظ کند، تسلط قلبيش بيشتر است.(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر همه زن‌ها رها بودند يعني به سمت رها شدن و هرزگي برويم و آزاد باشيم، اگر هر طور مي‌خواهيم خودمان را درست کنيم و در خيابان‌ها برويم، انتخاب همسر فقط محورش شهوت و شکل مي‌شود. يعني کسي مي‌خواهد انتخاب کند قشنگ مي‌بيند. مي‌گويد: اين را مي‌خواهم. اين را نمي‌خواهم. پسر مي‌گويد: اين را مي‌خواهم. دختر هم مي‌گويد: اين را مي‌خواهم. يعني اگر به سمت جلوه گري بروند اين ملاک انتخاب فقط شکل مي‌شود و شکل هم زود از بين مي‌رود. پيري، مريضي و دو بخيه به يک گوشه از صورتش زيبايي از بين مي‌ود. اما اگر زن در پوشش رفت يک کم براي شکلش حساب مي‌کند. يک کم هم براي کرامتش، حسادتش، مسئوليتش، سوادش، حساب مي‌كند. يعني هرچه جلوه در خيابان بيشتر شود سهم شهوت بيشتر مي‌شود و سهم عقل کمتر! اما اگر زن در حفاظ بود، مادر وخواهر را مي‌فرستند که دختر چه شکلي است. اما سهم شکل پنجاه درصد است. شکل خانم پنجاه درصد است. هرچه جلوه بيشتر باشد سهم شهوت بيشتر مي‌شود وسهم عقل کمتر است.(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">من در اتريش بودم. يک همه پرسي کرده بودند که بيشترين مشکل شما چيست؟ هشتادو پنج درصد مردم اتريش گفته بودند: كه بيشترين مشکل اين است که شب به خانه مي‌رويم و زنمان ما را دوست دارد يا نه؟ زنمان خانه هست يا نه؟ وقتي آزادي شد هرچه آزادي بيشتر شود مشكلات بيشتر است. (مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">من يک سوالي از خانم‌ها مي‌کنم. اگر دوست داريد راحت جواب بدهيد. دوست داريد كه يک خانمي با جلوه‌اي که دارد در خيابان دل پدرت را ببرد؟ پدرت ديگر کاري به زندگي نداشته باشد. دختر خانم من نمي‌خواهم از قرآن چيزي بگويم. شما که با شکلت دل يک جوان را مي‌بري. فکر نمي‌کني جواني که نامزد دارد شما را مي‌بيند و مي‌بيند كه شما از زن خودش بهتر هستي. شکل شما، زندگي اين زن و شوهر را متزلزل مي‌کند. فکر نمي‌کني كه فردا هم يک دختري زيباتر از خودت بيايد و با جلوه خودش دل شوهر شما را حسابي تسخير كند. فکر نمي‌کني شني که در اين ديگ مي‌اندازي زير دندان خودت هم برود؟(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">از خودت سوال کن. من که با اين وضع بيرون رفتم چه کسي از من خوشش مي‌آيد؟ خدا از من خوشش مي‌آيد؟ امام زمان از من خوشش مي‌آيد؟ انقلابيون وخون داده‌ها وخانواده شهدا از من خوششان مي‌آيد؟ حزب اللهي‌ها از من خوششان مي‌آيد؟ چهار نفر جوان هرزه خوششان مي‌آيد؟(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">جاهايي که دختر و پسر به هم نگاه مي‌کنند و چشم چراني مي‌کنند تمرکز فکري براي مطالعه ندارند. هرچه حفاظ بيشتر باشد، تمرکز فکري براي مطالعه بيشتر است. هرچه چشم چراني بيشتر باشد، آدم نمي‌تواند متمرکز باشد. مطالعه کند. چون آدم دارد مطالعه مي‌کند يک دختري مي‌ايد رد شود، نگاهش مي‌کند. بعد هم مي‌گويد: تا مي‌ايد مطالعه کند يکي از اين طرفش مي‌گذرد.(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">عفاف يک کرامت است. خواهرها! مرد زور و پول وقدرت مالي دارد. شما هرچه عفيف‌تر باشيد تسلط قلبي خواهيد داشت. تسلط قلبي برابر تسلط مالي است. اگر رها شوي تسلط قلبيت را از دست مي‌دهي.(مرداد ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">گاهي زنها مي‌گويند: مگر خدا به ما نامحرم است؟ نه خدا به همه محرم است. اگر محرم است چرا سر نماز خودمان را بپوشانيم؟ معناي پوشيدن محرمي و نامحرمي نيست. معناي پوشيدن کرامت است.(شهریور ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">حجاب حفاظت است. شما کفش هم که مي‌پوشي بالاخره پايت گير مي‌کند. آدم پابرهنه برود راحت‌تر است. بله! راحت‌تر است. اما تيغ در پايت مي‌رود. کفش يک بار است. اما اين بار را بايد کشيد. چون که هم بار هست. هم حفاظت هست. کفش بار است اما حفاظت است. لباس بار است اما کرامت است. (شهریور ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">رمز بي حجابي بعضي از دخترها چشم مردهاست. اگر دختر بداند که مرد نگاهش نمي‌کند اينطور نمي‌گردد. اين مي‌بيند شما نگاهش مي‌کنيد لوس مي‌شود. مرد عفيف آن است که زن را با عفت کند. زن عفيف مي‌توانه مرد را با عفت كند.(شهریور ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">ما حجابمان وعفت و دينمان ارزان تمام نشده است. يک وقت يک چيزي ارزان درمي‌ايد. ارزان هم مي‌رود. اما يک چيزي که با کتک خوردن ابوذر به دست آمده است. با پاره شدن لب پيغمبر به دست آمده است. با شکافته شدن مغز اميرالمومنين به دست آمده است. با گلوي علي اصغر به دست آمده است. بادست ابوالفضل به دست آمده است. با کتک‌هايي که انقلابيون در زندان‌هاي شاه خوردن به دست آمده است. با صد هزار و بيش از صدهزار شهيد به دست آمده است.(شهریور ماه 70)</p>



<p class="wp-block-paragraph">استفاده از زينت براي غير شوهر ممنوع. اگر مردي راضي باشد و يا اگر زني خودش را آرايش كند بدون اجازه شوهر خودش را تو خيابان به ديگران عرضه كند و شوهرش هم راضي باشد در روايت داريم مورد لعنت هستند اين زن و شوهر. كه شوهر اجازه داده است خانم خودش را درست كند و به مردهاي اجنبي عرضه كند.(دی ماه 72)</p>



<p class="wp-block-paragraph">اصولاً در غير کارهايي که خشونت مي‌خواهد زن و مرد مثل هم هستند «إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقينَ وَ الصَّادِقاتِ» احزاب/35. بنابر اين اسلام زن را محروم نکرده آنجايي هم که محروم کرد حقش است که محروم کرده يعني به نفع زن است که گفته‌اند کنار باش اگر شما زمستان دستت را توي دستکش کردي هيچوقت پيشاني نبايد بگويد چرا من را توي دستکش نمي‌کني خوب پوست پيشاني طوري است که يخ نمي‌کند اما دستش يخ مي‌زند.(مهر ماه 75)</p>



<p class="wp-block-paragraph">«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ» احزاب/53 اگر خواستيد چيزي به خانمهاي پيغمبر بدهيد و بستانيد نمي‌گويد با خانم پيغمبر تماس نگيريد نه با خانم پيغمبر تماس هم بگيريد منتهي «فَسْئَلُوهُنَّ» سوال کنيد از اينها «مِنْ وَراءِ حِجابٍ» يعني از پشت پرده يا مثلاً نمي‌گويد زن حرف نزند مي‌گويد حرف بزند اما با کرشمه حرف نزند «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» احزاب/32، «تَخْضَعْنَ» از خضوع يعني حرف که مي‌زنند نازک و با کرشمه نباشد چرا؟ براي اينکه «فَيَطْمَعَ» طمع مي‌کند «الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ» آن کسي که در قبلش مرض است.(مهر ماه 75)</p>



<p class="wp-block-paragraph">شما جنس مرغوب را در کادو می پیچید، روی تلویزیون پارچه می اندازید ،کتاب قیمتی را جلد می کنید، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمی دهید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بنابراین جلد و حجاب نشانه ارزش است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند برای چشم که ظریف است و خطرات ان را تهدید می کند حجاب قرار داده .حجاب باعث تمرکز فکر مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است می گردد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در کشورهایی که بی حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا می کند.اسلام به خاطرحفظ حیا ، کرامت و جلال ، جلوگیری از تشتت و هوس بازی و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده.باید دانست که حجاب مانع تولید نیست.بزرگترین صادرات ایران بعد از نفت قالی است که تولیدش به دست زنان باحجاب است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حجاب مانع تحصیل نیست ،صدها هزار دانشمند زن در کشور اسلامی ایران شاهد این ادعاست.حجاب آرم جمهوری اسلامی ایران است.دنیا انقلاب اسلامی ایران را با حجاب بانوانش می شناسد و ابر قدرتها از این نشانه پرارزش انقلاب آنقدر هراس دارند که چند دختر مسلمان را با پوشش اسلامی و حجاب بر سر درس تحمل نمی کنند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حجاب در قرآن</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 03:54:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[انصاریان]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3378</guid>

					<description><![CDATA[مسألۀ حجاب، در صریح آیات قرآن مطرح است. آیات صریح دربارۀ حكم حجاب در سورۀ مبارکۀ نور و احزاب و آیاتی که از الفاظ و واژگانش که به طور کنایه ذکر شده حد حجاب استفاده می‌شود و همچنين در متن روايات هم مطالب ارزنده‌اي بيان گرديده است. لازم است که قبل از ورود به مسألۀ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">مسألۀ حجاب، در صریح آیات قرآن مطرح است. آیات صریح دربارۀ حكم حجاب در سورۀ مبارکۀ نور و احزاب و آیاتی که از الفاظ و واژگانش که به طور کنایه ذکر شده حد حجاب استفاده می‌شود و همچنين در متن روايات هم مطالب ارزنده‌اي بيان گرديده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">لازم است که قبل از ورود به مسألۀ حجاب در قرآن و روایات، (چون در همۀ آیات و روایات مورد بحث محور زنان هستند) باید این مسألۀ مهم را عرض کنم که پروردگار عالم برای زنان از نظر شخصیت انسانی و دینی همان را قائل است که برای مردان قائل است. پاداش زنان را در بهشت در صورت دارا بودن ایمان و عمل صالح با مردان یکسان می‌داند از زنان با عظمتی چون آسیه مادر موسی و مریم کبری با اسم و رسم، و از حضرت فاطمۀ زهرا(س) با اوصاف و زنان اهل ایمان تجلیل کرده است،در هر بخشي كه (المسلمین) فرموده، بلافاصله (و المسلمات) فرموده يا هرجا (المؤمنین) فرموده بلافاصله (المؤمنات) فرموده است. مادرانی که پیغمبران را به دنيا آورده‌اند، مادرانی که ائمۀ طاهرین: را به دنيا آورده‌اند، مادرانی که فقهاء، مراجع، حکما، فلاسفه و عرفای بزرگ شیعه را به دنيا آورده‌اند و مادرانی که شما مردم مؤمن را شیر پاک داده‌اند از بحث ما کاملا خارجند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر من مهمترین آیات و روایات را خواندم نظرم به دختران و زنانی است که خداوند و قرآن به آن‌ها نظر منفی دارد ولی زنانی که اهل ایمان و عمل صالح می‌باشند در پیشگاه پروردگار از درجات بالایی برخوردارند. «من عمل صالحا من ذکر أو انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاةً طيبةً و لنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون»</p>



<p class="wp-block-paragraph">در این آیه زنان اهل ایمان و عمل صالح را با مردان از نظر حیات طیبه و پاداش بهشت کاملا یکسان دانسته و کمترین فرقی بین مردان و زنان در زمینۀ ایمان و عمل صالح نگذاشته است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">من سعی می‌کنم چند آیه از سورۀ نور و احزاب بخوانم و به عمق لغات آنها که در کتاب‌های با عظمت لغت مثل کتاب &#8220;المنجد&#8221; که یک كتاب لغت بین‌المللی است مثل &#8220;العین&#8221; &#8220;قاموس&#8221; و &#8220;تاج العروس&#8221; که از مهمترین کتاب های لغت مي‌باشند آمده اشاره كنم. چون ما برای فهم آیات قرآن مجبوریم به این کتاب‌های لغت مراجعه کنیم و گرنه نمی‌شود آیات قرآن را درست فهمید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در سورۀ احزاب آیه‌اي از آیات صریح در حجاب است كه کنایه ندارد «یا أیها النبی»خطاب مستقیماً به پیغمبر است، نمی‌گوید «قل» تو برای ديگران بگو، پیغمبر را واسطه قرار نداده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در باب حجاب خود پروردگار مستقیم وارد شده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در باب توبۀ به آن با عظمت، گاهی پیغمبر را واسطه قرار داده است «قل يا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لاتقنطوا من رحمة الله» به گناهکاران بگو ناامید نباشید بیایید درست توبه کنید من شما را قبول می‌کنم. اما در آیۀ حجاب خطاب مستقیما از خود حضرت حق می باشد رودربایستی هم با هیچ‌کس ندارد که حالا بگوید پیغمبر من است، عزیزترین مخلوقم می‌باشد و در زمینۀ حجاب دختران و زنانش چیزی به او نگویم مبادا دلگیر شود، مي‌فرمايد: «یا أیها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن جلابیبهن ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما» ای پیغمبر گرامی به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو که خویشتن را به چادر بپوشانند که این کار برای این که آن ها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند بسیار نزدیک‌تر است و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">«جلابیبهن» یک لغت عربی و جمع است که جلباب مفردش می شود. کتاب‌های لغت جلباب را این‌گونه معنی کرده‌اند: پوشش گشاد پوشانندۀ سراپای بدن. شما از جلباب روسری و مانتو می‌فهمید. عرب به پارچۀ گشادی که وقتی زن سر می‌کند بدن را می‌پوشاند، حجم بدن و زیبایی بدن پنهان می‌شود، قد و قامت به درستی از زیر این پارچه پیدا نیست، و تمام بدن را فرا می‌گیرد را جلباب مي‌گويد. به زنان امت بگو، به دخترانت بگو، به زنان خودت هم بگو. مستقیم به تو دارم خطاب می‌کنم، خودم‌ وارد مسألۀ حجاب شده‌ام که به تو دارم خطاب می‌کنم «یا أیها النبی» به همۀ این زنان بگو «یدنین علیهن من جلابیبهن» یعنی همۀ وجودشان نه فقط سرشان را «علیهن من جلابیبهن» این پارچۀ گشاد پوشاننده را «علیهن» نه «علی راسهن» به سراسر بدن بپوشانند. «ذلک أدنی أن یعرفن» این پوشش گشاد نزدیک‌تر به این حقیقت است که هر مردی و جوانی، زني را با این پوشش کامل بدنی ببیند. به نظر آن مرد این زن پاکدامنی است «فلا یؤذین» متلک به او گفته نمی‌شود، از او دعوت به گناه نمی‌شود، از او دعوت به برقرار‌کردن ارتباط نامشروع نمی‌شود. خدا، خدای عالم به همه چیز است؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">برای این که در جامعه متلک‌گویی نباشد، برای این که در جامعه مردان بی تقوا زبان درازی به زنان نکنند. اگر این پوشش باشد مورد این آزارها قرار نمی‌گیرند «و کان الله غفورا رحیما» اگر بعضی از این خانم‌ها قبلا در معرض دید مردان بوده‌اند حالا به این آیه عمل کنند، خودشان را بپوشانند من غفورم، گذشتۀ آن ها را می‌بخشم و رحیمم به آن‌ها مهربان می‌شوم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آيا در قرآن فقط این پوشش گشاد و پنهان کننده بدن و زیبایی زن مطرح است؟ نه، غیر از این پوشش یک پوشش ديگر هم در قرآن مطرح است که خداوند از آن پوشش تعبیر به خُمر کرده است. خُمر یعنی همین مقنعه‌هایی که در مکه زنان مراکشی سرشان می‌باشد که کاملا مو و حجم سر را تا روی سینه می‌پوشاند. فقط یک مقدار گردی صورت پیداست، دیگر موی زن، گردن، سینه و گوشواره پیدا نیست. این را هم قرآن با امر واجب استعمال کرده است که زیر پوشش داشته باشند، مبادا یک وقت باد پاييزي سنگین است و چادرشان را رد کرد باز هم چشم‌ها، زیبایی‌ها و زینت‌های زن مسلمان را نبینند. بنابر اين دو پوشش در قرآن مطرح است که هر دو باید باشد. یکی جلباب است و دیگر خُمر(به ضم) است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اول: «یدنین علیهن من جلابیبهن» امر واجب است. دوم: محرم و نامحرمی را می‌گوید که زنان با چه كسانی محرمند كه در ابتدای آیۀ سی و یک سورۀ نور، پوشاننده تا روی سینه را مقنعه می‌گوید که باید آن پوشش گسترده‌اي باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت فاطمه زهرا(س) دختر پیغمبر اكرم(ص) وقتی مسجد رفت که حکومت را محاکمه کند به دستور آیۀ احزاب یک پوشش سرتاسری انداخت که از سر تا نوک پاهایشان را بپوشاند و هم خُمر را بر سر انداخت. و حالا برنامه سومش را ما نمی‌توانیم در این مملکت پیاده کنیم که ده إلی بیست نفر از زن های مدینه را دعوت نمود که در فاصلۀ بین خانه تا مسجد (که شش هفت متر بیش نبود) دور مرا بگیرید که من شناخته نشوم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زینب‌کبری(س) هم در بارگاه ابن‌زیاد به اسرا گفت دور مرا بگیرید که مرا نشناسند و نبینند که ابن زیاد آدم خیلی پررويی بود. اُسرا را که نگاه می‌کرد سؤال کرد: «من هذه التي انحازت فجلست ناحية و معها نسائها؟» این خانمی که خودش را پنهان کرده و پیدا نیست کیست؟ کسی جوابش نداد. دوباره سؤال کرد باز هم جوابش را ندادند. دوباره پرسید، خادمی از خدام اهل بیت: که زن بود بلند شد و گفت دهانت را ببند. چه قدر می‌پرسی، این دختر امیرالمؤمنین(ع) و فاطمۀ زهرا(س)، زینب کبری(س) می‌باشد که نمی‌خواهد چشم آلوده تو به او بیفتد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خدایا من خیلی خوشحالم که حرف‌های ناب تو را دربارۀ حجاب زنان می‌گویم و می‌دانم که در قیامت از محاکمه نخواهم داشت چون حق تو را ادا کردم. حق حجاب تو در این مملکت بسیار مظلوم است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در آية ديگر مي‌فرمايد: «و لا یبدین زینتهن» زنان اصلا اجازه ندارند آرایش‌های بدنی یعنی زیبایی اندام، سینه، گردن، مو و آرایش‌های خود را را در مقابل چشم مردان ببرند. به مردان یعنی مسلمان، مسیحی، یهودی، زردشتی، لائیک، کمونیست، بی دین، می‌گوید زن که آفریدۀ من است و مملوک من است و من صاحب همه امور او هستم و اجازه نمي‌دهم كه خوش‌نمایی اصلی خلقتش را و آرایش خود را به مردم نشان بدهد، نمی دهم. آن زني که خودش را نشان می‌دهد در واقع مي‌گويد: خدایا من به اجازۀ حضرت عالی هیچ کاری ندارم. این مي‌شودكفر. «إلّا ما ظهر منها» حداقل من كه درباره مفهوم «إلّا ما ظهر منها» گشتم ببینم خدا چه می‌فرمايد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بالاترین عالمان ما می‌گویند مگر چیزی که خود به خود جلوي چشمان ظاهر شود. یعنی یک وقتی باد چادرش را کنار بزند. بزرگان دین «إلّا ما ظهر منها» را این‌گونه معنی کرده‌اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعضی از علما هم می‌گویند مگر کمی از گردی صورت و تا مچ دست. «إلّا ما ظهر منها» يعني کمی از گردی صورت، نه گردی به صورتی که کامل زیبایی درک شود. «و لیضربن» لام، لام امر واجب است «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» روسری را عرب «خُمر» می‌گوید که سر و گردن و سینۀ زن را بپوشاند زیر آن پوششی که در سورۀ احزاب مطرح شد ما یکی از این دو آیه را نمی توانیم تعطیل کنیم، هر دو امر می‌باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جیوب در لغت عرب یعنی گردن، بنا گوش و گوش و زیبایی‌های گردن و سینه با مقنعه همۀ این‌ها را بپوشاند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حالا چه کسانی به زن محرمند؟ «و لا یبدین زینتهن» زنان، زیبایی چهره، زیبایی گردن، زیبایی سینه، لباس‌هاي رنگارنگ بسیار تحریک کننده را به كسي نباید نشان دهند مگر برای دوازده نفر که برای آن‌ها تحریک کننده نیست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">1-«و لا یبدین زینتهن إلّا لبعولتهن» شوهر او كه به او محرم است<br>2-«أو أبائهن» پدران بزرگ او، پدر و پدر بزرگش به زن محرمند<br>3-«أو أباء بعولتهن» پدر شوهر هم به او محرم می باشد<br>4-«أو أبنائهن» پسران خود او که از شوهر هستند به او محرمند<br>5-«أو أبناء بعولتهن» اگر با مردی ازدواج کرده که آن مرد پسر از زن ديگرداشته، آن‌ها نیز محرمند<br>6-«أو إخوانهن» برادران زن به او محرمند<br>7-«أو بنی إخوانهن» پسران برادر زن به او محرمند که او عمۀ آن‌ها می‌شود<br>8-«أو بنی أخواتهن» به پسران خواهرش محرم است<br>9-«أو نسائهن» به زنان مؤمن و مسلمان هم محرم است<br>10-«أو ما ملکت ایمانهن» به غلامی که با پول خود خریده، محرم است که الان دیگر وجود ندارد که همان خرید به منزلۀ محرمیت است<br>11-«أو التابعین غیر اولی الأربة من الرجال» نوکری که در خانه کار می‌کند. اينكه حضرت حق می‌فرماید، خیلی عجیب است<br>12-«أو التابعین غیر اولی الأربة» این مرد هیجانی در شهوت او ایجاد نمی‌شود و فرقی بین زن و مرد نمی‌تواند بگذارد، فقط کار می‌کند این زن به چنین مردي که در منزل کار می‌کند محرم است.<br>13-«أو الطفل الذین لم یظهروا علی عوارت النساء» به بچه ای که میل و غریزۀ جنسی هنوز در او ظهور نکرده است مثلا پسر بچۀ سه یا چهار ساله باشد، ولی بچۀ پنج وشش ساله که وقتی دست به بدنش زده می‌شود خوشش بیاید این بچه به زن نامحرم است<br>14-«و لا یضربن» به زن اجازه نمی‌دهم «بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن» کفشی بپوشد که در حال راه رفتن، کفش صدای زیبایی بدهد و گوش مردان را نوازش کند. وقتی صدای پا را شنیدند برگردند و او را تماشا کنند و ببینند که به این شکل راه رفتن، سر و صدای کفش و دستبند و گردن بند و النگو دارد می‌آید، آن وقت مردان هزاران فکر آلوده دربارۀ آن زن مي‌کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما ارتباط نامشروع با دختران و زنان كه بر طبق فرهنگ غرب در این زمان عادي شده است به حكم قرآن حرام است كه در سورۀ نساء آیۀ بیست و پنج و سورۀ مائده آیۀ پنج ارتباط دختر و پسر و روابط پنهاني را حرام نموده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما در مورد خانم‌هایی که دستور این دو آیه و خیلی از برنامه‌های الهی را رعایت نمی‌کنند، تقوا را مراعات نمی کنند، پوشش را مراعات نمی کنند، دستور این دو آیه را رد می‌کنند و در زندگی کارهای دیگری هم دارند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">یک روایت بسيار مهمي را نقل مي‌كنم. متن روایت در کتاب بسیار باعظمت و مقبول کل علمای شیعه، عیون الأخبار الرضا(ع) نوشته وجود مبارک عالم کم نظیر شیخ صدوق1 و در بحارالانوار مرحوم مجلسي و در کتاب لئالی الأخبار عالم بزرگ مرحوم تویسرکانی هم آمده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">شیخ صدوق1 از ورّاق نقل می‌کند، ورّاق از یک مرد شیعه به نام اسدی نقل می‌کند، اسدی از یکی از راویان شیعه به نام سهل نقل می‌کند و سهل از عبدالعظیم حسنی و عبدالعظیم حسنی از امام جواد(ع) و امام جواد(ع) از امام رضا(ع) و ايشان از پدرانش چنين نقل می‌کند كه امیرالمؤمنین(ع) مي‌فرمايد: «دخلت أنا و فاطمة علی رسول الله(ص)» من و فاطمه(س) همسرم خدمت پیغمبر اكرم(ص) رسیدیم. راویان حدیث از نُه امام: آن را نقل کرده‌اند از حضرت عبدالعظیم تا امام علی(ع) هر امامی به مردم زمان خویش گفته «فوجدته یبکی بکاءً شدیدا» پیغمبر اكرم(ص) به سختی گریه می‌کرد. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: پدر و مادرم فدایت شوند یا رسول الله(ص) چه چیزی باعث شده که شما چنین گریۀ سختی مي‌کنید؟ پیغمبر اكرم(ص) فرمود: یا علی شبی که مرا به معراج بردند، چيزهايي ديدم که برای شما می‌گویم. من زنان امتم را در عذاب سختی دیدم نه عذاب معمولی، بر من خیلی عذاب سخت امتم گران تمام شد، سختی عذاب آن‌ها مرا به گریه انداخت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">فرمود: خانمی را دیدم که با موی سر به دیوار جهنم بسته شده بود که مغزش در حال جوشیدن بود. خانمی را دیدم که با زبانش آویخته شده بود و آب جوش جهنم در حلقش می‌ریختند. خانمی را دیدم که با سینه آویخته شده بود. خانمی را دیدم که گوشت بدن خودش را می‌کند و می‌خورد و آتش از زیر بدنش وارد می‌شد و از دهانش خارج می‌گشت. خانمی را دیدم که دو پایش و دستش را به هم بسته بودند و مار و عقرب به بدنش چسبیده بودند. خانمی را دیدم که کور، کر و لال بود در تابوتی از آتش که مغزش از بيني او بيرون می‌ریخت و بدنش از مرض برص و جزام جهنم بریده بریده شده بود. خانمی را دیدم که به دو پا در تنوری از آتش آویخته شده بود. خانمی را دیدم که گوشت بدنش قطع می‌شد و آتش از پیش و پشت سرش به او حمله می‌کرد و با قیچی جهنم گوشتش را می‌کندند. خانمی را دیدم که آتش جهنم از صورتش بالا می‌رفت و با دست آتشین معده و رودۀ خود را می‌خورد. خانمی را دیدم که سرش چون خوک و بدنش همچون بدن الاغ و میلیون‌ها رنگ عذاب او را فرا گرفته بود. خانمی را دیدم که صورتش چون صورت سگ و آتش از زیر بدن وارد و از دهانش خارج می شد و ملائک با گرزهای آتشین بر سرش می‌زدند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعد از سخنان پیغمبر اكرم(ص)، حضرت زهرا(س) وارد سخن شد و عرض كرد: حبیب من، نور چشم من، پدر به من خبر بده که کار این زن‌ها چه بوده و روش و عادتشان چه بوده است که خداوند چنین عذاب‌هایی را بر آن‌ها مسلط کرده است. پیغمبر اسلام(ص) فرمود دخترم آن که با موی سر به دیوار جهنم آویخته بودند خانمی بود که همۀ مردها خیلی راحت موی سرش را می‌توانستند ببینند و پوششی نداشته است. زنی که با زبانش آویخته بودند زنی بود که به ناحق و بی‌دلیل با زبانش و زشت‌گویی‌هایش دائم دل شوهرش را آتش می‌زد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما خانمی که با سینه آویزان بود خانمی بود که نیاز جنسی شوهرش را جواب نمی‌داده و نمی‌گذاشته کنار او هم بخوابد و حال چه آن زن خیلی مقدس بوده که مي‌گفته نماز شب بخوانم و مرد را دور می‌کرده و یا مزاج سردی داشته است. در هر صورت پیغمبر اكرم(ص) فرموده زنی که شوهرش را از غرائز جنسی محروم کند به برآمدگی سینه در جهنم آویزان می‌شود. و اما خانمي که با دو پا آویخته می‌شود زنی است که بدون علت شرعی و اجازۀ شوهر از خانه خارج می‌شود، حال یک وقت زن نیاز به مسائل الهی حلال و حرام دارد، یک ساعت تا مسجد می‌رود، این عیبی ندارد اما یک وقت زن می‌خواهد بیرون برود و حق غریزۀ مرد پایمال می‌شود این گناه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما خانمی که گوشت بدنش را در آن آتش می‌خورد، در منزل به خود مي‌رسيد و لباسی را می‌پوشید که در بیرون خودش را به چشم‌ها ارائه دهد نه این که با مردی رابطه داشته باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما خانمی که دست و پایش بسته شده بود و مارها و عقرب‌ها به او چسبیده بودند خانمی بوده که بدون نظافت اعضا و جوارح وضو می‌گرفته و لباس‌های نجس و ناپاک‌ تن می‌کرده و از جنابت و عادت ماهانه غسل نمی‌کرده و نماز را سبک می‌شمرده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما خانمی که کور و کر و لال بود، زنی بود که از زنا بچه به دنیا آورده و گردن شوهرش انداخته و شوهر هم نمی‌دانسته که بچه از آن خودش نیست و تا آخر عمر ارتباط نامشروع داشته است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">و اما خانمی که با قیچی آتشین جهنم ملائکه گوشتش را قیچی می‌کردند خانمی بود که با نامه و يا وسيله ديگري خود را به مردان نامحرم عرضه می‌کرده است. اما خانمی که صورتش و بدنش پر از آتش بود و معده و روده‌اش را می‌خورد، آن زن دلال بین زن و مرد نامحرم بود که خود او پیر شده بود و کسی سراغش نمی‌رفت و دلالی می‌کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما خانمي که سرش خوک و بدنش الاغ بود زنی بود که آتش اختلاف روشن مي‌كرد و زن و شوهر‌ها را به جان هم می‌انداخت و آرامش خانواده را به هم می‌ریخت و دروغ می‌گفت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما زنی که صورتش سگ بود و آتش از پايين او داخل می‌شد و از دهانش بیرون می‌زد رهبر ارکستر زنانه بوده در مجلس مردان خوانندگي مي‌كرد. در زمان پیغمبر اكرم(ص) رادیو و تلويزیون نبوده، اما لغتی که پيغمبر اكرم(ص) به کار گرفته این است:«فإنّها کانت قينةً» هم خواننده بوده که مردان می‌آمدند شرکت می‌کردند و هم رهبر ارکستر در سالن‌ها و نمايشگاه‌ها بوده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پیغمبر اكرم(ص) حق داشته که برای چنين زنان زار زار گریه کند. خانم هایی که این مسائل را مي‌خوانيد و از آن‌هایی هستید که در حدیث گفته شده چه کرده‌اید که دل پیغمبر اكرم(ص) را چنان سوزانده‌اید که علی(ع) و فاطمه(س) می‌گویند پیغمبر(ص) بلند بلند و شدید گریه می‌کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">من تاریخ پیامبر اسلام(ص) را خوانده‌ام. به شما خانم‌های بی‌حجاب می‌گویم که پیغمبر اكرم(ص) در بیست و سه سال مردم مکه و مدینه به او هر نوع ظلمی كردند شما دیگر به او ظلم نکنید و دلش را نسوزانید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">یک گریۀ دیگر ايشان اين بود كه یک روز از حضرت(ص) پرسیدند که اي رسول خدا! چرا این قدر گریه می‌کنید؟ فرمود: حسین جان(ع) حالا که از من می پرسی می گویم که بعد از من برای پدرت علی(ع) و مادرت زهرا(س)، برادرت حسن(ع) و برای خودت حوادث عجیبی پیش می‌آید و بلاها به سرتان می‌آورند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حسین جان(ع) من خیلی دلم می‌خواهد شماها هر کدام از دنیا رفتید در کنار من دفن شوید اما این مردم بعد از من همۀ شما را از من دور می‌کنند. چرا گریه نکنم در حالی که گریه‌های مادرت را بین در و دیوار می‌بینم و محراب ‌می‌بینم که فرق پدرت علی(ع) در آن شکافته می‌شود و بدن برادرت حسن(ع) را در کنار قبر من مورد حمله و تیر قرار می دهند كه در حين شهادت به امام حسین(ع) فرمود: «لا یوم کیومک یا أبا عبدالله» یا حسین(ع) روزی همچون روز تو نیست. حسین جان(ع) در همۀ عالم تا روز قیامت هیچ روزی همچون روز تو نخواهد بود.</p>



<hr class="wp-block-separator has-alpha-channel-opacity"/>



<p class="wp-block-paragraph">نحل :(ص)7 .[1]<br>احزاب : 5(ص).[2]<br>زمر :531<br>1 . احزاب: 5(ص)<br>1 . الارشاد، شيخ مفيد : 2/115 ؛<br>بحارالانوار: 45/117 باب 3(ص) حديث 1<br>1 . نور: 31</p>



<ol class="wp-block-list">
<li>نور:31<br>1 . عيون اخبار الرضا7 :2/11؛<br>بحارالانوار: 8/30(ص) باب 24 حديث 75</li>



<li>بحارالانوار :45/218 باب 40 حديث44؛<br>الأمالي، شيخ صدوق: 115 حديث 3 ، مجلس 24</li>
</ol>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>غیرت</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ba%db%8c%d8%b1%d8%aa-2/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ba%db%8c%d8%b1%d8%aa-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2024 02:59:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3371</guid>

					<description><![CDATA[بسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم ارزش صفت غیرت یکی از صفاتی که در مؤمنین باید باشد و از بهترین صفات مؤمن هست و خداوند متعال هم خیلی دوست دارد غیرت است. صفتی که اولین وجودی که در عالم این صفت را دارد، وجود مقدس خود خداوند است. امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: « اِنَّ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">بسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم</p>



<p class="wp-block-paragraph">ارزش صفت غیرت</p>



<p class="wp-block-paragraph">یکی از صفاتی که در مؤمنین باید باشد و از بهترین صفات مؤمن هست و خداوند متعال هم خیلی دوست دارد غیرت است. صفتی که اولین وجودی که در عالم این صفت را دارد، وجود مقدس خود خداوند است. امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: « اِنَّ الله غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیور »، خداوند متعال غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">معنای غیرت</p>



<p class="wp-block-paragraph">غیرت یعنی انسان نسبت به محترمات و حریمها و چیزهایی که مورد علاقهاش هست و محبوبش هست حساس باشد؛ نسبت به ناموسش بیتفاوت نباشد و اگر غیر خواست به حریم او تعرض کند، احساس مسئولیت کند و واکنش نشان بدهد. وجود مقدس خداوند متعال هم ناموس دارد. چیزهای محبوب و مورد علاقه خداوند متعال ناموس الهی هستند که از آنها دفاع می کند. آنها محترمات الهی هستند، از جمله دین خدا، احکام الهی، قرآن، اولیا و انبیای الهی، حقوق مؤمنین و… همه اینها محترمات الهی هستند که پروردگار عالم از آنها دفاع می کند.<br>خداوند غیرت را حتی از مشرک دوست دارد</p>



<p class="wp-block-paragraph">از این نظر اولین غیور در عالم خود خداوند متعال است و این صفت را در هر کسی ولو مشرک و غیرمسلمان دوست دارد. این صفت، ارزشمند و کمال است. در روایتی از امام باقرعلیه السلام آمده است که دستور اعدام تعدادی از مشرکین که با مسلمانان جنگیده و مستحق اعدام بودند، صادر شد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یکی از آنها را جدا کرد و گفت او را نکشید. او را جدا و بقیه را اعدام کردند. او خدمت پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم رسید و پرسید: « چرا مرا نکشتید؟ » پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: الان جبرئیل از طرف خداوند متعال نازل شد و فرمود در تو پنج صفت هست که خداوند آنها را دوست دارد: اول صداقت، دوم شجاعت، سوم سخاوت، چهارم اخلاق خوشی که با خانواده و اطرافیانت داری و پنجم « الْغَیْرَهَ الشَّدِیدَهَ عَلَی حَرَمِک »، نسبت به حَرَمت غیرت داری. خداوند این پنج صفت تو را دوست دارد. نه اینکه شرک تو را دوست داشته باشد که ندارد، ولی این صفات هرجا که باشند ارزشمندند طرف که خودش را میشناخت، گفت عجب خدا و عجب پیامبری که اینگونه از اوصافم خبر میدهد و همان جا خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مسلمان شد و بعد هم در یکی از غزوات به شهادت رسید .</p>



<p class="wp-block-paragraph">عذاب الهی برای عابدی که غیرت دینی نداشته است این صفت در هر کسی که باشد خداوند دوست دارد، کما اینکه آدم بیغیرت را ولو عابد باشد مبغوض میدارد و بدش میآید. در جلد ۹۷ بحارالانوار، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که قومی مشمول عذاب بود و دو ملک برای عذاب آن قوم فرستاده شدند. اینها وقتی نازل شدند، دیدند در بین آن قوم، مرد زاهد و عابدی است که دارد تضرع و مناجات می کند. از خداوند متعال پرسیدند آیا این هم جزء کسانی است که باید عذاب شود؟ پروردگار عالم فرمود کار خودتان را بکنید. وَ اِن ذلِکَ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهَهُ قَطُّ غَضَباً لِی این آدمی است که به خاطر من اخم نکرده، هیچ جا خشم نداشته و به خاطر من هیچ جا غضب نکرده است. این را هم عذابش کنید. غیرت دینی نداشته است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اقسام مختلف غیرت</p>



<p class="wp-block-paragraph">از همین روایت یک چیزی را متوجه بشوید، ما معمولاً وقتی کلمه غیرت را میشنویم، بیشتر غیرت ناموسی به ذهنمان می آید، ولی از همین روایت متوجه می شویم غیرت فقط ناموسی نیست. در این روایت منظور غیرت دینی است. غیرت اقسامی دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حداقل سه قسم مهم غیرت داریم:<br>اول غیرت ملی<br>اولین قسم آن غیرت ملی است که انسان نسبت به ملت، آب و خاک خود احساس مسئولیت کند و تعهد داشته باشد. غیرت ملی غیر از ملیگرایی است. ملی گرایی چیز منفوری است. غیرت ملی این است که انسان نسبت به ارزشها، افتخارات، پشتوانههای فرهنگی و تمدنی ملت خود که هویت او را تشکیل میدهند، بیتفاوت نباشد و نسبت به آنها احساس مسئولیت و از آنها دفاع کند. این چیز بدی نیست. البته این حدیث خیلی محکم نیست، ولی نقل شده است که « حُبُّ الوَطَن مِنَ الایمان » که میتواند ناظر به همین معنا باشد. وطن را دوست داشتن و پاسداری از ارزشها و افتخارات ملت خود و دفاع از آنها ویژگی ارزشمندی است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">تفاوت غیرت ملی با ملی گرایی</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما ملیگرایی بیشتر ناظر به نفی ارزشهای ملل دیگر و تقابل با آنهاست. ملیگرایی تعصب افراطی روی ملت خود و نفی ارزشهای ملل دیگر و حق را پوشاندن است، چون ملتهای دیگر هم ممکن است ارزشهایی داشته باشند. انسان نباید آن ارزشها را بپوشاند و انکار کند. بعد از جنگ جهانی دوم انگلیسها خیلی ترویج کردند در جهان اسلام پان ایرانیسم، پان ترکیسم، پان عربیسم که اینها هر کدام همدیگر را نفی کنند؛ ناسیونالیسم عربی، ناسیونالیسم ترکی، ایرانی. آن خوب نیست. ملی گرایی یعنی نفی ملتهای دیگر اما غیرت ملی یعنی انسان نسبت به داشته های خودش حساس باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">غیرت ملی ستارخان</p>



<p class="wp-block-paragraph">امروز ما از سردار ملی و سالار ملی ستارخان و باقرخان میشنویم که برای استقلال و عزت وطن و آب و خاکشان مبارزه کردند. اینها مشروطهخواه بودند و با استبداد داخلی میجنگیدند. همان موقع وقتی دیدند انگلیسها در مشروطه نفوذ کردهاند و آنها هم دارند دم از مشروطه میزنند، در عین مشروطه خواه بودن و مبارزه با استبداد، با انگلیسها هم مقابله میکردند، چون عزّت ایران را میخواستند. در آن گیر و دار که این خطر وجود داشت که از طرف انگلیسها حذف شوند، از طرف کنسولگری روسیه برای ستارخان پیغام آمد که اگر به کنسولگری روسیه پناه بیاوری، ما از تو دفاع میکنیم و او آن جمله معروف راگفت که من زیر بیرق اباالفضل علیه السلام هستم، بیرق روسیه را نمیخواهم. ما امروز او را به عنوان یک مرد غیرتمند تحسین میکنیم. یعنی در همان جا نه باج به روس می داد نه به انگلیس. این معلوم است که دنبال این است که مردم خودش عزت داشته باشند و عزیز باشند. ما این را تحسین می کنیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مصادیق غیرت ملّی و بی غیرتی ملّی در تاریخ</p>



<p class="wp-block-paragraph">ما امروز رئیسعلی دلواری بزرگوار را تحسین میکنیم که با همراهی تنگستانیها و دشتستانیهای بوشهر در مقابل انگلیسیها ایستاد و مردانه جنگید و به شهادت رسید و آنها را با غیرت میدانیم. ما کسی مثل شاه سلطان حسین صفوی را بیغیرت میدانیم. شاه سلطان حسین آخرین پادشاه صفوی بود که در فتنهای که در ایران رخ داد و تجاوزاتی که به ایران صورت گرفت، دست روی دست گذاشت تا وقتی که محمود افغان و سربازانش به دروازههای اصفهان که در آن زمان شهر بزرگ صفویه بود، رسیدند و او به جای اینکه بایستد و دفاع کند، خودش جلو رفت و تاجش را برداشت و روی سر محمود افغان گذاشت و دخترش را پیشکش کرد. او اگر می ایستاد و مقاومت میکرد و تعدادی هم کشته میداد، کشتهها بسیار کمتر از وقتی میشد که آنها وارد اصفهان شدند و کشتار زیادی کردند و اسم بیغیرتی هم روی او ماند. ما این را بی غیرت می دانیم. غیرت ملی ارزش دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مصادیق دیگری از غیرت ملی</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته غیرت ملی فقط در بحث نظامیگری نیست. آن جوان نخبهای هم که می تواند برود خارج درس بخواند ولی نمی رود یا میرود و در خارج از کشور ادامه تحصیل میدهد و با اینکه در آنجا میتواند بار خود را ببندد، ولی برمیگردد و به این کشور خدمت می کند، او هم غیرت ملی دارد. آن سرمایهداری که میتواند پولش را ببرد و در جای دیگری سرمایهگذاری کند و امکانات بهتر و رفاه بیشتری هم داشته باشد، ولی در کشور خودش میماند و با مشکلات و موانع میسازد و خدمت می کند، او هم غیرت دارد. این هم یکی از اقسام غیرت است که بسیار ارزشمند است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دوم غیرت ناموسی</p>



<p class="wp-block-paragraph">قسم دوم غیرت، غیرت ناموسی است که انسان نسبت به ناموس و حریم خود غیرت داشته باشد و به هیچوجه به غیر اجازه ندهد که وارد حریمش شود. یک مسلمان نه فقط نسبت به ناموس خود که چون مسلمان است، اگر به ناموس دیگری هم تعرض شود، نباید ساکت بنشیند، بالاتر حتی اگر غیرمسلمانی باشد که مظلوم باشد.<br>حتماً در نهجالبلاغه خواندهاید که زمانی لشکریان معاویه به یکی از شهرهای مرزی حکومت حضرت به اسم انبار که نمی دانم این استان الانبار فعلی ارتباطی دارد یا نه تجاوز کردند. حضرت وقتی شنید که از پای یک زن یهودی خلخالش را ربودهاند، فرمود اگر مسلمانی از شنیدن چنین ظلمی که بر یک زن یهودی که شهروند حکومت اسلامی است روا داشته شده است، بمیرد و دق کند، او را ملامت نمیکنم « مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ کَانَ بِهِ عِنْدِی جَدِیراً ».</p>



<p class="wp-block-paragraph">غیرتمندی آیت الله مرعشی در زمان کشف حجاب</p>



<p class="wp-block-paragraph">خدا رحمت کند مرحوم آیتالله مرعشی نجفی را. در زمان جوانی و هنگامی که رضاخان قانون کشف حجاب را اجرا میکرد، نقل میکنند که رئیس شهربانی قم که آدم هیکلمند، لات و قلدری بود، وارد حرم حضرت معصومه سلام الله علیه شد و به قسمت خانمها رفت و چادرهایشان را کشید. هیچ کس جرأت نداشت کاری بکند و فقط صدای فریاد یا اباالفضل علیه السلام یا صاحبالزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به گوش میرسید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">کسی جرأت نمی کرد جلو برود. بزرگترهای مجلس می دانند آن موقع اگر کسی به یک پاسبان چیزی می گفت خیلی باید تاوان پس می داد چه برسد به رییس شهربانی و رییس پلیس. میگویند ایشان که وارد حرم حضرت معصومه سلام الله علیه شد و جواب دادند فلانی دارد چادر زنها »؟ چه خبر است « : صدای جیغ و فریاد شنید، پرسید را میکشد. ایشان شتابان رفت و سیلی محکمی به گوش رئیس شهربانی قم زد که برق از چشمش پرید، چون باور نمیکرد که کسی بیاید و او را این طور بزند. چند لحظهای بهتش زد و بعد آقای مرعشی نجفی را تهدید کرد که حسابت را میرسم. آیت الله مرعشی می گوید من یقین داشتم که می خواهد من را بکشد، که البته خدا به او امان نداد و اتفاقی افتاد و مرد. آدم غیرتمند نسبت به ناموس دیگران هم بیتفاوت نیست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بی غیرتی مردان یکی از عوامل بدحجابی خانم ها</p>



<p class="wp-block-paragraph">متأسفانه در کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، گاهی اوقات انسان صحنههایی را میبیند که حاکی از کم شدن غیرت در بعضی از مردهاست. مردی که همسر، دختر و خواهرش با موی افشان و لباس تنگ و رنگارنگ خودش را تابلو می کند و به دیگران ارائه میدهد و دستش هم در دست یک مرد نامحرم هست، غیرت ندارد. متأسفانه یکی از عوامل مهم بدحجابی خانمها، بی غیرتی مردان است. کمبود غیرت در مرد است. اشتباهی که ما اینجا ها می کنیم بیشتر یقه ی خانم را می گیریم، در قضیه بیحجابی یا بدحجابی باید اول یقه مرد را گرفت که تو غیرتت کجا رفته است که خانمت اینطور با تو راه می رود. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که فرمود: « ای مردان کوفه! -خطاب به مردان کوفه است- به من خبر رسیده است که در بعضی از کوچههای بازار که ازدحام جمعیت زیاد است، زنان شما تنه به تنه مردان میزنند و راه میروند. شما خجالت نمیکشید؟! حیاء ندارید؟! لَعَنَ اللهُ مَنْ لاَ یَغَار. خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد. » امیرالمؤمنین علیه السلام در این آسیب اجتماعی یقه مردان کوفه را چسبید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اشتباهی که ما الان داریم مرتکب میشویم این است که بلندگو به دست گرفتهایم و میگوییم خانم! حجاب! خانم! حجاب! باید بلندگو به دست بگیریم و بگوییم آقا! غیرت! آقا! غیرت! پشت هر زن بیحجاب یا بدحجاب یک مرد بیغیرت یا کمغیرت قرار دارد و دشمن قبل از اینکه حجاب زن را نشانه رفته باشد، غیرت مرد را نشانه رفته است. او را باید تقویت کرد.<br>جوانان برای ازدواج باید سراغ دختران عفیف و پوشیده بروند</p>



<p class="wp-block-paragraph">یک جوانی که می خواهد ازدواج کند، جوانی که غیرتمند است می رود سراغ دختری که با حجاب هست، دختری که پوشیده هست و عفیف و اجازه نمی دهد کسی وارد حریمش شود. وقتی جوان مسلمان این دختر را گرفت آن وقت دخترهای دیگر می فهمند که در چشم نیستند، و خودشان را به این سمت سوق می دهند. برعکس هم اگر جوانی دنبال زیبایی شخصی باشد و برایش مهم نباشد حجاب دارد یا نه، وقتی با این ازدواج کند یواش یواش دخترهای چادری و محجبه که در خانه هستند و کسی سراغ آنها نمی آید می گویند مگر ما تیپ و قیافه نداریم؟! آن وقت این هم کم کم حجابش را کنار می گذارد که بتواند جلوه کند. ببینید چقدر رفتار مرد، غیرت یا بی غیرتی مرد و پسر می تواند دخیل باشد در حجاب یا بی حجابی زن. روز قیامت یقه ی مرد را می چسبند. البته من نمیخواهم بگویم دلیل بدحجابی در کشور ما فقط این است. بحثم هم این نیست. بدحجابی دلایل مختلفی دارد. گاهی اوقات جهالت است. گاهی اوقات عقدههای روحی و روانی زن است که با پوشش نامناسب بیرون میآید که خود را بروز بدهد. گاهی اوقات تربیت غلط خانوادگی است. حتی گاهی اوقات ممکن است مسئله سیاسی و دهان کجی به دین و نظام دینی باشد، اما یکی از مهمترین دلایل بیحجابی، بیغیرتی و کمغیرتی مرد است. بالاخره در خانه هر زنی یک مردی هست؛ برادر، پدر یا شوهری هست که اگر او غیرت به خرج بدهد و جلوی او بایستد، جلوی بسیاری از این وضعیتها را میتواند بگیرد و او اینطور بیرون نمی آید. با غیرت بودن و غیرت ناموسی خیلی ارزشمند است ان شاء الله در این کشور امام زمان این ارزش کم رنگ نشود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوم غیرت دینی</p>



<p class="wp-block-paragraph">از غیرت ناموسی مهمتر غیرت دینی است. به این دلیل که اگر باید ناموسم برایم مهم باشد که هست، ناموس خدا باید برایم مهمتر باشد. ناموس خدا همان محترمات الهی و حریمهایی است که خداوند متعال دوستشان دارد و از آنها دفاع می کند و نمیگذارد کسی به آنها تعرض کند. احکام الهی، حدود الهی، قرآن، انبیا و اولیای الهی، حقوق مؤمنین و… حقوق مؤمنین جزو نوامیس الهی است. حقوق مؤمنین و مسلمین جزو حقوق الله است. غیرت دینی یعنی اینکه در جایی که لازم است انسان برای خدا خشم بگیرد. یک جاهایی خشم مقدس است. در هر حال خشم مقدس یکی از خصوصیات یک مؤمن است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">گذشت اهل بیت در مسائل شخصی خود</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر در مسائل شخصی کسی به اهل بیت علیه السلام ظلم میکرد، در نهایت مدارا و عفو برخورد میکردند. طرف می آمد با کمال پررویی چشم در چشم امام حسن مجتبی علیه السلام، امام محمدباقر علیه السلام می ایستاد و دشنام میداد. نعوذ بالله! انسان واقعاً تعجب می کند. طرف می آمد و به امام محمدباقر علیه السلام میگفت اَنتَ بَقَر. نعوذ بالله.<br>به امام مجتبی فحش داد، امام مجتبی پرسیدند: « آیا در این شهر غریبی؟ جا نداری؟ ما در خانهمان جا داریم. اگر بخواهی امشب میتوانی مهمان ما باشی » امام مجتبی در منزل جایی داشتند برای پذیرایی از کسانی که غریب بودند با تمام اثاثیه و از او پذیرایی میکردند. حضرت فرمود ما جا داریم می توانیم به تو جا بدهیم، غذا بدهیم. این دو سه روز که ماند اصلا زیر و رو شد. گفت نزد من منفورترین آدم در این عالم علی و حسن بود الان محبوب ترین شخص نزد من علی و حسن هستند. فحش می دادند اما آنها گذشت می کردند چون مسأله شخصی بود. ظلم شخصی را گذشت می کردند. در معاشرتهایی که با رفقا نشست و برخاستی بود از ظلم می گذشتند. در مسائل خانوادگی گذشت داشتند در حدی که بعضی از همسران پیغمبر، وقتی می دیدند پیغمبر اینقدر نرم است اینقدر آرام هست، به پیغمبر جسارت می کردند اینقدر جرأت پیدا می کردند که به پیغمبر تندی می کردند. پیغمبر لبخند می زدند. در مسائل شخصی و خانوادگی اینطور بودند مدارا و گذشت در حد بی نهایت. توصیه ی دین هم همین است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">عدم گذشت در خانواده و کثرت طلاق</p>



<p class="wp-block-paragraph">برادران بزگوار، خواهران بزرگوار! در خانه اگرچه حق هم با شما باشد نسبت به همسرت صمیمیت را به هم نزن. الان متأسفانه اینقدر صبر کم شده، تحمل کم شده که تا یک چیزی در طرف مقابلش می بیند، فورا می رود سراغ طلاق. گاهی مواقع طلاقهای توافقی اتفاق می افتد یعنی هر دو موافق هستیم که برویم دادگاه، هیچ مشکلی نداریم فقط با همدیگر نمی سازیم. چند وقت پیش بود کسی به من می گفت حاج آقا خانم من وسواس دارد، می توانم طلاقش بدهم؟! گفتم دمت گرم! قرار هست که آنجاهایی که همسرت یک مشکل دارد پای او بایستی، قرار هست جایی که همسرت احیانا یک بیماری دارد پای او بایستی! تو آنجایی که این بنده خدا گیر افتاده می خواهی کنار بکشی و طلاقش بدهی؟!! یک کسی دیگر بود چند وقت پیش باز به من گفت حاج آقا! خانم من خیلی ساده و زود باور است، می خواهم طلاقش بدهم! گفتم عزیز من این چه حرفیه؟! مگر برای این چیزها کسی را طلاق می دهند؟! آستانه ی تحمل ما خیلی پایین آمده، این طلاقهای توافقی و .. این باعث شده از هر ۱۱ ازدواج ۴ تایش منجر به طلاق می شود خصوصا در شهرهای بزرگ. این فاجعه است!</p>



<p class="wp-block-paragraph">توصیه قرآن برای زن و شوهر</p>



<p class="wp-block-paragraph">قرآن را ببینید تعبیرش چیست. من تقاضا می کنم از دوستان بزرگواری که متأهل هستند تقاضا می کنم این آیه ی قرآن در سوره ی نساء آیه ی ۱۱ را دقت بفرمایید خدا چه می گوید و ما چطور رفتار می کنیم. خدا در این سوره و این آیه می فرماید و عاشروهن بالمعروف با همسرتان خوب رفتار کنید، خوش اخلاق باشید. فان کرهتموهن شیئا اگر یک چیزی از او دیدید که بدتان آمد، خب بالاخره گاهی اوقات یک چیزی می بیند که بدش می آید؛ یک صفت زشتی، یک عادت زشتی، یک رفتار زشتی در طرف مقابل می بیند که خوشش نمی آید. ببینید قرآن چه می گوید فان کرهتموهن شیئا اگر کراهت داشتید از او یک چیزی؛ پشت سرش نمی گوید بروید طلاق! نخیر، می فرماید فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا. ای چه بسا انسان از یک چیزی بدش می آید اما خیرش در همان است، پای آن بایست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">یشرفت عرفانی در اثر تحمل بداخلاقی مادرخانم</p>



<p class="wp-block-paragraph">خدا رحمت کند مرحوم آسید علی آقای قاضی را، عارف کم نظیر شیعه، یکی از شاگردان ایشان آقای آسید هاشم حداد بود. مرحوم آقای آسیدهاشم حداد که از شاگردان بسیار باعظمت و خوب آیت الله سیدعلی آقای قاضی بود در نجف. که تا همین اواخر هم زنده بود که مرحوم حاج اسماعیل دولابی و آقای نجابت در شیراز و مرحوم شهید دستغیب و علامه تهرانی در مشهد اینها با او انس داشتند. این بزرگوار در کربلا زندگی می کرد گهگاهی ایران می آمد. یک مشکل خانوادگی داشت؛ مشکل خانوادگیش با خانمش نبود؛ با مادر خانمش بود. مادر خانمش چون ایشان فقیر بود خیلی به او متلک می گفت. می گفت ما دخترمان را بیچاره کردیم به تو دادیم. هی بد و بیراه های اینچینی می گفت. ایشان خیلی خسته شده بود یک مرتبه رفته بود نزد استادش آیت الله آقای قاضی گفت حاج آقا! من می توانم از خانمم جدا شوم و طلاقش بدهم؟ حاج آقا گفت مگر شما با خانمت مشکل داری؟ گفت نه حاج آقا، اتفاقا خیلی هم همدیگر را دوست داریم. منتهی مشکل من مادر خانمم است. مادر خانمم هست که زندگی را برای من زهر کرده است؛ اما چاره ای نیست، اگر بخواهم مادر خانمم نباشد باید خانمم هم نباشد و طلاقش بدهم، اگر خانمم باشه مادرخانمم هم هست. آقای قاضی فرمودند ابدا حق نداری جدا بشوی!! تو نزد خدا عذری نداری، وقتی همدیگر را دوست دارید ابدا حق نداری جدا شوی. هر جایی می خواهی برسی نزد خدا، در همین خانه می رسی. آقای آسید هاشم حداد می گوید من از منزل آقای قاضی که بیرون آمدم، دیگر طلاق را از ذهنم بیرون کردم، دیگر باید بسازم. با فحشها و متلک های مادرخانمم هم می ساختم. یک روز خیلی گرم بود نزدیک ظهر بود من به خانه رفتم، مادرخانمم لب حوض نشسته بود. تا من را دید شروع کرد به من بد و بیراه گفتن. در بین بد و بیراه هایش به مادرم هم چیزی گفت و جسارتی به مادرم کرد. من آتش گرفتم که نسبت به مادرمهم چیزی گفت. خواستم برخورد کنم یاد حرف استادم آقای قاضی افتادم که گفت به هر جا می خواهی برسی باید با تحمل در همین خانه برسی. برای اینکه با مادرخانمم درگیر نشوم از خانه زدم بیرون و آنجا نماندم. به محض اینکه پایم را در کوچه گذاشتم و دو سه قدم رفتم، دیدم دو تا شدم. اولین مکاشفه ای بود که برای من رخ داده بود. من تا به حال این چیزها را ندیده بودم. دیدم دو تا شدم یک آسید هاشم نورانی، یک روح بسیار زیبا و ملکوتی یک طرف می رود که ابدا این فحشها به او نمی خورد. یک جنبه ی ظلمانی و حیوانی یک طرف دیگر می رود که اگر این فحشها به او هم بخورد خیلی مهم نیست. به قدری لذت بردم وقتی این صحنه را دیدم، یک صحنه ی ملکوت بود دیگر. محو شدم. چند دقیقه ای همینطور ایستاده بودم تا این صحنه تمام شد. تمام که شد دویدم آمدم در خانه و رفتمدست مادر خانمم را بوسیدم. گفتم خدا به تو خیر بدهد، هر چه می خواهی بگویی بگو. اون بنده خدا همینطور هاج و واج مانده بود. گفتم نمی دانی چی به من دادی؟! گفت مگه من چی بهت دادم؟ فحش بهت دادم. گفتم نه تو نمی دانی چه کردی. می گفت اتفاقا از آن به بعد رابطه مان هم با هم خیلی خوب شد؛ یعنی او حس کرد من خیلی متواضع هستم که بعد از این همه بد و بیراه گفتن باز هم رفتم دستش را بوسیدم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">از آن به بعد یک محبتی بین من و او ایجاد شد و رابطه مان هم درست شد. یعنی هم مشکل خانوادگی حل شد و هم خدا عنایت کرد و من به جاهایی رسیدم و رسیدم به این آیه ی قرآن که فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا چه بسا که از چیزی بدتان می آید ولی خیرتان در همان است. من به این آیه رسیدم. ممکن است بچه های خوب از آن همسر گیر تو بیاید اگرچه ممکن است همسرت خوب نباشد. شاید یک مدت مقاومت کنی، رشد می کنی از جهت اخلاقی به جاهایی می رسی. اگر مقاومت کنی محبت بین شما درست می شود.قاطعیت اهل بیت در مسائل دینی در هر حال اهل بیت در مسائل شخصی و معاشرتها و مسائل خانوادگی گذشت داشتند و مدارا می کردند و مسامحه می کردند اما در مسائل دین ذره ای گذشت نداشتند! اگر کسی می خواست پا روی دین خدا بگذارد در رابطه با ناموس خدا ذره ای گذشت نداشتند. حضرت زهرا در خطبه ای که برای زنان مهاجر و انصار خواند فرمود دلیل اینکه علی بن ابی طالب را کنار زدند دلیلش تنمره فی ذات الله چون علی در دین خدا مثل شیر بود. اینجا کوتاه نمی آمد. چون کوتاه نمی آمد او را کنار گذاشتند. یکی از تهمتهایی که به امیرالمؤمنین می زدند این بود که تند است، خشن است!! علی خشن است؟!! اشک در چشم مظلومی می دید، اشک در چشم یتیمی می دیدی دیگر نمی توانست رد شود، زانوهایش می لرزید و می افتاد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">امیرالمؤمنین علیه السلام در جایی که پای دین در میان بود قاطعانه عمل می کرد و گذشت نداشت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دو نقطه ضعف امیرالمؤمنین</p>



<p class="wp-block-paragraph">امیرالمؤمنین در دو جا نقطه ضعف داشت؛ یکی در محضر خدا و به هنگام نماز و مناجات و یک وقت هم موقعی که اشک یتیم، مظلوم یا محرومی را میدید، طاقت نمی آورد . انسانی که در محضر خداوند زانویش بلرزد در مقابل دشمن خدا محکم میایستد خوشا به سعادت کسی که این دو نقطه ضعف را دارد. این انسان کامل است. انسانی که در اینجاها ضعیف باشد در مقابل دشمن خدا محکم میایستد. کسی که پیش خدا ضعیف باشد و گریه کند، بر دشمن خدا خشم میگیرد و در برابر او محکم است. وجود امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه ممتاز بود. البته همه ائمه علیه السلام این طور بودند .<br>برخورد</p>



<p class="wp-block-paragraph">امیرالمؤمنین با خائن به حقوق مردم</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوده حمدانیه یک زن محبّ امیرالمؤمنین علیه السلام است که یک وقت معاویه را به گریه در آورد و فضایل حضرت را پیش او گفت. سوده حمدانیه یک موقع بعد از نماز جمعه خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسید، حضرت داشت ذکر میگفت و سریع تمام کرد و توجه کرد که این زن چه میگوید. سوده حمدانیه گفت « آقا! در فلان منطقه ای که دارم زندگی میکنم، یکی از کارگزاران شما خیانت کرده، رشوه گرفته و بالا کشیده است. مردم هم پچپچ میکنند که این چه جور حکومتی است که این طور عمل می کند؟ » امیرالمؤمنین علیه السلام بررسی کردند و این گزارش سوده حمدانیه تأیید شد.<br>حضرت بلند بلند گریه کرد و فرمود: « خدایا! شاهد هستی که بیخبر بودم » همان جا فوراً حکمی نوشت و معطل نکرد و آن را به سوده داد و گفت میبری و در همان منطقه این را به مسئول مافوقش میدهی که این از کار برکنار است و دیگر از طرف ما نیست و باید محاکمه شود. سرعت عمل موضوعیت دارد . در مقابل حقوق مردم کوتاه نمی آمدند، حقوق مردم را جزء حدود خدا می دانست. پای آن می ایستاد و یک ذره هم کوتاه نمی آمد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">قاطعیت امیرالمؤمنین در استفاده نابجا از بیت المال</p>



<p class="wp-block-paragraph">پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام را با جمعی به یمن فرستادند که اموالی را از آنجا جمع آوری کنند. ظاهراً سال آخر عمر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم بوده است. وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام با آن جمع از مسلمانان به یمن میرود و اموال را جمع میکنند، سریع برمیگردند که به حج پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برسند. نزدیکیهای مکه که رسیدند، امیرالمؤمنین علیه السلام جلوتر آمد که بتواند خدمت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم برسد. وقتی حضرت رسید، پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «علی جان! خوب است برگردی و با بقیه بیایی. »<br>حضرت برگشت و دید کسانی که با ایشان به یمن رفته بودند، لباسهایی را که از مردم یمن گرفته بودند و متعلق به بیت المال بود و باید به دست پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم میرساندند تا ایشان تقسیم کنند، پوشیدهاند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">امیرالمؤمنین علیه السلام تند شد و فرمود: « چرا این کار را کردید؟ » جواب دادند: « میخواستیم تر و تمیز و نو بر عهد و عیال و خانوادههایمان وارد شویم » حضرت فرمود: « تا وقتی پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم تقسیم نکرده و سهم شما را نداده است، حق ندارید دست به بیت المال بزنید. آنها را برگردانید » و لباسها را از تنشان در آورد. این کار حضرت خیلی به آنها برخورد و دلخور شدند و موقعی که بر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند گله کردند و گفتند: « یا رسول الله! علی خیلی خشن است. حالا ما لباسی را به تن کردیم. چیزی نشده است پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « اِرفَعوا أَلْسِنَتِکُمْ عَن شِکایَه علی » زبانتان را از شکایت از علی به کام بگیرید. « وَ اِنَّه خَشِنٌ فی ذاتِ الله» اگر علی خشن و قاطع است، در راه خداست. علی همان علی است که اشک یتیم او را به زانو در میآورد. این علی خشن است؟ این علی همان علی است که وقتی یتیم میبیند زانوهایش میلرزد. امیرالمؤمنین علیه السلام در دو جا نقطه ضعف داشت و زانوهایش می لرزید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آبروی نظام اسلامی مهمتر از آبروی اشخاص</p>



<p class="wp-block-paragraph">متأسفانه الان در کشور ما یکی از معضلات همین است. مسؤولی که خاطی است، مسئولی که آبروی نظام را برده است نباید از او بگذرند، این مسأله ی شخصی نیست. آبروی نظام از آبروی اشخاص مهمتر است در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام ابن حَرَمِه مسئول مالی ناظر بر بازار اهواز بود. ایشان شنید که او خیانت کرده و رشوه گرفته است. به محض اینکه این خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید، نامهای به فرماندار اهواز نوشت: « اِخبَرَنی عُیُونی » بازرسهای مخفی به من خبر داده اند ناظر مالی بازار اهواز، ابن حَرَمِه خیانت کرده است. به محض اینکه این حکم به دستت رسید، او را عزل و زندانی کن و بعد هم در نماز جمعه، یعنی جایی که همه مردم او را ببینند ۳۵ ضربه تازیانه به او بزن و آبرویش را ببر، چون او آبروی نظام دینی را برده است. ممکن است بعضیها در نظام دینی گاهی از روی دلسوزی بگویند اگر کسی خیانت و خطایی کرده است لاپوشانی کنیم. اسمش را نبریم و چیزی نگوییم. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید ابن حَرَمِه را جلوی چشم مردم ۳۵ ضربه شلاق بزن و او را در</p>



<p class="wp-block-paragraph">بازاری که خیانت کرده است بگردان، چون درست است که او یک شخص است و آبرویش میرود، ولی آبروی نظام محفوظ میماند. حضرت سریع اقدام میکرد .<br>ما الان گاهی مواقع بعضی از کسانی که خفت گیری می کنند، یک جایی در یک کوچه ای خفت گیری می کنند و مثلا کیف کسی را می قاپند و می دزدند، یا یک لاتی در یک کوچه ای خیابانی گاهی مواقع این را سوار وانت می کنیم و در محله می گردانیم برای اینکه آبرویش برود با این که او که آبروی اسلام را نمی برد که! لات که آبروی اسلام را نمی برد اما آن کسی که یقه بسته، کیپ، محاسن هم دارد او وقتی اختلاس می کند او آبروی اسلام و آبروی نظام دینی را می برد. با این باید برخورد کرد. ممکن هم هست که در کشور ما هم گاهی برخورد کنند اما خیلی دیر. کلی باید در همین قضایای … – خدا شاهد است بحث سیاسی نیست، بحث جناحی نیست، بحث معضل ما است – در همین قضایای حقوقهای نجومی. خب شما نگاه کنید اگر واقعیت داشته برخورد کنید، آنها را هم معرفی کنید به مردم. اگر هم واقعیت نداشته و تهمت بوده بیایید رفع اتهام کنید و بگویید این تقصیری نداشته است. چرا استخوان لای زخم نگه می دارید؟! چرا بعد از مدتها که چهار بار رهبر بزرگوارمان گفته، دیگر چند بار ایشان بگوید؟! این همه تذکر می دهد بعد از مدتها یک اقدامی صورت می گیرد که دیگر آب از آسیاب ریخته و اگر بخواهد ضربه ای به حیثیت نظام زده شده باشد، زده شده و آن موقع دیگر خیلی اثری ندارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">غیرت دینی علت نهضت حسینی</p>



<p class="wp-block-paragraph">به هر حال غیرت دینی یکی از مهمترین صفات مؤمن هست. وجود مقدس سید الشهداء تمام نهضتش را اگر بخواهی خلاصه کنی در یک کلمه که علت قیام او بود، غیرتش بود. غیرت امام حسین بود. وقتی می بیند دین خدا دارد پایمال می شود، وقتی می بیند کسی خلیفه ی مسلمین شده و جای پیغمبر نشسته که مشروب می خورد، علنا کفر می گوید، این جای پیغمبر نشسته! یزید اینطوری بود دیگر. دیگرانی هم بودند ولی زیر سبیلی رد می کردند و می گفتند چیزی نیست. چیزی نیست؟! کسی که خلیفه ی مسلمین باشد و این چنین ظالم و این چنین ستمگر باشد، یواش یواش بعد از یک مدتی دین مردم از بین می رود. مردم ممکن است دینداری کنند ولی آن دین دیگر دین نیست. لذا وجود مقدس سید الشهداء علیه السلام فرمود ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم و جلوی این منکر بزرگ را بگیرم. منکری که امام حسین می خواست جلویش را بگیرد، این منکر چهارتا مشروب خوری و چهارتا بی نمازی و اینها نبود، منکر خود یزید بود! که رأس منکر بود که منکرات را پخش می کرد. من می خواهم جلوی این را بگیرم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جلویش را گرفت البته با تاوان سنگینی که باید می داد. با مظلومیت، با خون. با شهادت. یک موقع است انسان امر به معروف و نهی از منکر می کند با گفتار، اما یک موقع آن قدر جامعه به خواب رفته، آنقدر ظلم زیادشده که باید با شهادت و رنگ خون بقیه را بیدار کرد. باید با مظلومیت بیدار کرد. لذا امام حسین روز عاشورا کاری کرد که صحنه ی مظلومیت شدید باشد. زن و بچه اش را هم با خودش برد که هر کسی که خواب است بیدار شود. و واقعا هم همینطور شد. در طول تاریخ سابقه نداشت این طور مظلومیتی! کجا در یک جنگی وقتی دشمنشان را کشتند، سرشان را می برند و جلوی زن و بچه اش سر نیزه می کنند؟! سابقه نداشت. در کدام جنگ؟ شما دشمنتان را کشتید خیلی خب، آن وقت بر بدنها اسب می تازانند و پشت و پهلوها را با اسب له می کنند!؟ در کدام جنگ آب را بر زن و بچه می بندند، بر بچه ی شیرخوار می بندند؟! ببینید تمام این مظلومیتها را اباعبدالله تحمل کرد، تا جامعه چه در آن زمان چه بعد، وجدانها بیدار شود، بفهمد حق کجا است، باطل کجا است. درود خدا بر تو یا اباعبدالله.</p>



<p class="wp-block-paragraph">السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک …</p>



<p class="wp-block-paragraph">لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ba%db%8c%d8%b1%d8%aa-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حجاب و عفاف و امر به آن</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Aug 2024 02:07:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3307</guid>

					<description><![CDATA[جلسات بانوان عاشورایی سفیران انقلاب فیش محرم۱۳۹۵(بانوان)/حجاب و عفاف و امر به آن موسسه سفیران انقلاب ۱۳۹۵/۰۷/۰۴بسم الله الرحمن الرحیمجلسات بانوان عاشوراییایجاد انگیزه[۱]یکی از دانشمندان و علمای بزرگ جهان اسلام می‌گوید: روزی یک زن مسیحی با شوهر مسلمانش نزد من آمد و درباره اسلام سؤالات فراوانی پرسید. از جمله اینکه گفت: «من از اسلام چیزهایی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">جلسات بانوان عاشورایی</p>



<p class="wp-block-paragraph">سفیران انقلاب</p>



<p class="wp-block-paragraph">فیش محرم۱۳۹۵(بانوان)/حجاب و عفاف و امر به آن</p>



<p class="wp-block-paragraph">موسسه سفیران انقلاب ۱۳۹۵/۰۷/۰۴<br>بسم الله الرحمن الرحیم<br>جلسات بانوان عاشورایی<br>ایجاد انگیزه[۱]<br>یکی از دانشمندان و علمای بزرگ جهان اسلام می‌گوید: روزی یک زن مسیحی با شوهر مسلمانش نزد من آمد و درباره اسلام سؤالات فراوانی پرسید. از جمله اینکه گفت: «من از اسلام چیزهایی می‌دانم، و از قوانین و دستوراتش در شگفتم و به آن بسیار علاقه‌مند می‌باشم؛ ولی یک مسئله باعث شده که من مسلمان نشوم. من بارها درباره این مسئله با شوهرم و بعضی افراد دیگر بحث کرده‌ام، ولی تاکنون پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نکرده‌ام، اینک اگر شما می‌توانید فلسفه این قانون را برای من بیان کنید و مرا قانع سازید تا من به دین اسلام مشرّف شوم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این عالم بزرگوار می‌گوید: از او پرسیدم، آن قانون و مسئله چیست؟ گفت: قانون «حجاب» است. اصولاً چرا اسلام حجاب را برای زن لازم دانسته؟ و چرا به او اجازه نمی‌دهد که مانند مرد بدون حجاب از خانه بیرون بیاید؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">به او گفتم: آیا تا به حال شما به بازار طلا و جواهرفروشان رفته‌ای؟ گفت: آری. به او گفتم: آیا دیده‌ای که زرگرها، طلا و جواهرات را در «ویترین» و صندوق شیشه‌ای قرار داده و صندوق را قفل می‌کنند؟ گفت: آری. به او گفتم: چرا این کار را می‌کنند؟ گفت: برای آنکه از دست دزدان و خیانت‌کاران محفوظ باشد. به او گفتم: فلسفه حجاب نزد ما مسلمانان همین است. زن گُلی خوشبو است… زن گوهر و یاقوتی است که باید از دست خیانت‌کاران و دزدان عفِت و ناموس محفوظ بماند. باید زن را همچون مرواریدی که در جعبه پنهان است، از چشم تبهکاران و اهل فساد پنهان ساخت، تا طعمه آنان نشود. ای دخترم! حجاب ساتر و نگه‌دارنده زن است. آری، زن باحجاب از خیانت‌کاران ایمن است، زیرا بدنش پوشیده و زینت‌هایش مستور است و مردم از او چیزی نمی‌بینند، و در او طمع نمی‌کنند و از او دوری می‌جویند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بدن زنی که با حجاب پوشیده باشد، نظر تبهکاران را جلب نمی‌کند، بلکه آن‌ها از خانم باحجاب حساب می‌برند و حیا می‌کنند. شما مطمئن باش که اگر زن در پوشش حجاب نباشد، پیوسته در معرض خطرات و تجاوز قرار می‌گیرد، و به جهت نمایان بودن زیبایی‌ها و زینت‌های وی مورد آزار و تجاوز مفسدین قرار می‌گیرد. بنابراین … حجاب باعث محفوظ ماندن تو و شرافت و بزرگواری تو است. آری دخترم: این گوشه‌ای از فلسفه حجاب است. اینجا صورت زن مسیحی باز شد، و با چهره‌ای درخشان گفت: حالا به این قانون اسلامی قانع شدم و به فلسفه آن پی بردم و اکنون وقت آن است که با کمال میل، به دین اسلام مشرّف شوم. آنگاه شهادتین را با ضمیمه شهادت به ولایت امیرالمؤمنین (ع) بر زبان اجرا کرد و مسلمان شد.[۲]



<p class="wp-block-paragraph">این گفتگوی دینی زیبا، برای ما روشن می‌سازد که اسلام می‌خواهد شخصیت و پاکی زن را حفظ نماید و به دنبال آن از اجتماع حمایت کند، از این رو حجاب را به عنوان یک شرط اساسی برای هدف مزبور لازم دانسته است. همچنین از این گفتگو روشن می‌شود که اغلب بانوانی که بی‌حجاب هستند، از فلسفه حکیمانه حجاب اطّلاع ندارند و به آثار پُر منفعتش توجّه ندارند و از مفاسد بی‌حجابی غافلند. بنابراین واجب است فلسفه حجاب برای بانوان بیان شود، تا آنان با تمام میل، به این پوشش مقدّس و شرافتمند اسلامی پایبند شوند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خلاصه آنکه باید این جمله معروف و مشهور شهید مطهری (ره) را آینه راه قرار داد: «کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی‌گذارد.»<br>متن و محتوا<br>هدف از انقلاب عاشورا، احیای ارزش‌های دینی بود و در سایه آن، حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین (ع) و زینب کبری (س) و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. برای زنان، زینب کبرا و بانوان عاشورایی دیگر، الگوی حجاب و عفاف هستند. اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حسّاس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و سرمشق همگان شدند.<br>عصر عاشورا وقتی دشمن به خیمه‌ها حمله کرد و آن‌ها را به آتش کشید، حضرت زینب (س) محضر امام سجاد آمدند و کسب تکلیف کردند. امام به عمه‌اش زینب (س) فرمودند، بگو بچه‌ها به میان بیابان‌ها فرار کنند و پراکنده شوند، در ضمن فرار قضیه‌ای برای دختر امام حسین (ع) به نام فاطمه صغرا (س) اتفاق می‌افتد. عربی از سپاهیان یزید او را دنبال می‌کند. آن عرب با ته نیزه به پشت دخترک می‌زند و هنگامی که بر زمین می‌افتد، او آن‌چنان گوشواره‌های دخترک را از گوشش بیرون می‌کشد که گوش‌هایش پاره می‌شوند. آنگاه که به هوش می‌آید، سر خود را در دامن عمه‌اش زینب (س) می‌بیند، در این حال اولین درخواستی که دارد این است: عمه جان آیا پارچه‌ای پیدا می‌شود تا با آن سرم را از چشم نامحرمان بپوشانم؟<br>دختر دل‌سوخته به عمه‌اش نگفت، سه روز است که آب نخورده و تشنه‌اش است، نگفت که گوش‌هایش درد می‌کند، نگفت که او را شلّاق و تازیانه زده‌اند. نگفت پدرم کجاست. نگفت برادرم کجاست. نگفت عمویم کجاست … فقط وقتی متوجّه شد که چادر به سر ندارد با گریه التماس کرد: عمّه جان! چادر ندارم! آیا چادری نداری که خود را با آن بپوشانم؟! حضرت زینب با چشم‌های پر از اشک فرمود: دخترم؛ چیزی برای ما باقی نگذاشته‌اند.[۳]<br>پس از حادثه خونین عاشورا، و در زمان اسارت، زینب (س) و دیگر زنان خاندان رسالت را به‌گونه‌ای وارد دمشق کردند که به آن‌ها هتک حرمت شد، به طوری که روپوش آن‌ها را غارت کردند.<br>هنگامی که اسیران را به مجلس یزید وارد کردند، حضرت زینب (س) در همان‌جا سخنرانی شدیدی بر ضد روش‌های ظالمانه یزید و یزیدیان نمود، از جمله بر سر یزید فریاد زد و فرمود: «آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده بنشانی، ولی دختران رسول خدا (ص) را به صورت اسیر حرکت دهی، حریم پوشش زنان ما را بشکنی و نقاب از چهره آن‌ها برداری.»<br>سپس فرمود: «سوگند به خدا جز پوست خودت را نکنده‌ای و گوشت خودت را پاره‌پاره نکرده‌ای، حتماً تو را در (قیامت) نزد رسول خدا (ص) ببرند، با بار سنگین گناه، گناه ریختن خون اهل‌بیت آن حضرت، و هتک حرمت (حجاب) آن‌ها، آنگاه حق ما از تو گرفته خواهد شد، و در آنجا عزت ما و ذلّت خود را خواهی دید.»[۴]<br>این فراز بیانگر آن است که خاندان رسالت در مورد، قداست حریم حجاب بسیار حساس بودند، به طوری که هتک آن را در کنار گناه بزرگ ریختن خونشان، عنوان یک گناه بزرگ می‌شمردند و با ذکر آن به سلطان ستمگر وقت، اعتراض می‌نمودند.<br>آری هم امام حسین (ع) نسبت به حفظ حریم اهل‌بیت و حفظ آنان از معرض نامحرمان از هیچ تلاش و حرکتی فروگذاری نکرد و هم خود آن بزرگواران در کربلا و در طول اسارت، هیچ‌گاه و هیچ لحظه از حفظ حجاب و عفاف خود غفلت ننمودند. هر یکی از این صحنه‌ها می‌تواند برای جامعه امروز ما درس‌آموز باشد. بنابراین خواهرم! برادرم! از واقعه کربلا، تنها درس گریه و عزاداری نگیرید. درس عفت بگیرید. درس حجاب بگیرید. معرفت خود را نسبت به کربلا و عاشورا بیشتر کنید. امام من و شما هنوز هم تشنه لبیک است …<br>درباره اهمیت و جایگاه حجاب و سیره اهل‌بیت (ع) در این فریضه، سخن بسیار است و از زوایای متعددی این قضیه واکاوی شده؛ اما نکته‌ای که می‌خواهیم در این جلسه به آن بپردازیم «تذکر به حجاب» است، زیرا حجاب یکی از معروف‌هایی است که متأسفانه در جامعه ما کمرنگ شده و بیش از دیگر اعمال، نیازمند امر به آن وجود دارد. ناگفته نماند یکی از اهداف امام حسین (ع) از برپایی انقلاب عاشورا هم «امربه‌معروف و نهی از منکر» بوده است و کسانی که می‌خواهند از آن حضرت پیروی کنند و از مکتب عاشورا درس بگیرند، باید نسبت به این معروف نیز آگاه باشند و در جهت احیای آن قیام کنند.<br>امر به حجاب<br>اولین آمر به حجاب و ناهی از بدحجابی خداوند رحمان و رحیم است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً[۵]؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آن‌ها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»<br>اما از آنجا که این دنیا، دنیای سبب و اسباب است، خداوند متعال امر فرموده بندگانش یکدیگر را امر به حجاب و نهی از بدحجابی کنند و اولین کسی که این وظیفه خطیر بر دوش اوست، پیامبر اسلام (ص) می‌باشد.<br>شاید بتوان گفت یکی از اصلی‌ترین فلسفه‌های امر به حجاب و نهی از بدحجابی، ناشی از خیرخواهی و مهربانی است! و باید افراد از این منظر «امر به حجاب» را نگاه کنند: از آنجا که خداوند متعال (و به تبع آن مؤمنین!) دوست ندارند، انسان‌ها اهل گناه و معصیت شوند!. لذا فرد آمر تذکر می‌دهد و امر به حجاب می‌کند.<br>البته آمر به حجاب، جانشین خدا در روی زمین است و باید صفت رحمان و رحیمی خداوند را در همه شئون زندگی از جمله هنگام امر به حجاب و نهی از بدحجابی متبلور کند. بنابراین اگر من امر و نهی می‌کنم، به دلیل این است که بدحجابان را دوست دارم و دلم برای آنان می‌سوزد! که مبادا مورد لعن و نفرین خدا قرار گیرند و دنیا و آخرت خود را خراب کنند.<br>زمانی که این تفکر در جامعه نهادینه شود، و آنگاه که تک‌تک افراد علت امر به حجاب و نهی از بدحجابی را بفهمند، این فریضه، شیرین‌ترین تعامل اجتماعی می‌گردد.<br>در کشور ما عفاف و حجاب جزء مباحث مذهبی، هویت دینی و انقلابی جامعه شناخته می‌شود. از طرفی جنگ نرم دشمن به شدت علیه باورها، اعتقادات و اندیشه‌های اصیل اسلامی در جریان است که بر اثر این تقابل نابرابر، عفاف و حجاب به معضلی تبدیل شده که دغدغه‌ای را برای دلسوزان و قشر عظیم فرهنگی به وجود آورده است و بهترین راه مقابله با این هجمه عظیم ضد فرهنگی و اعتقادی، ترویج امر به حجاب برتر و غیرت ورزی و نهی از بی‌عفتی و بی‌حجابی است.<br>بنابراین آنچه که امروزه در باب حجاب ـ به ویژه برای قشر متدین جامعه ما ـ ضروری است، امر به حجاب و نهی از بدحجابی است. همان چیزی که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ابی عبد الله الحسین (ع) بوده است ولی متأسفانه امروز این قضیه مورد غفلت واقع شده و برخی از متدینین و مذهبی‌ها و هیئتی‌ها بیشتر نسبت به مسئولین انتقاد می‌کنند و وقتی نوبت به خود آن‌ها می‌رسد، آیه یأس می‌خوانند و کاسه چه کنم دست می‌گیرند! دنبال کاری می‌گردند که راحت باشد و تأثیرگذاری زیاد داشته باشد. نهایت خلاقیتشان این است که یک پُست در شبکه‌های اجتماعی می‌گذارند و خلاص. بعد از آن سر بلند می‌کنند و می‌گویند کاری کردیم کارستان!<br>در زمان ما، نمود فرهنگی جامعه ایران در حجاب است. ﺍﮔﺮ حجاب و عفاف ﺟﺎﻣﻌﻪ ما ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ جامعه خواهد مُرد، هرچند ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ! و همین مطلب برای اینکه تصمیم بگیریم تا امر به حجاب و تذکر لسانی را فراموش نکنیم کفایت می‌کند و مطمئن باشیم که مؤثر می‌باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">معاون اجرایی ستاد امربه‌معروف نمایشگاه کتاب تهران می‌گوید: در نمایشگاه کتاب امسال (سال ۹۳) ۸۵% تذکرات لسانی عفاف و حجاب تأثیرگذار بوده است.[۶] این آمار نشان می‌دهد که اگر به بهانه‌های مختلف، امر به حجاب را ترک نکنیم، آثار آن را خواهیم دید. البته در این حرکت عاشورایی، ظرافت در تبلیغ و بیان و اخلاص در گفتار حرف اول را می‌زند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) می‌فرماید: «روی مسئله حجاب «کار هنری و کار زیبای تبلیغی» باید صورت گیرد تا این مسئله در ذهن جای گیرد من فکر می‌کنم در وضع کنونی اگر در کنار میل طبیعی زن به حجاب شایسته، نوعی «تبلیغات صحیح» که بتواند نقطه‌نظر اسلام را هم تأمین کند ارائه شود، زنان ما به حجاب اصیل اسلامی و شرعی رو خواهند آورد.»[۷]



<p class="wp-block-paragraph">روزی خانم بی‌نظیر بوتو (نخست‌وزیر پاکستان) به دیدار مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) می‌آیند. خانم بی‌نظیر چادری بر سر انداخته بود؛ اما حجاب کاملی نداشت. در همان جلسه، حضرت آقا تذکر لسانی به او داده و می‌فرماید: «دخترم، تو فرزند اسلام هستی، تو فرزند امیرالمؤمنینی، تو فرزند اهل‌بیتی، تو فرزند قرآنی، تو مسلمانی، تو شیعه هستی. همین طور آقا ادامه می‌دهند و کاری می‌کنند که خانم بی‌نظیر بوتو شروع به گریه و زاری می‌کند و با چشمان اشک‌بار، می‌گوید: یک خواهش دارم و آن این‌که روز قیامت مرا شفاعت کنید. آقا بلافاصله می‌فرماید: شفاعت مخصوص محمد و آل محمد (ص) است. بهترین شفاعت در این دنیا این است که شما مشی و مرامتان را به اهل‌بیت هماهنگ کنید. از زی خودتان که مسلمانید، دست برندارید و از لباس دین خارج نشوید.»[۸]



<p class="wp-block-paragraph">شهدا و ایثارگران هم با تقدیم خونشان و رفتارشان بارها امر به حجاب کرده‌اند. می‌گفت: بیمارستان از مجروحین پرشده بود… حال یکی خیلی بد بود…</p>



<p class="wp-block-paragraph">رگ‌هایش پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت، بیاورمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت‌تر بتوانم مجروح را جابه‌جا کنم …</p>



<p class="wp-block-paragraph">مجروح که چند دقیقه‌ای بود به هوش آمده بود، به‌سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده‌بریده و سخت گفت: من دارم می‌روم تا تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می‌رویم …</p>



<p class="wp-block-paragraph">چادرم در مشتش بود که شهید شد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">می‌گوید از آن به بعد در بدترین و سخت‌ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشته‌ام.[۹]



<p class="wp-block-paragraph">ارزش و اهمیت امر به حجاب<br>به ثمر نشستن هر امری متوقف بر نظارت است؛ چه از درون و چه از بیرون. در جامعه به دلیل گستردگی و پراکندگی نمی‌توان به نظارت از درون اکتفا کرد؛ زیرا عده‌ای نمی‌خواهند به حق خود قانع باشند و به قوانین تن دهند، از این رو نظارت از بیرون بایسته و شایسته است. همچنین نمی‌توان این نظارت را وظیفه عده‌ای خاص دانست؛ بلکه باید همگانی باشد و این نظارت همگانی همان «امربه‌معروف و نهی از منکر» است.‌<br>پیامبر اسلام (ص) درباره کسانی که به این فریضه دینی عمل می‌کنند، می‌فرماید: «آیا شما را از کسانی خبر دهم که نه از انبیا و نه از شهدا هستند؛ ولی مردم به مقام، مرتبت و جایگاه آنان در پیش خدا که بر منبرهایی از نور هستند، غبطه می‌خورند؟ سؤال شد: ای رسول خدا! آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان کسانی هستند که بندگان را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش می‌گردانند. سؤال شد: معنای محبوب گردانیدن خدا نزد بندگانش معلوم است؛ اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا می‌گردانند؟ حضرت در جواب فرمود: به چیزی که خداوند متعال دوست دارد، دعوت می‌کنند و از چیزی که خداوند متعال بدش می‌آید، نهی می‌نمایند، پس هنگامی که بندگان خدا او را اطاعت می‌کنند، محبوب خدا می‌گردند و خداوند متعال آنان را دوست می‌دارد.»[۱۰]<br>روش‌های مطلوب در امر به حجاب</p>



<p class="wp-block-paragraph">۱. ملایمت در رفتار و گفتار: در حدیث می‌خوانیم: «زیاده‌روی در ملامت اشخاص، آتش لجاجت آن‌ها را شعله‌ور‌ می‌سازد.» (تحف العقول، ص۸۴). یا اینکه؛ «از سرزنش و توبیخ زیاد بپرهیزید، زیرا گناهکار را در عمل ناپسند خود جسور می‌کند و از طرفی نصیحت را ناچیز و بی‌اثر می‌سازد.» (غررالحکم، ص۲۷۸). گاهی آثار جملات و کلمات کوتاه بیش از بحث‌های طولانی است و در ذهن بهتر می‌ماند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">۲.تذکر غیرمستقیم: بهتر است فرد تذکر دهنده، تذکر خود را با مخاطب به گونه‌ای غیرمستقیم بیان کند و او را متوجه بدحجابی‌اش کند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">۳.منطقی بودن کلام: بسیاری از اوامر و نواهی بر اساس منطق و دلیل هستند که اگر ما آن‌ها را برای مردم بیان کنیم زودتر به نتیجه می‌رسیم از جمله: دلیل حجاب در امنیت قرار گرفتن زن است (احزاب/۵۹)</p>



<p class="wp-block-paragraph">۴.مقابله نیکو: آموزه‌های اسلام در زمینه مواجهه با رفتار ناپسند و الفاظ رکیک آن‌ها، ناظر به اتخاذ بهترین رویه است و شاید یکی از دلایل آن، ایجاد تحول در افراد خاطی باشد. بر این اساس قرآن کریم می‌فرماید: «ادفع بالتی هی احسن السیئه؛ سخن بد آن‌ها را به طریقی که نیکوتر است دفع کن».(مومنون/۹۶)</p>



<p class="wp-block-paragraph">۵.مثبت‌گرایی: در امر به حجاب و تذکر لسانی، تنها نقطه‌ضعف را مطرح نکنید. از خوبی‌ها نیز بگویید. در قرآن کریم در نهی از شراب، اول از منافع آن سخن گفته است و بعد می‌فرماید: «ضررش از نفعش بیشتر است.» (بقره/۲۱۹)</p>



<p class="wp-block-paragraph">۶.بیان آثار خوش حجابی: یکی از راه‌های مؤثر در حجاب، بیان وعده‌های اولیای خداست. از آنجا که انسان برای انجام هر کار معروف یا ترک هر کار منکری نیاز به انگیزه دارد، این وعده‌ها می‌تواند یکی از بهترین انگیزه‌ها باشد. وعیدها نیز در ترک منکر نقش مهمی دارند. قرآن می‌فرماید: کسانی که از طاغوت‌ها پیروی می‌کنند، هم در دنیا به قهر و لعنت خداوند گرفتار می‌شوند و هم در آخرت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت علی (ع) در خطبه ۲۴ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «اگر شما در راه خدا باشید و به وظیفه الهی خود عمل کنید در دنیا هم به کامیابی نرسید ،من در قیامت ضامن رستگاری شما هستم.»</p>



<p class="wp-block-paragraph">۷.حفظ آبرو و حرمت: در حدیث می‌خوانیم: «هر کس برادر دینی خود را مخفیانه موعظه کند، او را آراسته است؛ ولی هرکس او را آشکار موعظه کند، شرمنده‌اش کرده است» (بحارالانوار، ج ۷، ص۳۷۴)</p>



<p class="wp-block-paragraph">۸.تحریک عواطف: برای امر به حجاب، یکی از اهرم‌های بسیار قوی تحریک عواطف است</p>



<p class="wp-block-paragraph">شخصی به مادرش تندی کرد. روز بعد، امام صادق (ع) او را دید و امام به او فرمود: «چرا با مادرت تندی کردی؟ مگر نمی‌دانی شکم مادرت منزل تو بود ؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ پستان مادرت غذای تو بود؟ سپس فرمود: پس با او خشن نباش» (بحارالانوار، ج۷۱، ص ۷۶)</p>



<p class="wp-block-paragraph">جملات زیر نمونه‌ای عاطفی از امر به حجاب است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">خواهرم! قدر این تکه پارچه مشکی‌ات را بدان این تکه پارچه همه‌چیزت است! همه ارزشت یعنی لبخند رضایت بی‌بی دو عالم. یعنی نگاه نگران و دل پر آشوب مهدی صاحب‌الزمانت. این چادر یادگار در نیم سوخته است. این چادر یادگار کوچه‌های مدینه است. این چادر همانی است که ابا عبدالله برای احیای آن در جامعه اسلامی، به کربلا رفت، این چادر همانی است که فاطمه صغرا بعد از به هوش آمدنش، دنبالش می‌گشت، این چادر همانی است که زبنب (س) از یزید به خاطر بی‌احترامی به آن شکایت کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">۹.خود اهل رعایت حجاب باشد: زیرا در آن صورت کلام او اثر ندارد. فردی خدمت پیامبر (ص) رسید تا فرزند او را از خرما خوردن منع نماید. حضرت فرمود فردا بیا تا تذکر دهم آن شخص فردا آمد و حضرت به بچه گفت خرما نخور سر این کار را پرسیدند حضرت فرمود من دیروز خرما خورده بودم لذا او را منع نکردم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت علی (ع) می‌فرماید: «الْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِن[۱۱]؛ انسان مؤمن آینه تمام نمای برادر مؤمن خود است.» بنابراین باید هم خود از نظر پاکی چون آینه باشد وهم صفات آینه را داشته باشد تا بدی‌های دیگران را به آن‌ها منتقل نماید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">گریز و روضه</p>



<p class="wp-block-paragraph">یزید فاجعه کربلاء را با تبلیغات فراوان پیروزی خواند و مردم را برای تماشای پیروزیهایش دعوت کرد، اینک قافله اسراء نزدیک شهر دمشق رسیده است. سه روز زنان و دختران اهل بیت (ع) را پشت دروازه نگه داشتند تا شهر آذین شده و همه برای تماشای اسیران آماده شوند و حقارت و هلاکت آنان را ببینند. برخی با رفتار بی‌ادبانه خود دل اهل حرم را به درد می‌آوردند و قصد تعرض به پوشش آن‌ها داشتند، اما این زنان و دختران اهل‌بیت (ع) هرکدام به نوعی اعتراض خود را از بی‌احترامی یزیدیان به چادر و پوششان اعلان داشتند و به نحوی برای پوشیده ماندن اهل حرم تلاش کردند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ام کلثوم نزد شمر آمد و فرمود: ما را از راهی ببر که تماشاچیانِ کمتری جمع شده‌اند و سرهای مطهّر شهیدانمان را از بین محمل و کجاوه‌های ما جدا کن و آن‌ها را در جلو قافله حرکت بده تا توجّه مردم به دیدن آن‌ها جلب گردد و صورت دختران پیامبر از نگاه نامحرمان محفوظ بماند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ام کلثوم اینگونه مسؤلیت خویش را ادا نمود، ولی به این در خواست توجهی نگردید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نوبت به حضرت سکینه رسید. سکینه (س) اندوه جانکاهش را با گریه اظهار کرد. وقتی یزید از او پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ فرمود: چگونه گریه نکند کسی که روپوشی ندارد تا با آن صورتش را از تو و نامحرمانی که در مجلس تو حاضرند بپوشاند؟ آری او می‌گرید که چرا روپوشی بر صورت ندارد.[۱۲]



<p class="wp-block-paragraph">قسم به اشک سکینه، به شور کرب و بلایش قسم به غربت او، قسم بر حجب و حیایش</p>



<p class="wp-block-paragraph">قسم به نام زهرا، چادر خاکی او آه، قسم به او که شد چنین شکسته پهلو</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرا نمانده طاقت، این غم شعله ور را آه، چگونه حاشا کنم این خون جگر را</p>



<p class="wp-block-paragraph">زمانه غریبی است، زمان غربت عشق به شعله های عصیان، شکسته حرمت عشق</p>



<p class="wp-block-paragraph">اما رقیه (س) کجا اعتراض کرد؟ همان لحظه‌ای که در خرابیه شام، سر پدر در بغل گرفته با او درد دل می‌کرد. پدر جان! به صورت‌های ما سیلی زدند؛ بابا! گوشم را کشیدند و گوشواره‌ام را بردند …</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۱]. روش داستانی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۲]. خواهرم حجاب سعادت است، ص ۱۴. (این شیوه گفتگو، داستان‌واره‌ای است که از جذابیت خاصی برخوردار می‌باشد و پیام ما را به شکل داستانی و جذاب در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.)</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۳]. گوهر صدف، ص ۵۷.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۴]. اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمه فهرى، ص ۱۸۴.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۵]. احزاب/۵۹.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۶] . خبرگزاری رسا، تاریخ مخابره ۹۳/۲/۱۵.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۷]. خبرگزاری فارس، تاریخ مخابره، ۹۳/۱۱/۲۷.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۸]. مجله آب آیینه آفتاب، ص ۳۷ و ۳۸.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۹]. سایت تبیان، ۹۲/۳/۹.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۱۰]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۲، ص۱۸۲.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۱۱]. تحف العقول، ص ۱۷۳.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[۱۲]. فلسفه حجاب، ص ۸۱.</p>



<p class="wp-block-paragraph"></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازدواج آسان &#8211; شرايط ازدواج</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 06:20:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب ازدواج و طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3266</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج آسان - شرايط ازدواج]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">ازدواج آسان و دوري از رسومات غلط</p>



<p class="wp-block-paragraph">متأسفانه الآن در ازدواج سخت گيري زياد شده است. در ازدواج بايد دنبال کسي که با شرايطمان مناسب است باشيم يا اينکه مقداري از ما پايين تر باشد. يکي از دوستان روحاني اصفهاني، پسري نوزده ساله داشت که دانشجويي خوش تيپ و خوشگل بود. او مي گفت پسرم دانشگاه تهران درس مي خواند و همه دخترهاي کلاس خاطرخواه او شده اند. پسر من هم از يک خانواده مذهبي در اصفهان به آنجا رفته بود من فوري يک خانواده مذهبي که وضع مالي شان خيلي بالا نبود اما داراي اخلاق خوب و تربيت خوب بودند را برايش عقد کردم. پس اگر مقداري شرايط را پايين تر بياوريم، مشکلات خيلي زود حل مي شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">الآن خصوصاً در شهرهاي بزرگي مثل اصفهان و قم، مهريه ها و خريد بازارهاي سنگين، يک مشکل عمده در راه ازدواج جوانان شده است. اين ها خلاف شرع است. اين رسم ها و طلسم ها را بشکنيم. مي شود شکست. مقداري از خرج ها و خريدهاي کذايي را کنار بگذاريم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سفارش به مهريه هاي متناسب</p>



<p class="wp-block-paragraph">بنده دو تا داماد دارم که هر دو دکتر هستند. داماد اول که آمد از برخورد ما خيلي تعجب کردند. چون وقتي گفتند مهريه چقدر باشد؟ من گفتم: ما اصلاً مهريه نمي خواهيم ما داماد را پسنديده ايم. داماد هم دختر ما را پسنديده است. ما خود داماد را مي خواهيم ايمان، اخلاق، تقواي، سابقه و اصالتش را مي خواهيم. اين ناهنجاري ها، شرايط ازدواج را حاد مي کند. متأسفانه شنيده ام که مي گويند اگر مهريه کم باشد داماد فوري طلاق مي دهد. در حالي که دامادي که عروس را نخواهد اگر مهريه سنگين هم باشد آن قدر او را شکنجه و آزار روحي مي دهد که عروس بيچاره مي گويد مهرم را مي بخشم جانم آزاد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">معرفت حضرت زهرا علیها السلام در تعيين مهريه</p>



<p class="wp-block-paragraph">مهريه حضرت زهرا عليها السلام پانصد درهم نقره بود. علاوه بر اين ايشان فرمود مي خواهم مهريه من شفاعت گناهکاران امت پدرم باشد و سندي از طرف خدا نازل شد و به ايشان دادند. اين نشانه معرفت ايشان است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يکي از علتهاي بالا رفتن سن ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">لقمه هاي کوچکتر برداريم. آقايي که سي سال سن دارد فقط دنبال خانواده هايي که تقاضاهايشان بالا است نرود. حاج آقاي دولابي خدا رحمتش کند مي فرمودند در روستاها خانم هايي هستند که جمال و عفت دارند، شوهر دوست هستند، اهل سازش و زندگي هستند خانه دار هستند اما کمي آداب شهر را بلد نيستند، به اين بهانه ها نگوييم که زن از روستا نمي گيرم. بگذار ديگران بگويند تو روستايي گرفتي. اين طلسم ها را بشکنيد. دنبال پز و سر و صدا و اسم و رسم نباشيد اين فيس هاي بيجا ما را بيچاره کرده است و سن ازدواج ها را بالا برده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آسان گيري در ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">بايد آسان گيري را در خانواده ها رونق بدهيم. چند نفر که اين کار را بکنند بقيه هم ياد مي گيرند. تالار گرفتن جزء واجبات نيست. سور دادن مستحب است واجب نيست. اگر براي حرف مردم سخت گيري مي کنيد بدانيد که مردم هميشه و در هر صورت حرف مي زنند همان هايي که در تالار مي آيند و پنج نوع غذا مي خورند؛ غذا را که خوردند، آروغ شان را مي زنند و مي گويند فلان فلان شده اين پول ها را از کجا آورده است. چشم مي زنند. غيبت مي کنند. اگر خانواده تان مانع آسان گيري مي شوند با آنها صحبت کنيد و آنها را راضي بکنيد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جريان خواستگاري از دختر آيت الله بهاء الديني</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم آقاي بهاءالديني هشت تا دختر داشت که همه هم زنده هستند و دو تا پسر داشتند که يکي از آنها زمان خود ايشان فوت کرد و الآن پسر ديگرشان زنده هستند. شب ها چون خانه ما نزديک بيت ايشان بود براي نماز به آنجا مي رفتيم که يک شب طلبه اي به من گفت شما زياد خدمت آقا مي رسيد و من اهل کاشمر هستم و مي خواهم خانواده ام را از کاشمر براي خواستگاري دختر آقاي بهاءالديني به قم بياورم شما با آقا صحبت کنيد ببينيد راهي هست که ما را به دامادي بپذيرند. گفتم چشم و اين طلبه رفت. من به ذهنم آمد که ما چه سنخيتي با آقا داريم بايد يک آيت اللهي هم شأن آقا به خواستگاري دخترش بيايد ولي حالا چون به اين طلبه وعده داده بودم بايد به آقا عرض مي کردم. فردا قبل از نماز زودتر آمدم. آقا تنها بود و نشستم خدمت آقا و جريان را به آقا گفتم. آقا يک تأملي کردند و فرمودند که ما در کار بچه هايمان دخالت نمي کنيم و به عنوان مشاور فقط دخالت مي کنيم. حق انتخاب با دختر و با پسر است هر کسي را بپسندند ما هم نظرمان را مي دهيم. ايشان فرمودند از طريق خانم ها با صبيه ما و مادرش يک تماس بگيرند و ببينند آنها مي پسندند يا نه. دخترهاي من نه تنها باري بر من نيستند بلکه کمک من هم هستند و همين دختري که الآن موقع ازدواجش است و به خواستگاري اش آمده اند؛ در خانه قالي مي بافد. جهازش را هم خودش تهيه کرده است و خمسش را هم به من مي دهد. از اين دخترها هشت تا که کم است هشتاد تا آدم داشته باشد کم است. انسان اگر زندگي را آسان گرفت و بچه را درست تربيت کرد تا پايان راحت است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهميت پذيرش قلبي و به دل نشستن در ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">يکي از شرايط اصلي ازدواج، پذيرش قلبي از ناحيه دو طرف است. و در اين زمينه روايات فراواني هم داريم که بر اين مسئله تأکيد کرده اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">عوام تعبيري دارند تحت عنوان به دل نشستن، من به اين اعتقاد دارم و معتقدم خانمي که شايد خيلي قيافه نداشته است ولي به دل طرف مقابل بنشيند و يا آقايي که شايد خيلي قشنگ نباشد به دل آدم مي نشيند و به تعبير عوام مي گويند: فلاني گوشتش شيرين است، فلاني گوشتش تلخ است، فلاني تودل برو است و يا فلاني تودل برو نيست، همچنين حضرت امير عليه السلام هم در وصيتشان به امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرمودند: اگر با کسي ملاقات کردي که به دلت نشست، حتي اگر عمل خوبي هم نداشت؛ او را بپذير و اگر کسي را ديديد که از اول به دلتان ننشست، حتي اگر هيچ کار خلافي هم از او نديديد؛ او را نپذيريد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به اعتقاد من اين به دل نشستن در ازدواج خيلي مهم است که دختر و پسر به دل همديگر بنشينند و مهرشان به دل هم ديگر بيفتد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پرهيز از بلند پروازي در امر ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر خانواده يک موردي را که شرايطش را مي پسنديد احتياج به استخاره ندارد. انسان نبايد تصور کند که همسري با شرايطي کامل داشته باشد. فکر نمي کنم براي کسي اين موقعيت پيش بيايد که همسرش انسان کامل و جامعي باشد متأسفانه برخي ها شرايطي را مي گذارند که اصلاً درست نيست مثلاً مي گويند من دختر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را بگيرم يا خانم ها مي گويند يا يک آقايي باشد که خوش تيپ باشد حقوقش بالا باشد خانه داشته باشد ماشين داشته باشد به خواستگاري من بيايد. اين ها بلندپروازي است و بايد اين تفکرات را کنار گذاشت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ما حديث داريم کسي که خوبي هايش بر بدي هايش غالب است «فهو من الکاملين» دنبال انسان بدون عيب نگرديد و الّا بدون همسر مي مانيد. دوست بي عيب پيدا نمي شود. عالم بي عيب پيدا نمي شود غذايي که هيچ شبهه اي در آن نباشد پيدا نمي شود. عمل خالص هم کم است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">جايگاه استخاره</p>



<p class="wp-block-paragraph">استخاره وقتي کاربرد دارد که انسان تحقيق کرده مشورت کرده است ولي باز هم به جواب دست نيافته است و دچار تحير شده است. يعني قبول و ردّ خواستگار يکسان است. آدم حيران است و نمي داند چه کند. اگر همديگر را دوست دارند ديگر جاي استخاره نيست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اخلاق و ديانت اصلي ترين شرط همسر</p>



<p class="wp-block-paragraph">عشق هايي که از هوس نشأت گرفته باشد عاقبت خوبي ندارد به قول مولوي در کتاب مثنوي:</p>



<p class="wp-block-paragraph">عشق هايي کز پي رنگي بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">عشق نبود عاقبت ننگي بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">اين عشق هاي رنگارنگ، زودگذر هستند. کسي يک روز خاطرخواه اين آقا يا دختر است، روز ديگر خاطرخواه کس ديگري مي شود. اما اگر محبت صحيح باشد و شرايط ديگر هم همراهش باشد مشکلي نيست در روايات ما علاوه بر شرط محبت و عشق به شرايط ديگري هم اشاره و پافشاري شده است. در اسلام به اخلاق و ديانت همسر خيلي مانور داده شده است. اينها بايد جزء شرايط اصلي باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نقش انسان در نتيجه ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">کسي که مي خواهد ازدواج کند؛ قبل از آن تکاليفي به دوش دارد که بايد انجام بدهد تا ان شاء الله موفق باشد. دعا، توکل، توسل، تحقيق و مشاوره از جمله کارهايي است که بايد انسان انجام بدهد. بايد شرايط را به تا جايي که توان دارد بسنجد. اما نتيجه کار دست انسان نيست بلکه دست خداست. به طور مثال؛ کشاورز زمين را شخم مي زند بذر مي پاشد و توکل به خدا مي کند، وظيفه اش را انجام مي دهد. اما آيا اين دانه رشد مي کند يا نه. زود رشد مي کند يا دير، آيا باران خواهد آمد، دير مي آيد يا زود. دست خداست. پس بايد توجه داشت که هميشه فقط بخشي از کار دست ماست و بخش مهمي از آن هم دست خداست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهميت تحقيق در انتخاب همسر</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر انسان قبل از ازدواج شرايط و موقعيتش را درست بررسي و تحقيق کند ازدواج ناموفق پيش نمي آيد و اين کساني که ازدواج هاي ناموفق داشته اند بايد اين مسئله را بررسي کنند. مثلاً خانمي که چند سال با شوهرش به دادگاه رفت وآمد دارند؛ مي گفت شوهر من که خواستگاري آمد گفت من چندين مدرک و شغل دارم، و من اصلاً تحقيق نکردم در حالي که اين آقا خيلي حقه باز بوده است و همه مدارکش تقلبي بوده است. پس بايد در همه کارها خصوصاً در امر ازدواج تحقيق و مشورت کنيم اما نتيجه دست خداست و بايد راضي به رضاي او باشيم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهميت توکل بعد از تحقيق در انتخاب همسر</p>



<p class="wp-block-paragraph">انسان ممکن است تحقيق کند و ببيند اين شخص الآن انسان خوبي است مثلاً متدين و پاک است و يا باحجاب و متدينه است ولي آينده قابل پيش بيني نيست که يک سال ديگر چه مي شوند و قابل تضمين نيست. ممکن است الاآن متدين باشد ولي يک سال ديگر اين طور نباشد. اينجاست که نقش توکل به خدا خيلي روشن مي شود. البته اين امر استثنا هم دارد مثلاً غير از ازدواج پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم با حضرت خديجه علیها السلام و حضرت زهرا علیها السلام با اميرالمؤمنين عليه السلام که انسان هاي کاملي بودند ازدواج بي نقصي سراغ نداريم. بالاخره در هر خانواده اي بگو مگو و مشاجره هست. اخلاق و سليقه همه افراد با هم يکسان نيست. پس ما بايد تسليم و راضي به رضاي الهي باشيم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صبوري در مقابل همسر بد</p>



<p class="wp-block-paragraph">نمونه هاي فراواني داريم که امامان عليهم السلام و اولياي خدا همسراني داشتند که اذيت مي کردند و آنها به امر خدا با آنها ازدواج مي کردند. مرحوم آقاي انصاري همداني همسري داشتند که خيلي ايشان را اذيت مي کرد شکنجه مي داد ولي رشد ايشان و کمال ايشان در سازگاري با او بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دعانويسي، جادو و طلسم</p>



<p class="wp-block-paragraph">اساساً در اسلام تسخير جن و فرشتگان و طلسم بستن جزء شغل هاي حرام است يعني اگر کسي در اين وادي باشد يا ديگران را به اين وادي رهنمون کند کار حرامي کرده است. و متأسفانه اين مسائل خيلي باب شده است و مانعي براي ازدواج شده است. اکثر کساني که ادعا مي کنند که بخت کسي را بسته ام يا بازکرده ام؛ دروغ و اوهام است. البته ممکن است در مواردي کسي طلسمي داشته باشد يا تسخير جني داشته باشد يا مثلاً در روحيه شخصي بتواند اثر بگذارد؛ يک دعايي خوانده باشد و دل طرف را زده باشد. اما اين موارد خيلي کم و خاص است. البته دعاي بطلان سحر هم در مفاتيح الجنان داريم. بايد توجه داشت که اگر بنا باشد اين ها مؤثر باشند نظام عالم به هم مي خورد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ارتباط زمان خواستگاري</p>



<p class="wp-block-paragraph">به عقيده بنده اگر پسر و دختر در جايي که خلوت نباشد؛ مي توانند صحبت بکنند به شرطي که طرفين مطمئن باشند به ازدواج منجر مي شود. آنها مي توانند از طريق تلفن يا نامه يا حضوري با هم صحبت کنند. اما در جايي که به هيچ وجه شرايط طرف مقابل با شما سازگار نيست جاي صحبت و تلفن و نامه نيست. يکي از آفات اين طور ارتباطها متأسفانه غلبه فضاي احساسي بر طرفين است. بنده هم دامادهايم را براي صحبت هاي ازدواج و آشنايي؛ يک جاي دنج و خلوت در بيرون شهر بردم. و تمام صحبت هايشان را در حضور پدر و مادرها انجام دادند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهميت صداقت در ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">آقاي دولابي اين جمله را زياد مي فرمودند که صدق شمشير خداست هر کجا برود مي برد و مي رود. انسان بداند با چه خانواده اي آشنا و فاميل مي شود هر دو شرايط و موقعيتشان را بگويند هم خوبي ها و هم اشکالات را بگوييد. حتي اگر مريضي خاص و حادي دارد قبل از ازدواج بگوييد تا زندگي در آينده و بعد از عقد متلاشي نشود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته گفتن همه چيز در ابتداي امر نياز نيست. براي چيزهايي که مي خواهيد بگوييد مشورت کنيد. آنچه که در ابتداي ازدواج و قبل از آن خيلي مهم است شناخت روحيات همديگر و موقعيت و شرايط خانوادگي است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حرمت خلوت با نامحرم</p>



<p class="wp-block-paragraph">اجتماع زن و مرد در يک جاي خلوت که کس ديگري نباشد و راه ورود به آنجا نداشته باشد؛ حرام و گناه کبيره است. چون شيطان مطمئناً در اين طور مکان‎ها حضور دارد. دختر و پسر نسبت به همديگر جذبه دارند. روايت داريم که انسان نبايد خودش را در معرض گناه قرار دهد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">کفو هم بودن</p>



<p class="wp-block-paragraph">در اسلام به هم کفو بودن و هم شأن بودن تاکيد شده است. يعني طرفين بايد اخلاق، دين و شرايط اجتماعي شان با هم سازگار باشد. اما در عرف جامعه به جاي اهميت به اين مسائل چيزهاي ديگري مهم شده است مثلاً مي گويند بايد سن پسر بيشتر از دختر باشد و عرف هم اين را پذيرفته است. اساساً سن ملاک ازدواج نيست. خيلي ها بوده اند که اکثر شرايط و موقعيت هايشان با هم سازگار بوده است ولي ازدواجشان شکست خورده است. در ماجراي ازدواج حضرت خديجه عليها السلام با پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم، حضرت خديجه عليها السلام پانزده سال از ايشان بزرگتر بود ولي ازدواج کاملي داشتند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دخالت نزديکان</p>



<p class="wp-block-paragraph">ديده شده که گاهي فاميل هاي نزديک شرايط را براي ازدواج دو جوان آن قدر سخت مي کنند که اصل قضيه ازدواج از بين مي رود. از اول سعي کنند که خيلي ديگران را دخالت ندهند ، دايي يک حرف بزند، عمو يک حرف ديگر بزند. اين قدر نياز به توسعه نيست که همه فاميل نظر بدهند. البته اگر بتوانيم با ملايمت و محبت پدر و مادر و ديگران را راضي و قانع بکنيم خوب است. با دعوا و قهر و جار و جنجال کار به جايي نمي رسد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به طور کلي ازدواج با کسي که به لحاظ معنوي هم شأن نيست توصيه نمي شود اما اگر کسي مطمئن است؛ مي تواند با اخلاق، رفتار و خوبي همسرش را به لحاظ معنوي تغيير بدهد ايرادي ندارد ولي نبايد طوري باشد که ما برويم يک غريقي را نجات بدهيم و خودمان هم غرق شويم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صبر در مشکلات بعد از ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر بعد از ازدواج انسان دچار بحران شد؛ انسان هر چه مي تواند بايد تحمل کند. در تاريخ آمده است که پيغمبراني داشتيم که همسران بدي داشتند و حتي آنها را به قتل رساندند ولي آنها تحمل مي کردند چون که اين صبر و مدارا و عفو موجب رشد و کمال معنوي اش مي شد. بايد اين نگاه را داشت و ترويج کرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم حاج سيد هاشم حداد که يک عارف و سالک بود علت توفيقات معنوي اش، تحمل سختي ها و شکنجه هايي بود که خانواده و مادرزنش به او مي دادند. او همه اينها را تحمل مي کرد. همين طور همسر مرحوم آقاي انصاري همداني که سمّ خورد تا کشته شود و شوهرش را زندان يا اعدام بکنند اما مرحوم آقاي انصاري متوجه مي شود و ايشان را مداوا مي کنند. برادرزن هايش به ايشان گفتند: خواهرمان شما را خيلي شکنجه مي دهد، اگر اجازه بدهيد طلاق بگيريم که ايشان فرمودند: من خواهرتان را تحمل مي کنم اما شما او را تحمل نمي کنيد و اذيتش مي کنيد او را مي زنيد. نقل کرده اند که ايشان حتي بعد از مرگ همسرش براي او دعا مي کرد که خدايا عذابت را از خانم من بردار.</p>



<p class="wp-block-paragraph">توجه کنيم که هيچ کسي بدون عيب نيست. بايد با عيوب هم بسازيم. منتها اگر ديگر چاره اي نبود و به قول مردم کارد به استخوان رسيد بايد طلاق گرفت و توجه کنيم که جدايي آخرين گزينه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم هم بعضي از خانم هايشان را طلاق دادند. يکي از خانم هاي پيغمبر به ايشان گفت من از شما بيزارم و ايشان هم سريع طلاقش دادند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%b7-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازدواج و برکات آن</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 06:18:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب ازدواج و طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[برکات ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3264</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج و برکات آن]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">قرآن كريم : «وَ مِنْ اياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و از نشانه هاى خداوند، اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريده، تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد. در اين، نشانه هايى است براى گروهى كه تفكر مى كنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">انهدام گناهان</p>



<p class="wp-block-paragraph">يكى از آثار بسيار صلوات فرستادن بر پيامبر و آلش، پاك شدن گناهان است. امام هشتم عليه السلام فرمود: «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى ما يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فُلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاِنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً»؛[1] كسى كه نمى تواند گناهانش را تدارك و جبران كند، بايد بر محمد و آلش بسيار صلوات بفرستد كه صلواتِ بسيار گناهان را به كلى منهدم مى كند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روايت ديگرى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است: «مَنْ صَلّى عَلَىَّ مَرَّةً لَمْ يَبْقَ مِنْ ذُنُوبِهِ ذَرَّةٌ»؛[2] كسى كه يك بار بر من صلوات بفرستد، ذره اى از گناهانش باقى نخواهد ماند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ببينيد صلوات بر پيغمبر و آل او چقدر قوّت و قدرت دارد! همان طور كه وقتى نور مى آيد ظلمت را از بين مى برد و چيزى از ظلمت باقى نمى ماند، صلوات هم نور است، ظلمت گناه را نابود مى كند. صلوات مثل قطره اى است كه به دريا متصل مى شود؛ چون صلوات اتصال و صله است. صلوات كار خدا و ملائكه است. كسانى كه با صدق و اخلاص صلوات مى فرستند، به خدا و ملائكه وصل مى شوند و به آن ها نزديك مى گردند. در روايت ديگرى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است: «مَنْ صَلّى عَلَىَّ كُلَّ يَوْمٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَ فى كُلِّ لَيْلَةٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ حُبّاً لى وَ شَوْقاً اِلَىَّ كانَ حَقّاً عَلَى اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْ يَغْفِرَ لَهُ ذُنوبَهُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ و ذلِكَ الْيَوْمَ»؛[3] كسى كه هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه از روى محبت و اشتياق به من، بر من صلوات بفرستد، سزاوار است كه خداوند عز و جل گناهان آن شب و روزش را بيامرزد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آنچه از روايات استفاده مى شود اين است كه تأثير ذكر صلوات براى پاك كردن گناهان از ريختن آب بر آتش قوى تر است. كسى كه جهنمى باشد، توفيق صلوات را هم از او مى گيرند؛ يعنى جهنم رفتن با صلوات فرستادن بر محمد و آلش قابل جمع نيست. همان طور كه ذكر «بسم اللّه » با حضور شياطين سازگارى ندارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نورى فرا راه انسان</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روايات بسيارى آمده است كه صلوات گناهان انسان را ذوب مى كند، شفاعت پيامبر را بر فرستنده آن واجب مى كند، انسان را عاقبت به خير مى كند، قبرش را نورانى مى گرداند و در روز قيامت نورانى خواهد بود. كسى كه نور با او همراه باشد، داخل آتش نمى شود. چنان كه پيامبر خدا فرمودند: «اَلصَّلاةُ عَلَىَّ نورٌ عَلَى الصِّراطِ وَ مَنْ كانَ لَهُ عَلَى الصِّراطِ مِنَ النُّورِ لَمْ يَكُنْ مِنْ اَهْلِ النّارِ»؛[4] صلوات بر من، نورى بر صراط است و كسى كه بر صراط نور داشته باشد، از اهل آتش نيست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ان شاء اللّه اين روايات را با جان و دل باور كنيم و خداوند هم به ما توفيق صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد را عنايت كند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">از نشانه هاى خداوند</p>



<p class="wp-block-paragraph">محبت و دوست داشتن زنان يك فضيلت و واقعيت غير قابل انكار است. خود قرآن هم بر اين محبت و دوستى تأكيد فرموده است : «وَ مِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُم اَزْواجاً لِتَسْكُنوا اِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكِّرُونَ»؛[5] و از نشانه هاى خداوند اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد. در اين، نشانه هايى است براى گروهى كه تفكر مى كنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند متعال هر چيز را به نيكوترين صورت و زيباترين شكل و در يك نظام احسن آفريده است: «اَلَّذى اَحْسَنَ كُلَّ شَىْ ءٍ خَلْقَهُ»؛[6] او همان كسى است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">و در اين ميان انسان را در بهترين صورت و نظام خلق كرد: «لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ فى اَحْسَنِ تَقْويمٍ»؛[7] ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم.» و به مقتضاى اين نظام احسن، براى انسان زوج و همسر خلق كرد. اگر انسان زوج و همسرى نداشت، هم نسل او از بين مى رفت و هم خلقتش ناقص بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خلقت حوا و جذبه او</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر زن تنها بود، خلقت ناقص بود. اگر مرد هم تنها بود، باز خلقت ناقص بود. در آغاز امر كه آدم عليه السلام خلق شد، تنها بود و زوج و جفتى نداشت. او از تنهايى داشت دق مى كرد. چون انسان از انس است و نيازمند انيسى است تا با او انس بگيرد. هم نيازمند انس با خدا است و هم نيازمند انس با كسى همانند خودش است. آدم تنها بود و خداى متعال حوا را براى او خلق كرد و يك جذبه اى در حوا گذاشت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اصولاً اين جمال و كششى كه خداوند متعال در خانم ها گذاشته است، فطرى است. خداوند زن و مرد را از يك جنس آفريد؛ از اين جهت به يكديگر تمايل دارند. حضرت آدم عليه السلام ديد كه در او يك كششى هست. گفت: خدايا، اين را براى چه خلق كردى؟ گفت: براى تو خلق كردم. آدم عليه السلام خيلى خوشش آمد. خواست به نزديك حوا برود، خطاب شد: با اين عجله و شتاب نمى شود. بايد يك قرارداد نكاح و ازدواج هم باشد. بايد مهريه اى هم قرار بدهيم. عرض كرد: چه مهريه اى قرار بدهم؟ حضرت آدم چيزى نداشت. فرمود: مهريه او ده مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد است.[8]



<p class="wp-block-paragraph">ازدواجى به اين راحتى ديده ايد! نه بله برونى، نه قول و قرارى، نه ملك و زمينى. فقط ده تا صلوات. البته در عالم يك صلوات را نمى توانيم با هيچ معيارى اندازه بگيريم و نمى توان براى آن قيمتى معين كرد. خداوند براى انسان همسرى از جنس خودش آفريد «لِتَسْكُنوا اِلَيْها؛ تا اين كه سكونت و آرامش پيدا كنيد.»هر موجودى در عالم جفتى دارد كه با آن يگانه و همدل مى شود و آن گاه آرامش پيدا مى كند. اين آرامش بسيار محسوس است. كسى كه همسر اختيار مى كند، اين آرامش را درمى يابد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ازدواج سنت پيامبر</p>



<p class="wp-block-paragraph">همسر گرفتن يك سنت الهى و از سنت هاى پيامبر خداست. از پيشوايان معصوم عليهم السلام تعبير تندى درباره كسانى كه از ازدواج سر باز زنند، رسيده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «اَلنِّكاحُ سُنَّتى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتى فَلَيْسَ مِنّى»؛[9] ازدواج سنت و سيره من است؛ كسى كه از سنت من روى برگردانده از من نيست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اين تعبير بسيار بلند و تند است. اگر كسى از ازدواج كه سنت پيامبر خداست روى برگرداند، پيامبر فرمودند: از من نيست؛ يعنى ناقص است و از پيامبر جدا شده است. چون خداوند نظام آفرينش را اين گونه قرار داده است كه هر كسى با همسر باشد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ازدواج را محبوب ترين بنا و بنيادى بر مى شمارد كه در اسلام بنا نهاده شده است. فرمود: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الاِْسْلامِ اَحَبُّ اِلَى اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزْويجِ»؛[10] هيچ بنيادى در اسلام بنا نهاده نشد كه نزد خداوند عز و جل محبوب تر از ازدواج باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">فرمودند: كسى كه همسر دارد، دو ركعت نماز او برتر و بالاتر از هفتاد ركعت نماز كسى است كه همسر ندارد.[11]



<p class="wp-block-paragraph">ترك ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روايات آمده است كه زنى به امام باقر عليه السلام عرض كرد: من متبتّله هستم. حضرت فرمودند: مقصود تو چيست؟ گفت: هرگز نمى خواهم ازدواج كنم. حضرت فرمودند: براى چه؟ گفت: مى خواهم با فضيلت باشم. حضرت فرمودند: «اِنْصَرِفى فَلَوْ كانَ ذلِكَ فَضْلاً لَكانَتْ فاطِمَةُ اَحَقُّ بِهِ مِنْكِ اِنَّهُ لَيْسَ اَحَدٌ يَسْبِقُها اِلَى الفَضْلِ»؛[12] از اين فكر صرف نظر كن كه اگر در اين كار فضيلتى بود، حضرت فاطمه عليهاالسلام از تو به آن سزاوارتر بود. هيچ كس نمى تواند در فضيلت از ايشان پيشى بگيرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يعنى اگر ترك ازدواج كار خوبى بود، حضرت زهرا عليها السلام كه بهترين زن عالم اند، ازدواج نمى كردند. همه پيامبران و امامان عليهم السلام ازدواج كردند. فقط يك پيغمبر همسر نداشت، آن هم حضرت عيسى عليه السلام بود كه بنابر مصالحى ازدواج نكرد. و الّا در دين ما از ترك ازدواج شديداً نهى شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «شِرارُ مَوْتا كُمُ العُزّابُ»؛[13] شرورترين مردگان شما كسانى هستند كه بدون همسرند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ازدواج و مسير كمال</p>



<p class="wp-block-paragraph">به طور حتم كسانى كه مجرد به سر برده اند، ناقص اند. حتى كسانى كه ادعا مى كنند از اولياى خدايند، قطعاً در آن عالم پشيمان هستند. چون اساس و قانون خلقت اين است كه انسان بايد با همسر زندگى كند و توليد نسل كند: «تَناكَحُوا تَكْثِرُوا فَاِنّى اُباهى بِكُمُ الاُْمَمَ يَوْمَ الْقيامَةِ وَ لَوْ بِالسِّقْطِ»؛[14] ازدواج كنيد و نسل خود را زياد كنيد كه من در روز قيامت به وجود شما بر ساير امت ها مباهات مى كنم، هر چند به كسى كه سقط شده باشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اصلاً انسان در زندگى كردن با خانواده ساخته مى شود. اين كه كسى برود و در يك گوشه اى ذكر و ورد بگويد، هنر نيست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند شيخ عبداللّه بختيارى را رحمت كند! مجرد بود و تا آخر هم ازدواج نكرد. مرحوم حاج آقا دولابى به ايشان خيلى اصرار كرد كه ازدواج كند. حتى فرمود: من حاضرم دخترم را به تو بدهم، با آن كه تفاوت سنى زيادى هم داشتند. ايشان در اواخر عمر پشيمان شده بود. در يك اتاق دو سه مترى تنها زندگى مى كرد. مى گفت: يك كدبانويى هم نيست كه يك چاى براى ما بياورد. يعنى احساس مى كرد كه كار خوبى نكرده است. اين ها ناقص هستند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم آخوند كاشى شخصيت بزرگى بوده است. او هم ازدواج نكرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مى گفته است: من مزاجم تند است، مى ترسم تحمل نكنم و باعث دردسر براى خانواده ام شود. البته بايد تندى اش را درست كند. اين جواب واقعى نيست. با اين كه شخصيت فوق العاده اى بوده است. وى از اساتيد آيت اللّه بروجردى و داراى كرامات زيادى بوده است. قبر ايشان الآن در تخت فولاد اصفهان است. نزديك قبر ايشان، قبر يكى از بزرگان، به نام مرحوم فانى اصفهانى قرار دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">از بانو امين اصفهانى كه ايشان هم خانم فوق العاده بوده است، نقل مى كنند كه ايشان يك بار سر قبر آخوند كاشى مى رود و مى گويد: من شنيده ام شما با خانم ها ميانه اى نداشته اى. من علويه هستم و الآن آمده ام يك نظرى به ما كنى. بعد فاتحه اى مى خواند و برمى گردد. شب در خواب مى بيند كه داخل يك باغى است. مى پرسد: اين باغ مال كيست؟ مى گويند: مال آخوند كاشى است. مى بيند كه جايگاهش بد نيست. اما در كنارش يك باغ ديگرى است كه خيلى وسيع تر و جذاب تر است. مى پرسد: اين باغ مال كيست؟ مى گويند: مال مرحوم فانى اصفهانى است. همان شخصى كه نزديك قبر آخوند كاشى دفن است. با اين كه آوازه و اسم و رسم آخوند كاشى خيلى بيشتر از مرحوم فانى اصفهانى است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">از آخوند كاشى مى پرسد: چطور شد كه اين آقاى فانى باغ و مقامش خيلى بالاتر از شماست؟ مى گويد: به خاطر سه چيز: يكى اين كه ايشان سيد بود و من نبودم. خود اين سيادت يك شرافت و كرامت خاصى براى ايشان است. ديگر اين كه ايشان ازدواج كرده بود و من ازدواج نكردم. چون اين كار را انجام ندادم، مرتبه من پايين تر از ايشان است. عمل به سنت پيامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم موجب رشد و كمال انسان است. و سوم اين كه ايشان روضه اهل بيت مى خواند و منبر مى رفت، ولى من اين توفيق را نداشتم. به خاطر اين سه امتياز، مقام ايشان بالاتر از من است. در آنجا به واقعيات نگاه مى كنند، به اسم و رسم كارى ندارند. به هر حال، ازدواج يك سنت حقيقى است و مطابق با فطرت و به مقتضاى نفوس انسان ها و رشد و كمال آنان است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهميت ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">مردى به محضر امام صادق عليه السلام رسيد. حضرت به او فرمودند: آيا همسر دارى؟ گفت: نه. فرمودند: «ما اُحِبُّ اَنَّ لِىَ الدُّنيا وَ ما فيها وَ اِنّى بِتُّ لَيْلَةً وَ لَيْسَتْ لى زَوْجَةٌ»؛ من دوست ندارم كه همه دنيا و آنچه در آن است مال من باشد، اما يك شب بدون همسر به سر برم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يعنى داشتن دنيا و آنچه در آن است، با داشتن همسر برابرى نمى كند. اين قدر مهم است. آن گاه فرمودند: «اَلرَّكْعَتانِ يُصَلّيهِما رَجَلٌ مُتَزَوِّجٌ اَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ اَعْزَبَ يَقُومُ لَيْلَةَ و يَصُومُ نَهارَهُ»؛ دو ركعت نماز مرد همسر دار، بهتر و بالاتر از مرد بدون همسر است كه شب را به عبادت و روز را به روزه دارى مى گذراند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سپس هفت دينار به او عطا كردند و فرمودند: برو و با اين پول ازدواج كن. آن گاه فرمودند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «اِتَّخِذوا الاَْهْلَ فِاِنَّهُ اَرْزَقُ لَكُمْ»؛[15] براى خود همسر اختيار كنيد كه اين روزى شما را زيادتر مى كند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مودت و رحمت بين دو همسر</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روايات به ازدواج بسيار ترغيب و توصيه شده است. چون ازدواج وسيله آرامش و كمال انسان است. خداوند بين زن و مرد مودت و رحمت قرار داد: «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مُوَدَّةً وَ رَحْمَةً.» اين جعل و قرار دادن، يك جعل تكوينى است؛ يعنى اين مودت و رحمت بين زن و شوهر به صورت فطرى و طبيعى وجود دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مودت از محبت بالاتر است. محبت يعنى دوستى، ولى مودت يعنى هم دوستى و هم اظهار دوستى؛ يعنى اين كه انسان دوستى خودش را اظهار و ابراز كند، فقط در دلش نگه ندارد. اگر من شما را دوست دارم و كارى براى شما انجام نمى دهم كه علامت محبت باشد، اين دوستى ناقص و درجه آن بسيار پايين است. حتى ممكن است از بين برود. اين دوستى را مودت نمى گويند. مودت يعنى اين كه دوستى در رفتار و كردارمان تبلور پيدا كند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند مودت را براى اهل بيت پيامبر عليهم السلام قرار داده است: «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً اِلاَّ الْمَوَدّةَ فِى الْقُرْبى»؛[16] بگو من از شما اجر و مزدى جز مودت درباره اهل بيتم نمى خواهم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند اين مودت را واجب كرده است: «وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْواجِبَةُ.»[17] اگر چيزى از اين مودت زيباتر و بالاتر بود، خدا همان را مزد رسالت پيامبرش قرار مى داد. از سوى ديگر مى فرمايد: «وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمين»؛[18] اى پيامبر، ما تو را جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند دو چيز را كه براى پيامبرش بوده است؛ يعنى مودت اهل بيتش و رحمت را ـ كه حقيقت وجود پيامبر خداست ـ براى همسرها آورده است. گمان نمى كنم چيزى از اين محكم تر و مهم تر وجود داشته باشد، مودت و رحمت.</p>



<p class="wp-block-paragraph">فطرى بودن علاقه بين زن و مرد</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند مودت و رحمت را ميان زن و شوهر قرار داده است، يعنى يك جذبه و كشش تكوينى بين زن و مرد وجود دارد كه مرد از زن خوشش مى آيد و زن هم از مرد. و چون اين يك امر تكوينى است، نمى توان با آن مبارزه كرد. اگر كسى از زن بدش مى آيد، بداند كه معيوب است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">واعظى در مسجد مشغول وعظ بود. مردى وارد مسجد شد و ادعا كرد الاغم گم شده است. واعظ پرسيد: چه كسى از صداى خوب بدش مى آيد؟ چه كسى از صورت خوب بدش مى آيد؟ شخصى گفت: من. واعظ رو به سوى كسى كه الاغش را گم كرده بود كرد و گفت: الاغت اينجاست. آدمى كه از صداى خوب، قيافه خوب، از زيبايى ها بدش مى آيد، مثل الاغ مى ماند، معيوب است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر مردى از زن بدش مى آيد، معيوب است. پيش يكى از بزرگان درباره جوانى كه به دخترها و خانم ها علاقه داشت بحث شد. ايشان فرمودند: اين در ذات پسر و دختر هست، منتها بايد آن را كنترل كرد و خود را از حرام نگه داشت و در مسير حلال قرار داد. و الا اين علاقه فطرى و قطعى است. بعد فرمودند: در تمام گلبول ها و سلول هاى من ميل و محبت به زن هاست. اين علامت كمال است و مطابق با رواياتى است كه مى گويند: هر چه ايمان و ولايت شما زيادتر شود، محبت شما نسبت به زن ها، يعنى همسر و محارمت زيادتر مى شود. بنابراين محبت به زن ها يك امر ذاتى است. منتها تلاش انسان بايد اين باشد كه خودش را از گناه حفظ كند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">عشق و عفاف</p>



<p class="wp-block-paragraph">برخى از خانم ها و يا آقايان جذبه و كشش بيشترى دارند. اگر كسى علاقه و محبت شديد پيدا كرد، بايد خودش را از گناه حفظ كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «مَنْ عَشِقَ فَكَتَمَ وَ عَفَّ فَماتَ فَهُوَ شَهيدٌ»؛[19] كسى كه عاشق شد و عشق خود را كتمان كرد و عفت پيشه ساخت و از دنيا رفت، شهيد است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يعنى اگر عشق به مرد يا زنى پيدا كند كه ما از آن به عشق مجازى تعبير مى كنيم و به خاطر خدا آن عشق را تحمل و كتمان كرد و صبر نمود و عفت ورزيد و دامن خود را به گناه آلوده نساخت، اگر از دنيا هم برود، به مقام شهيد نايل مى شود. در روايتى ديگر از آن حضرت آمده است: «مَنْ عَشِقَ وَ كَتَمَ وَ عَفَّ وَ صَبَرَ غَفَرَ اللّهُ لَهُ وَ اَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ»؛[20] كسى كه عاشق شد و كتمان كرد و عفت گزيد و صبر نمود، خداوند او را مى آمرزد و داخل بهشت مى گرداند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">همچنين در روايت ديگرى آمده است: «مَنْ عَشِقَ فَكَتَمَ وَ عَفَّ وَ صَبَرَ فَماتَ ماتَ شهيداً وَ دَخَلَ الْجَنَّةَ»؛[21] كسى كه عاشق شد و كتمان كرد و عفت گزيد و صبر نمود و آن گاه از دنيا رفت، شهيد از دنيا رفته است و وارد بهشت مى شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">علاقه هايى كه به بعضى از خويشان و آشنايان پيدا مى شود، بايد جهت ايمانى داشته باشد و به قول فقهاى ما ريبه در آن نباشد، يعنى هوس رانى و نگاه هاى آلوده در آن نباشد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زن مظهر جمال خدا</p>



<p class="wp-block-paragraph">زن مظهر جمال خداوند است. با لطافت و ظرافت آميخته شده است. بدنش لطيف است، روحش لطيف است، قد و قامتش و حتى كفش هايش هم جذابيت دارد. به خلاف كفش آقايان كه قلبمه است و هيچ جذابيتى ندارد. اين يك امر طبيعى است. يكى از آقايان مى گفت: من از كفش زنان هم خوشم مى آيد. البته اين درست است، يعنى عيب و نقص نيست. اگر خوشت نيايد، مشكل دارى.</p>



<p class="wp-block-paragraph">شما اگر مثلاً از لباس زن ها خوشتان آمد، فكر نكنيد كه مريض هستيد و بايد معالجه كنيد، بلكه بايد اين مهر و ذوق را در مسير صحيح هدايتش كنيد. صداى مرد با صداى زن بسيار متفاوت است. بعضى از خانم ها كه صدايشان مثل مردها كلفت است، اين ها مشكل دارند. در صداى زن ها و لحن گفتارشان جذابيت است. از اين جهت امام راحل در استفتائاتشان فرموده اند : اگر در تك خوانى زن ها ريبه و مفسده اى باشد، حرام است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پيرمردى بود كه فوت كرد. حدود نود سال داشت. به من مى گفت: حاج آقا با صدا و سيما صحبت كنيد كه چرا زن اخبار مى گويد! گفتم: چطور؟ گفت: اين خانم همين كه مى گويد: بينندگان عزيز، دل من از حال مى رود. با اين كه نود سال داشت و كبوتر مسجد هم بود. به قول بعضى ها دود از كنده بلند مى شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مى خواهم عرض كنم كه اين كشش و جذبه را خداوند در زن قرار داده است و بايد هم باشد. اين ها وسيله سكونت و آرامش انسان است: «لِتَسْكُنوا اِلَيْها». كسانى كه همسر ندارند، در اين مراحل ناقص اند. انسان بايد از راه حلال خودش را تسكين و آرامش بدهد و آتش هايش را خاموش كند. يكى از بزرگان مى فرمود: اگر زن هيچ خاصيتى نداشته باشد، جز اين كه آتش شهوت را خاموش كند و هوا و هوس ها و غريزه جنسى را ارضا كند، بسيار مهم است. زحمات و خاصيت هاى ديگرش بماند. امام صادق عليه السلام فرمودند: «ما تَلَذَّذَالنّاسُ فِى الدُّنْيا وَ الاْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ اَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّساء»؛[22] مردم در دنيا و آخرت از لذتى بيشتر و بالاتر از لذت زن و همسر بهره نبرده و نمى برند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مراعات حريم ها</p>



<p class="wp-block-paragraph">اين كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «ما اُحِبُّ مِنْ دُنْياكُمْ اِلاَّ النِّساء و الطّيبَ؛[23] من از دنياى شما جز زنان و بوى خوش را دوست نمى دارم.» يك امر فطرى و توحيدى و واقعى است؛ يعنى كشش دارد، ولى اين كشش ها را بايد مهار و هدايت كرد كه مبادا به گناه منجر شود. چرا فقها فتوا داده اند كه خلوت كردن زن و مرد نامحرم در اتاقى در بسته حرام است، هر چند در آنجا نماز بخوانند. چون سومى آن ها شيطان است. چون كشش در هر دو طرف هست و ممكن است جنبه هاى شيطانى پيدا كند. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: «لا يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرِأَةٍ فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرِأَةٍ اِلاّ كانَ الشَّيْطانُ ثالِثُهُما»؛[24] البته هيچ مرد و زن نامحرم نبايد در جايى خلوت كنند. چون هيچ مردى با زنى خلوت نمى كند، جز اين كه شيطان سومين آن هاست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اين پيشگيرى ها به خاطر شدت جذبه و غريزه جنسى است. به قول قديمى ها مانند پنبه در كنار آتش است كه يك مرتبه شعله ور مى شود. شيطان هر طور شده آن دو را وسوسه مى كند و به هم مى رساند. از اين رو در قرآن نمى گويد: «لاتَزنوا؛ زنا نكنيد»، بلكه مى گويد: «وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى؛[25] و نزديك زنا نشويد.» برخى از گناهان هست كه خداوند مى گويد: از مقدماتش هم پرهيز كن. يكى هم همين زناست. چون زنا مقدمات زيادى دارد. گاهى يك نگاه، يك ارتباط، يك تلفن، يك نامه، يك پيامك، يك صداى جذاب، مقدمه زنا مى شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند در قرآن خطاب به زنان پيامبر مى فرمايد: «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الّذى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ»؛[26] پس به گونه اى هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مى فرمايد: زن ها با مردهاى نامحرم خيلى نرم و دلربا صحبت نكنند. اگر با شوهرانشان اين طور صحبت كنند، بسيار خوب است، اما با مرد اجنبى بسيار ملايم و نرم و لطيف صحبت نكنند؛ چون انسان در برابر لحن زيبا و دلرباى زن دلش هم مى رود. در روايات هم آمده است كه زنان با مردان نامحرم، دلفريب صحبت نكنند، بلكه كارى كنند كه آن لطافت و دلربايى از لحن گفتارشان گرفته شود. مثلاً دست در دهانشان بگذارند تا كمى صدايشان عوض شود. خيلى عجيب است! در روايات تمام ريزه كارى ها را متذكر شده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمودند: من به خانم هاى جوان سلام نمى كنم. با اين كه عصمت كامل دارند، ولى باز مراعات مى كنند.[27]



<hr class="wp-block-separator has-alpha-channel-opacity"/>



<p class="wp-block-paragraph">[1]الامالى للصدوق ص 73؛ بحارالأنوار، ج 91، ص 63 ، ح 52</p>



<p class="wp-block-paragraph">[2]جامع الاخبار، ص 59؛ بحارالأنوار، ج 91، ص 63 ، ح 52 .</p>



<p class="wp-block-paragraph">[3]الدعوات، ص 89؛ بحارالأنوار، ج 91، ص 70، ح 63 .</p>



<p class="wp-block-paragraph">[4]جامع الاخبار، ص 60؛ بحارالأنوار، ج 91، ص 64 ، ح 52 .</p>



<p class="wp-block-paragraph">[5]سوره روم، آيه 21.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[6]سوره سجده، آيه 7.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[7]سوره تين، آيه 4.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[8]رجوع كنيد به: من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 380.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[9]جامع الاخبار، ص 101؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 220، ح 23.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[10]من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 383؛ وسائل الشيعة، ج 14، ص 3، ح 24901.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[11]رَكْعَتانِ يُصَلّيهِمَا الْمُتَزَوِّجُ اَفْضَلُ مِنْ سَبعينَ رَكْعَةً يُصَلّيها اَعْزَبُ. كافى، ج 5 ، ص 328 ؛ وسائل الشيعة، ج 14، ص 8 ، ح 24920.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[12]الكافى، ج 5 ، ص 509؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 219، ح 13.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[13]المقنعه، ص 497، بحارالأنوار، ج 100، ص 220، ح 19.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[14]عوالى اللآلى، ج 3، ص 286؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 220، ح 24.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[15]الكافى، ج 5 ، ص 329، ح 6؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 43، ح 1.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[16]سوره شورى، آيه 23.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[17]مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[18]سوره انبياء، آيه 107.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[19]ميزان الحكمة، ج 2، ص 1516، ح 9798.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[20]همان، ج 3، ص 1988، ح 13029.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[21]شرح نهج البلاغة، ج 20، ص 233.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[22]وسائل الشيعة، ج 14، ص 10، ح 24924.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[23]تفسير عياشى، ج 1، ص 164؛ الكافى، ج 5 ، ص 321.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[24]دعائم الاسلام، ج 2، ص 214، ح 788؛ مستدرك الوسائل، ج 14، ص 266.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[25]سوره اسراء، آيه 32.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[26]سوره احزاب، آيه 32.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[27]امام صادق عليه السلام فرمودند: كانَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَلِّمُ عَلَى النِّساءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ السَّلامَ وَ كانَ اَميرالْمُؤْمنينَ عليه السلام يُسَلِّمُ عَلَى النِّساءِ وَ كانَ يَكْرَهُ اَنْ يُسَلِّمَ عَلَى الشّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ يَقُولُ اَتَخَوَّفُ اَنْ يُعْجِبَنى صَوْتُها فَيَدْخُلَ عَلَىَّ اَكْثَرُ مِمّا أَطْلُبُ مِنَ الاْءَجْرِ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله به زن ها سلام مى كرد و آنان نيز پاسخ مى دادند و اميرالمؤمنين عليه السلام نيز به زن ها سلام مى كرد، ولى خوش نداشت به زنان جوان سلام كند. مى فرمود: مى ترسم آوازش مرا خوش آيد و بيش از اجرى كه مى جويم، (گناه) به من برسد. (كافى، ج 2، ص 648 ؛ بحارالأنوار، ج 4، ص 335، ح 16</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانواده؛ حجاب و عفاف</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 05:51:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3256</guid>

					<description><![CDATA[سخنرانی مکتوب رمضان(6)خانواده حجاب و عفاف
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">سخنرانی مکتوب رمضان خانواده حجاب و عفاف </p>



<p class="wp-block-paragraph">قال الله تبارک و تعالی: «وَ مِنْ‏ آياتِهِ‏ أَنْ‏ خَلَقَ‏ لَكُمْ‏ مِنْ‏ أَنْفُسِكُمْ‏ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة» (روم: 21).<br>ایجاد انگیزه<br>جامعه شکل گرفته از رودخانه‌ها و چشمه‌های کوچک خانواده‌ها، اگر این چشمه‌ها و رودخانه‌ها گل آلود و مسموم باشد، آبش، آب مناسبی نباشد، نباید توقع داشت که آن دریا و آن اقیانوس هم آب خوبی داشته باشد، چون اقیانوس جامعه از چشمه‌ی خانواده پر می‌شود، اقیانوس جامعه از رودهای خانواده شکل می‌گیرد. مدارس، مراکز، دانشگاه‌ها، شهرها، روستاها، اجتماعاتی هستند تشکیل شده‌ی از خانواده‌های مختلف. به همین دلیل است که اسلام توجه عمیقی به نهاد اجتماعی خانواده داشته است.<br>نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خَيْرُكُمْ‏ خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِهِ‏ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِي‏» (الفقیهع ج 3، ص 555؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 171؛ مکارم الاخلاق، ج 216)؛ بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهترین باشد، بهترین شما کسی است که در خانواده خودش را خوب نشان دهد.<br>متن و محتوا<br>بعضی‌ها در بیرون از خانه خودشان را خوب نشان می‌دهند، در محیط کار خیلی عالی نشان می‌دهند، با همکار، با رفیق با دوست در کوچه در خیابان خوب هستند، اما در خانه خوب نیستند. رسول خدا فرمود: خیر و شرّ شما را با خانواده‌تان می‌سنجند، بهترین شما کسی است که خانواده‌اش از او بیشتر راضی باشند، من که پیغمبر شما هستم، بهترین شما در همه‌ی جهات از جمله در رسیدگی به خانواده هستم. بعد فرمودند: «ما أكرم‏ النّساء إلّا كريم‏ و لا أهانهنّ إلّا لئيم» (نهج الفصاحه، ص 472) مردها و افرادی که زن‌هایشان را تحقیر می‌کنند لئیم‌اند و آن‌هایی که خانواده‌هایشان را تکریم می‌کنند کریم هستند. ملاک پستی و کرامت ملاک برتری و سقوط پیغمبر اکرم است که فرمودند: از زن‌هایشان بپرسید ببینید آیا مردان خانواده‌شان را تحویل می‌گیرند یا نه؟ زن‌هایشان را تکریم می‌کنند یا نه؟ آدم‌های با کرامت، اهانت و تحقیر نمی‌کنند مرگ آدم‌های لئیم و پست، این ملاکی است که نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به ما داده است. در سخن دیگری فرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ» دو بار لعنت کرد، مورد لعن است مورد لعن است «مَنْ‏ ضَيَّعَ‏ مَنْ‏ يَعُولُ» (الکافی، ج 4، ص 12؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 68؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 171)؛ کسی که حق عیال و خانواده‌اش را ضایع کند، حقش را نادیده بگیرد، بی‌توجهی کند. این‌ها نکاتی است که در دین، آیات و روایات ما مطرح شده و هیچ نهادی، هیچ مرکزی، هیچ مذهبی به زیبایی اسلام و قرآن در مورد حقوق خانواده پیدا نمی‌کنید.<br>عفاف و حجاب در خانواده<br>یکی از حقوق و یکی از نکات مهم در اخلاق خانوادگی بحث حجاب و عفاف است.<br>هم مردها هم خانم‌ها ببینید معضلی که ما اکنون در جامعه‌مان داریم و متأسفانه به رسانه‌هایمان هم راه پیدا کرده‌ است، عدم رعایت فرهنگ عفاف، حجاب، و عدم رعایت پوشش و حریم مرد و زن است. دو شخصیت یک زن و یک مرد از قرآن ، این شخصیت‌ها مظهر عفاف، حجاب، و حیاء هستند. این‌ها چه کسی هستند؟ یکی یوسف است و یکی حضرت مریم . البته بعضی از مفسّرین از این آیات این گونه استفاده کرده‌اند که مقام مریم در این بعد به یک معنا بالاتر از حضرت یوسف است. قرآن کریم هر دو شخصیت را ستوده است.<br>عفاف حضرت یوسف<br>می‌فرماید: یوسف وقتی در اتاق در بسته در برابر گناه قرار گرفت «وَ لَقَدْ هَمَّتْ‏ بِهِ‏»؛ زلیخا دنبالش می‌دوید «وَ هَمَّ بِها»، یوسف هم جوان و زیبا و مجرّد بود، طبیعتاً میل جنسی داشت، «لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّه‏» (یوسف: 24) لطف خدا و زمینه‌ای که در وجود خودش بود جلوی این میل جنسی‌اش را گرفت و خودش را نجات داد، این یک الگو است.<br>عفاف حضرت مریم<br>الگوی دوم مریم است، وقتی مریم تنها نشسته است یک وقت دید مردی دارد به طرفش می‌آید، قرآن این جا زبان بحث را عوض کرد، مریم به آن مرد اهتمام نورزید، بلکه نهی از منکر کرد، امر به معروف کرد، گفت: «إِنِّي‏ أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ‏ مِنْك‏»، من از تو به خدا پناه می‌برم، «إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا» (مریم 18) اگر تقوا دارید اگر پرهیزگارید. همان حرفی که یوسف دارد: «لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّه» (یوسف: 24) هر دو شخصیت مظهر عفاف هستند برهان رب یوسف را نجات داد و جناب مریم به خدا پناه بردند که هر دوی آن‌ها به یک چیز برمی‌گردد یعنی تقوا، یعنی خویشتن‌ داری، یعنی عفاف. قرآن برای مردها الگوی یوسف را و برای زن‌ها الگوی مریم را آورده است. در بعضی روایات هست که وقتی قیامت می‌شود به بعضی‌ها که معصیت زنا یا فحشا یا بی‌بند و باری مرتکب شدند می‌گویند چرا این کار را کردید؟ می‌گویند جوان بودیم، زیبا بودیم، می‌گویند یوسف را بیاورید ببینیم تو زیباتر هستی یا یوسف؟ از زنان گنه‌ کار می‌پرسند: چرا خانم گناه کردی؟ می‌گوید: من جوان بودم، زن بودم، میل داشتم، می‌گویند مریم را بیاورید پیش آن خانم، این مریم مادر حضرت عیسی است، ببین تو نسبت به او برتری داری. یا او نسبت به تو؟ (سید حسین شیخ الاسلامی، وظایف ما، ص 241)<br>دستور قرآن نسبت به عفاف و حجاب<br>قرآن بدون این که بخواهد قصه یا داستان بگوید این الگوها را ارائه می‌کند. در سوره‌ی احزاب آیه‌ی 59 می‌فرماید: اگر در جامعه پوشش باشد دو اثر مهم دارد به این دو اثر دقت کنید، آن گاه روزنامه‌ها را بخوانید اخبار را گوش کنید ببینید این آیه چه قدر زبیا در جامعه پیاده می‌شود! می‌فرماید: «یا أیُّهَا النَّبىیُّ»؛ پیامبر «قُلْ لِأَزواجِکَ»؛ اول به زن‌های خودت بگو، رهبر و مدیر یک جامعه ابتدا باید خانواده‌ی خودش را اصلاح کند. اگر انسان ابتدا خانواده‌ی خودش را اصلاح نکند و به خانواده‌ی خودش تذکر ندهد نمی‌تواند به مردم تذکر بدهد. لذا خدا از زن‌های پیغمبر شروع کرد و گفت: پیغمبر به زنانت بگو، «وَ بَناتِکَ»؛ به دخترانت هم بگو، «وَ نِساء الْمُؤْمِنینَ»؛ سوم به زنان مردم، زنان مؤمنان بگو، بگو چه کنند؟ بگو «يُدْنِينَ‏ عَلَيْهِنَ‏ مِنْ‏ جَلَابِيبِهِنَّ»؛ &#8211; جلباب به معنای همان پارچه‌های بلند مثل چادر است- بگو این جلابیت و پارچه‌ها را از روی سر پایین بیاندازند و مثل چادر و مانتوهای بلند دربیاورند، به گونه‌ای که یقه و مو پیدا نباشد. این آیه آیه‌ی حجاب در قرآن است، حضرت امام می‌فرماید: منکر حجاب منکر ضروری دین است و کافر است چون منکر ضروری دین شده است، این آیه‌ی صریح در قرآن است که بگو این پوشش از بالای سر تا پایین را بیاندازند که بدنشان را بپوشانند، «ذلِكَ‏ أَدْنى‏ أَنْ‏ يُعْرَفْنَ»، این باعث می‌شود که به عنوان یک زن مسلمان آزاد و با حجاب شناخته شوند، و بین آنان و زنان بی‌ حجاب و غیر متدین فرق باشد. پوشیدن جلباب زن مسلمان را شاخص می‌کند و از دیگران جدا می‌کند، و به زن شخصیت می‌دهد.<br>علی بن موسی الرضا علیه السلام نشسته بودند، دختر بچه‌ای وارد شد هر کسی دستی به سرش کشید، -انسان به بچه‌ی کوچک عواطف شهوانی ندارد غالباً احساسی و عاطفی است، -وقتی پیش امام رضا علیه السلام رسید، آقا فرمود: چند سالش است؟ گفتند: آقا، پنج سالش است. با دست اشاره کرد او را ببرند. بعد فرمود دیگر بی‌حجاب در جمع نیاید.<br>الان گاهی در برنامه‌های کودک تلویزیون ما دختران نه ساله با پای برهنه می‌آیند. درست است که فرض کنیم به سن تکلیف نرسیده است، اما زیبایی و قیافه‌اش، شکل گرفته است. درست است برنامه برای بچه‌ها اجرا می‌شود ولی بزرگان بیشتر مخاطب این برنامه‌های کودک هستند. درست است این خانم‌ مجری محترم برنامه‌ی اطفال است ولی تک خوانی و شعرخوانی‌اش، صحیح نیست. گاهی شبیه رقص برنامه را اجرا می‌کنند، بالاخره این برنامه در یک رسانه‌ی عمومی پخش می‌شود. دو خانم یا دو آقا برنامه اجرا کنند، چرا یک و مرد و یک خانم با هم برنامه اجرا کنند؟ درست است که این بچه به سن تکلیف نرسیده، ولی این نشان دهنده‌ی خط دهی و تقویت این فرهنگ است. وقتی از بچه‌ای می‌خواهی ده تا اسم بگوید یک اسم شرعی بلد نیست، یا آزیتاست یا آناهیتاست. این فرهنگ را از هفت سالگی تبلیغ می‌کنند که باید به آن توجه شود، دشمن گاهی ناخواسته وارد فضاهای زندگی ما می‌شود. حجاب و عفاف اثری که دارد اولاً شناخته می‌شوی، ثانیاً اذیت نمی‌شوی.<br>خانمی که امام زمان (عج) به دیدن او آمد<br>مرحوم آقا سید محمد باقر سیستانی رضوان الله تعالی علیه می‌گوید: من تصمیم گرفتم به گونه‌ای خدمت آقا امام زمان برسم، لذا چهل جمعه در مسجد محله‌مان مراسم زیارت عاشورا رفتم –این زیارت معتبر، مستند، و قابل اعتماد و وارد از امام معصوم و وارد از امام باقر و امام صادق علیه السلام است، این زیارتی است که آثار دنیوی و اخروی‌اش بی‌ نظیر است –می‌گوید تنها نیّتم این بود که آقا امام زمان ارواحنا له الفداء را زیارت کنم. در یکی از این جمعه‌ها احساس کردم حال خوشی دارم، بلند شدم زیارت عاشورا را که خواندم از مسجد بیرون آمدم، دیدم بوی عطر خوشی از خانه‌ی نزدیک مسجد می‌آید و نوری از آن بیرون آمد. مردم دارند عبور می‌کنند و نگاه نمی‌کنند، ولی این نور مرا به خودش جلب کرد. جلوتر رفتم، دیدم در باز است پیش خود گفتم: اجازه دارم وارد بشوم. وقتی وارد شدم رفتم دیدم جنازه‌ای روی زمین است روی آن هم پارچه‌ای کشیده‌اند. یک وقت دیدم آقایی نورانی، با چهره‌ای که در روایات ما توصیف شده است کنار این بدن نشسته است، سلام کردم. متوجه شدم آقا و مولایم، حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشّریف هستند، این قضیه در بیداری اتفاق افتاده است، صاحب «عبقریُّ الحسان»، مرحوم نهاوندی رضوان الله تعالی علیه و صاحب «النجم الثاقب»، فراوان از این قصه‌ها نقل کرده‌اند که همه درست است. این که گفته‌اند: شما ادعای رؤیت نکنید خواسته‌اند کسی دکّان باز نکند، گاهی این کارها در جامعه پیش می‌آيد، گاهی بعضی‌ها ادعای نیابت می‌کنند و از طرف آقا خط و کاغذ می‌آورند، پارچه می‌آورند. خواسته‌اند جلوی آن‌ها را بگیرند و الاّ امکان رؤیت برای سید بحرالعلوم، مقدس اردبیلی و شخصیت‌های بزرگ فراهم بوده است. آن‌ها نیز هیچ وقت نخواستند از این طریق دکّان باز کنند، بلکه ارتباط شخصی برای خودشان بوده است، اگر پیامی هم داشته نقل کرده‌اند، این داستان را ایشان در اواخر عمرش نقل می‌کند – می‌گوید دیدم آقا نشسته‌اند، فرمودند: محمد باقر، دنبال من می‌گردی؟ من این جا هستم. گفتم: آقا، این جا بالای سر این جنازه چه می‌کنید؟ فرمودند: این خانم از دنیا رفته است آمده‌ام در مراسمش شرکت کنم. پرسیدم: مگر این خانم کیست؟ آیا از اولیاء است؟ امام فرمودند: این خانم در کشف حجاب رضاخانی و دوران مبارزه با حجاب، هفت سال از خانه‌اش بیرون نرفت برای این که مجبور می‌شد حجابش را بردارد، لذا کنار بدنش آمده‌ام.<br>عفاف حضرت موسی<br>مرحوم علی بن ابراهیم قمّی، -اعلی الله مقامه الشریف- در تفسیری که منسوب به ایشان است نقل می‌کند وقتی ابن عمران دید دختران شعیب جلوی او راه افتادند و باد لباسشان را بالا می‌برد، گفت: شما پشت سر من بیایید، من جلو می‌روم. گفتند: راه را بلد نیستی. گفت: من جلو می‌روم، هر کجا اشتباه رفتم، سنگی بیندازید من راه را پیدا می‌کنم.<br>شیطان به حضرت یحیی گفت: دو سلاح، برّنده‌ترین سلاح و پشتوانه‌ی من است: یکی غضب است، انسانی که غضب می‌کند آدم می‌کشد، فحش می‌دهد، جنایت می‌کند، دیگری زن‌های نامحرم است، این دو نور چشم و برنده‌ترین سلاح من هستند. در طول تاریخ یکی از حربه‌هایی که دشمن همیشه برای انحراف جامعه استفاده کرده است همین حربه‌ی بدحجابی و گسترش فساد در جامعه بوده است.<br>گسترش فساد عامل شکست آندلس<br>در آندلس هشتصد سال مسلمانان حکومت داشتند. در سال 92 هجری، آندلس یعنی اسپانیای امروزی فتح شد و در سال 898 سقوط کرد. یعنی 806 سال مسلمانان در اسپانیای فعلی حکومت داشتند. صدها خلیفه آمدند و رفتند، بنی امیه و بنی عباس گرچه گاهی خودشان بی‌کفایت و اهل فساد بودند اما به هر حال هشتصد سال؛ یعنی هشت قرن حکومتشان دوام آورد. مسیحی‌ها چه کارکردند که این جامعه را از اسلام به مسیحیت برگرداندند؟ مسلمانان را مجبور کردند که مسیحی شوند، به وسیله فساد، کاباره‌ها، مراکز شراب، کلوپ‌های شبانه، گسترش زنان و دختران زیبای مسیحی در پارک‌ها، هویت جوان مسلمان را گرفتند و به راحتی بر او حاکم شدند.<br>شهوترانی عامل شکست لشکر موسی<br>قوم موسی چگونه شکست خورد و بلعم چگونه توانست جلوی پیروزی آن‌ها را بگیرد؟ در روایت دارد بلعم گفت: زنان و دخترانتان را آرایش کنید و بین لشکر موسی بفرستید آن‌ها جذب می‌شوند و مرتکب فحشا می‌شوند و بیماری می‌آید. طاعون در لشکر موسی افتاد و بیست هزار نفر از لشکرش از بین رفتند و پشت دروازه‌های انطاکیه ماندند و نتوانستند حمله کنند. چرا؟ به خاطر همین فسادی که در جامعه ایجاد شد. (پند تاریخ، ج 2، ص 224).<br>حولاء عطاره<br>خانمی پیش پیغمبر آمد –قسمتی از این داستان طولانی –خانمی به نام حَولاست، در روایت دارد: «امْرَأَةً عَطَّارَةً لآِلِ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و سلم»؛ یعنی برای خاندان پیامبر عطر می‌آورد. خودش تعریف می‌کند، می‌گوید: یک روز شوهرم مرا صدا زد، با من کار داشت، من توجه نکردم و بدخلقی کردم. می‌گوید شوهرم عصبانی شد، از خانه بیرون آمدم، پیش خودم فکر کردم کار بدی انجام داده‌ام. وقتی وارد خانه شد، بلند شدم «وَ قَبَّلَتْ‏ يَدَهُ‏ الْيُمْنَى‏» دستش را بوسیدم، گفتم: من اشتباه کردم، نفهمیدم، عذر می‌خواهم. مرا با دست کنار زد و رویش را برگرداند و توجهی نکرد. –این هم بد است که بعضی‌ها عذرپذیر نیستند –می‌گوید بلند شد خواست که به مسجد برود، من هم دنبالش رفتم، مدام شانه به شانه‌اش می‌رفتم، گاهی او جلوتر می‌رفت که من کنارش راه نروم. گاهی من می‌دویدم او تندتر می‌رفت. از مسجد بیرون آمد باز جلو رفتم تا با او صحبت کنم، دیدم برگشت. زودتر از او به خانه رفتم آرایش کردم، غذا آماده کردم، زمینه را فراهم کردم. آمد و باز توجه نکرد، شب در بستر توجه نکرد، من هم از دو چیز می‌ترسیدم، «مَخَافَةَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِ جَهَنَّمَ‏» یکی این که گفتم: خدایا غضب شوهر باعث نشود جهنمی شوم، چون نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به زنان فرمود که، اگر ثواب جهاد می‌خواهید جهاد زن خوب شوهرداری کردن است. (بحارالانوار، ج 97، ص 7) و فرمود: زنی که از دنیا می‌رود، همسرش باید از او راضی باشد. –لذا زهرای مرضیه با آن عظمت، در بستر، اولین مطلبی که از امیرالمؤمنین می‌خواست همین است که علی جان، از من راضی هستی یا نه؟ می‌خواهم با رضایت تو از دنیا بروم- می‌گوید هر چه کردم او دلش نرم نشد. تا صبح نخوابیدم، «بَكَتْ‏ بُكَاءً شَدِيداّ»؛ مدام گریه کردم و می‌گفتم: خدایا از دو چیز می‌ترسم: از تو و از قیامت. اگر مسأله‌ی شرعی نبود من هم به او توجه نمی‌کردم. صبح که از خواب بلند شدم و به خانه‌ی پیغمبر اکرم آمدم، در را زدم، ام سلمه پشت در آمد و گفت: کیست؟ گفتم: حولا هستم، گرفتار آمده‌ام مشکلم را حل کنم. در خانه شروع به گریه کرد، مدام امّ سلمه او را ساکت می‌کرد و می‌پرسید که چه شده؟ حرفت را بزن. گفت: قصه این است اشتباهی کرده‌ام، آقا ناراحت شده است حالا دستش را می‌بوسم راضی نمی‌شود، دنبالش می‌روم راضی نمی‌شود، آرایش کردم فضای خانه را برایش آماده کردم. هرگز راضی نمی‌شود. چه کنم؟ گفت: من هم نمی‌دانم، صبر کن رسول خدا بیاید. او نشست، پیغمبر گرامی اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، آمدند. حولا گفت: یا رسول الله، این گونه شده است. حضرت فرمودند: برو به او بگو اگر مردی به زنش توجه کند و او را تحویل بگیرد فرشته‌ها آن مرد را در آغوش می گیرند. این تذکر را به او بده. (مستدرک، ج 14، ص 238) حولا رفت و این سخن پیامبر را گفت و مشکل حل شد. می‌خواهم این را عرض کنم پیامبر فرمود: حولا، بنشین تا سفارش‌هایی به تو بکنم. پیغمبر یکی یکی حقوق مرد و وظایف زن را برای حولا شمرد، به نظر این روایت باید در جامعه مطرح شود. وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام تک تک وظایف زن را برشمرده است. دقت کنید وقتی این جریان پیش آمد و حولا خدمت پیامبر آمد، پیغمبر فرصت را مغتنم شمرد و به طور مفصل یک روایت را برایش فرمود. چرا؟ این به دلیل اهمیت خانواده و مسأله‌ی عفاف و حجاب .<br>توجه به همسر<br>آقایان هم باید این طرف را رعایت کنند.<br>راوی می‌گوید: به خانه‌ی امام باقر علیه السلام رفتم، ما هر وقت خانه‌ی امام باقر می‌رفتیم اتاق ساده‌ای بود و در آن لباس‌های ساده‌ای داشتند. آن روز فرمود: داخل بیا، وارد اتاق اندرونی شدم، دیدم این اتاق با اتاق بیرونی فرق می‌کند، این اتاق تزیین شده و زیباست. دیدم امام هم لباس زیبایی پوشیده است و محاسنش را رنگ کرده است. عرض کردم: یابن رسول الله، چرا این گونه است. فرمود: این جا محل زندگی همسرم است. اگر مرد به خودش برسد همسرش به مردها دیگر غبطه نمی‌خورد.<br>مردی ژولیده با لباس‌های ناپسند و با وضعی نامناسب در کوچه می‌رفت. حضرت علی علیه السلام تا او را دید نگاهی به قیافه‌اش کرد – حتی ما مردها گاهی از بعضی مردها متنفر می‌شویم حالا یک زن چگونه می‌تواند او را تحمل کند؟ جوانی را دیدم که چهره‌ی خودش را به شکلی درآورده؛ سر را تراشیده بود؛ وضعیتی که با پیرمردهای هشتاد نود ساله جور درمی‌آید، نه با جوان هفده هجده ساله. گفتم: عزیزم، من دارم از تو فرار می‌کنم چگونه خانم تو می‌خواهد با تو زندگی کند؟ -حضرت به او فرمود: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ‏ فَحَدِّثْ‏»؛ مگر خدا نگفته است نعمت‌های مرا یادآوری کنید؟ (الکافی، ج 1، ص 410؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 112)<br>گاهی خانم‌ها می‌گویند وضع مالی همسرمان خوب است، اما به خودش نمی‌رسد و ملاحظه نمی‌کند. مخصوصاً هر چه انسان پیر می‌شود و سن بالاتر می‌رود بیشتر باید نسبت به این نکات توجه و اهتمام داشته باشد.<br>خلاصه‌ی بحث امروز ما درباره‌ی خانواده، بحث حجاب و عفاف است. قرآن می‌فرماید: کسانی که حجاب دارید، دو چیز در انتظار شماست، یکی این که اذیت نمی‌شوید، دیگر این که به عنوان یک زن مؤمنه شناخته می‌شوید، مرگ کم اتفاق می‌افتد زن بدون دلیل از شوهرش طلاق گرفته و با دیگری ازدواج کرده است، کانون‌ها از هم پاشیده است! اگر این‌ها همدیگر را نبینند این اتفاقات نمی‌افتد. باید به این مسائل توجه شود، مخصوصاً خانم‌های محترم در مجالس خانگی، در عروسی‌ها نسبت به کودکان توجه کنند. بچه‌ها را پررو بار نیاورید، به اشعاری که در این مجالس خوانده می‌شود توجه شود. موسیقی، رقص و آواز حرام است. مرحوم استاد محمدتقی جعفری رضوان الله تعالی علیه می‌فرمود: غنا و موسیقی یک نوسان احساسات و یک فروریختن معنویت دارد. وقتی می‌نوازد بالا می‌روی و نوسان پیدا می‌کنی، در خود احساس شادی و طرب می‌کنی، ولی وقتی تمام می‌شود یک مرتبه معنویت می‌ریزد، آیا این فرد دیگر می‌‌تواند بایستد بگوید: «إِيَّاكَ‏ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ‏ نَسْتَعِينُ»؟ آیا می‌تواند با گفتن «السلام علیک یا ابا عبدالله» اشک بریزد؟ آیا می‌تواند با نگاه کردن به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها منقلب شود؟ طبیعی است که این حالت‌ها را از انسان می‌گیرد.<br>گریز و روضه<br>زندگی اهل بیت ما نیز این مطلب را نشان می‌دهد، شما ببینید عقیله‌ی بنی هاشم، زینب کبری، همین که وارد مجلس یزید شد، وقتی آن خبیث با چوب به لب و دندان ابا عبدالله زد، یکی از این کنیزانش که به اهل بیت علاقه داشت وارد مجلس شد و به یزید گفت: نزن، این پسر پیغمبر است. نوشته‌اند: یزید عبایش را برداشت و روی سر این زن انداخت که اندامش پیدا نباشد. به طور یقین آن کنیز بی حجاب نبوده و لباس معمولی به تن داشته است. این خبیث به مسأله‌ی حجاب کنیزانش اهمیت می‌دهد آن گاه وقتی زینب کبری وارد مجلس یزید شد، &#8211; کاروان اسرا در ماه صفر وارد شام شدند یعنی تقریباً 25- 20 روز بعد از حادثه‌ی کربلا، و در این فاصله خیلی اذیت شدند، به کوفه رفتند، به تکرید رفتند و سختی‌هایی را متحمل شدند، طبیعی است وقتی زینب کبری وارد می‌شود باید از این وضعیت گله کند که چرا ما را به اسیری بردید؟ چرا ما را در این شهر و آن شهر گرداندید؟ اما این گونه نشد، زینب کبری همین که وارد مجلس دشمن شد، گفت: «أَ مِنَ‏ الْعَدْلِ‏ يَا ابْنَ‏ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ»؟ آیا این عدالت است که زنان خودت پشت پرده باشند و «وَ سَوْقُكَ‏ بَنَاتِ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ سَبَايَا» (بحارالانوار، ج 45؛ ص 133؛ الاحتجاج، ج 2، ص 307؛ بلاغات النساء، ص 35)؛ اما دختران، فرزندان و عیالات رسول الله این گونه در مقابل نامحرم ظاهر شوند؟! اولین اعتراضی که کرد این بود. دختر کوچک اباعبدالله در شب یازدهم وقتی عمه‌اش بالای سرش آمد، اولین مطلبی که گفت این بود: «یا عَمَّتاهْ هَلْ مِنْ خِرقَةٍ أسْتُرُ بِها رَأسِی» (بحارالانوار، ج 45، ص 59)؛ عمه، تکه پارچه‌ای داری که من سرم را بپوشانم؟ ببینید دختر چهار پنج ساله بوده، مکلف نبوده؛ دختر چهار پنج ساله می‌گوید: عمه جان آیا تکه‌ای پارچه خدمتتان هست من سرم را بپوشانم؟ اگر ما این درس را از عاشورا و کربلا نگیریم، چه درسی می‌خواهیم بگیریم؟<br>خدا به همه‌ی ما ان شاءالله توفیق ارتباط بیشتر با معارف اسلامی و اهل بیت را عنایت بفرماید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنرانی مکتوب حجاب</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%a8-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%a8-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 05:40:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3245</guid>

					<description><![CDATA[سخنرانی مکتوب&#124; حجت الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی پیرامون حجاب در برنامه سمت خدا سوال – در مورد آداب اسلامي پوشش صحبت بفرماييد.پاسخ – من ايام ماه صفر را تسليت مي گويم که ايام حضور اهل بيت در شهر شام است که خاندان عصمت و طهارت را بعد از آوردن به کوفه به شهر شام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">سخنرانی مکتوب| حجت الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی پیرامون حجاب در برنامه سمت خدا<br></p>



<figure class="wp-block-image size-full"><img fetchpriority="high" decoding="async" width="970" height="545" src="https://nasim.ismc.ir/wp-content/uploads/2024/07/image-1.png" alt="" class="wp-image-3247"/></figure>



<p class="wp-block-paragraph"><br>سوال – در مورد آداب اسلامي پوشش صحبت بفرماييد.<br>پاسخ – من ايام ماه صفر را تسليت مي گويم که ايام حضور اهل بيت در شهر شام است که خاندان عصمت و طهارت را بعد از آوردن به کوفه به شهر شام آوردند و اول ماه صفر وارد شام شدند. در بعضي از کتب مسئله ي شهادت دختر اباعبدالله آمده در شهر شام آمده است. و همچنين براي سقوط هواپيما ي ديروز به بازماندگان آنها تسليت عرض مي کنم و اميدواريم تدابيري اتخاذ شود تا ديگر شاهد چنين وقايعي در کشورمان نباشيم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يکي از چيزهايي که جامعه ي ما نياز دارد که به آن پرداخته بشود آداب پوشش است. وقتي ما از خانه بيرون مي آييم و مي خواهيم سرکار يا دانشگاه يا مدرسه برويم با لباس از خانه بيرون مي آييم. اين لباس و پوششي که داريم آيا بصورت دل بخواهي و رها است يا اينکه در اسلام براي پوشش هم نکاتي ذکر شده است و تعريفي وجود دارد ؟ با اين بحث حاشيه اي هم به بحث عفاف و حجاب بزنيم. لباس در هر منطقه و زماني با منطقه و زمان ديگر متفاوت است. اگر شما فيلم هاي زمان اول انقلاب را ببينيد و آقاياني که در خيابان ها شعار مي دادند مي بينيد که نوع لباس هاي آنها با نوع لباس هاي امروز کاملا متفاوت است. لباس هايي که در جامعه ي امروزي است در شصت سال پيش نبوده است. همين الان هم اگر به مناطق مختلف کشورمان برويد مثلا کردستان يا بلوچستان يا لرستان مي بينيد که لباس مردم آن منطقه با لباس مردم تهران متفاوت است. اسلام براي لباس مُد و مدل ندارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نمي گويد که مدل لباس بايد اين جوري باشد اما يکسري اصول و قوانيني در کتب ما مثل وسايل الشيعه يا بعضي روايات ما آمده است. اين اصول کلي است و با پوشش کردستان و لرستان قابل انطباق باشد، با پوشش پنجاه سال پيش يا پوشش امروز يا پوشش صد سال ديگر مطابق است. اينکه مدل چه باشد ما با آن کاري نداريم. اما کلياتي درباره ي آداب لباس داريم. يکي اينکه لباس بايد ساتر باشد و لباسي نبايد بدن نما باشد، در روايات ما اين گونه لباس مذمت شده است. حضرت علي (ع) مي فرمايد: بر شما باد لباس هاي ساتر و ضخيم. در اينجا ضخيم و کلفت يعني بدن را نشان نمي دهد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعد مي فرمايد: کسي که لباسش نازک باشد دينش هم نازک است. اين روايت خيلي دقيق است که ارتباط بين دين و لباس ايجاد کرده است. يعني اگر کسي پوشش او برهنه يا نيمه عريان يا با لباسي بود که بدن را نشان مي دهد بود، عفاف عمومي جامعه و نهاد خانواده را بهم مي ريزد. روابط را شهواني خواهد کرد. طبيعتا وقتي اين طور شد دين انسان هم لطمه مي بيند. ديگري اينکه لباس نبايد لباس شهرت باشد. فرض کنيد در شهري لباس هاي معمول افراد مشخص است. حالا کسي بيايد و بگونه اي لباس بپوشد که انگشت نما بشود و همه او را نشان بدهند. فرض کنيد که الان بنده اين عبا را پشت و رو بپوشم بگونه اي که اين لباس معمول لباس طلبه ها نباشد البته لباس ما در قشر خودش يعني روحانيت متفاوت نيست. ما لباس صنف و قشر را جدا مي کنيم. روايت داريم: خداوند لباسي که انسان را انگشت نما بکند دوست ندارد. و اين لباس هم مذمت شده است. در واقع اگر کسي بگونه اي لباس بپوشد که خلاف عرف باشد و عرف آن را نمي پسندد. حالا ممکن است که کسي بگويد پس در غرب هم اگر کسي با چادر بيايد خلاف عرف است، خير. نماد ديني جدا است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مثلا اگر يک فردي از کردستان بيايد و در تهران با لباس کُردي باشد کسي او را مذمت نمي کند. کسي در تهران اين لباس را نمي پوشد ولي مي گويند که اين لباس منطقه ي کردستان است و شاخصه ي آن منطقه است. شاخصه ي يک مسلمان هم حجاب است و اين لباس شهرت نيست. نکته ي بعدي اين است که در روايات ما تشبه زن به مرد و يا مرد به زن مذمت شده است. خدا لعنت کرده است مردي که چهره و لباسش را زنانه کند. البته بعضي از لباس ها مشترک است. مثلا کاپشن را هم آقايان و هم خانم ها مي پوشند. اما بعضي از لباس ها مختص است. اگر يک لباس مختصي که براي خانم ها است يا لباس مختصي که براي آقايان است يا اينکه چهرهاي مخصوص زنان است و مثلا مردي بيايد و زير ابرو بردارد، چون اين معمول خانم ها است و براي آقايان نيست، خدا او را لعنت مي کند. همچنين در روايات ما تاکيد شده است که لباس بايد تميز، نظيف و جديد باشد. روايت از پيامبر است که لباس بايد نو و تميز باشد. پيامبر مردي را ديد که موهاي ژوليده و لباس چرک بر تن داشت. پيامبر ناراحت شد و فرمود: يکي از راههاي دين داري تمتع از نعمت هاي خدا است. خدا در قرآن مي فرمايد: اما بنعمة ربک فحدث. لذا خود پيامبر خيلي مقيد به تميزي لباس و مرتب بودن موهايش بود. بعضي از خانم ها به ما گله مي کنند که آقايان ما با اينکه وضعيت مالي خوبي دارند با لباس بد مي پوشند. و به خودشان نمي رسند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يک روز امام باقر (ع) خيلي به چهره و لباس خودش رسيده بود و خيلي منظم بود. کسي به آقا اعتراض کرد و آقا فرمود که زيبايي مرد عفت زن را بيشتر مي کند. وقتي زني مي بيند که مردش خيلي منظم است و لباس تميز و موهاي شانه کرده دارد، مردهاي ديگر را به رخ نمي کشد. و مرد خودش را با مردان ديگر مقايسه نميکند و زنها هم بايد نسبت به مردها طوري باشد که عفت مرد را زياد کنند. يعني اين قدر به خودشان برسند که مرد احساس نياز به زن هاي نامحرم را نداشته باشد. در روايات ما روي رنگ لباس ها هم تاکيد شده است. داريم که بهترين لباس شما رنگ سفيد است. و اين لباس پيامبر بوده است. داريم که لباس پنبه اي باشد چون نرم است و بدن اذيت نميشود. داريم که حتي المقدور لباس مويي و لباسي که بدن را آزار ميدهد نپوشيد. رنگ سفيد به اين دليل تاکيد شده است که رنگ چرک را نشان مي دهد. و باعث ميشود که لباس شسته بشود و تميز بماند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پس در اسلام لباس بايد ساتر باشد و متشبه نباشد ولباس شهرت نباشد و لباس بگونه اي نباشد که چرک باشد بايد نظيف و تميز باشد. ديگر اينکه لباس محرک نباشد. خانمي که لباسش محرک بود پيش رسول الله رفت و پيامبر رويش را برگرداند. اين ها کلياتي است که در اسلام راجع به لباس آمده است. در روايت داريم که لباس هر زماني لباس همان زمان است يعني ميشود لباس امروز که مثلا کت و شلوار و کاپشن است را با اين کليات تطبيق داد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوال – آيا قرآن نگاهي به حجاب داشته است يا خير ؟<br>پاسخ – بله. بعضي ها ميگويند که اين بحث حجاب را شما طلبه ها سخت کرده ايد. خير اين بحث قرآني است. اصولا وظيفه ي ما تبيين مباني ديني براي مردم است. اگر احساس سختي يا سهولت ميشود هر دوي آنها زمينه اش در قرآن يا روايات ما آمده است. ما در آيات متعددي در قرآن کريم به اين مسئله اشاره شده است. اسلام به پنج نوع حجاب، عفاف و خويشتن داري تاکيد دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يکي در آيه 31 سوره ي نور است که سفارش شده است که آنرا زياد بخوانيد. تقريبا چهار نوعش در اينجا است. مي فرمايد: اي پيامبر بگو مردها چشمشان را از نامحرم بپوشانند. و قواي جنسي شان را حفظ کنند اين باعث ميشود که سالم بمانند. در مورد خانم ها ميفرمايد: خانمها عفاف در نگاه داشته باشند و به نامحرم نگاه نکنند. بعضي ها فکر مي کنند نگاه نکردن به نامحرم فقط براي آقايان حرام است. اگر زن هم شهوت آميز به مرد نگاه کند حرام است. مي فرمايد: اي پيامبر بگو در نگاه خيره نشوند و چشم شان را پايين بيندازند. يکي پس اين حجاب در نگاه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ديگري اينکه زنان دامن خودشان را پاکيزه نگه دارند. اين عفاف جنسي است. زنها آلوده به مسائل جنسي نشوند و بچه هاي سالم به جامعه تحويل بدهند. ديگري بحث پوشش است که مورد بحث ما است. مي فرمايد: در اسلام دو تا نکته در مورد حجاب است. يکي روسري بلند که تا روي سينه را مي پوشاند و ديگري تاکيد برلباس بلند دارد. در سوره ي احزاب مي فرمايد: که به زنان بگو لباس هاي بلند بپوشند. يکي زنها دو تا حجاب دارند. در حالات حضرت زهرا (س) داريم که وقتي ايشان مي خواست در مسجد خطبه بخواند اول روسري انداخت و بعد روي آن لباس بلند پوشيد. پس حجاب در دو سوره ي قرآن آمده است يکي در سوره نور آيه 31 سوره ي نور وسوره ي احزاب آيه 51. که اين ها آيات صريح قرآن در مورد حجاب است. پس حجاب اول در چشم است. تمام اين گناهان منشا آن نگاه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">ديگري عفاف جنسي است. ديگري حجاب در پوشش است که همان روسري و لباس بلند است. و آخري عفاف در رفتار است. ممکن است خانمي حجابش خوب باشد ولي حرکاتش محرک باشد. در آخر آيه مي فرمايد که با راه رفتن شان مردان را تحريک نکنند و زينت شان را آشکار نکنند. و ديگر اينکه در گفتارشان هم محرک صحبت نکنند. آن زماني که اين آيه نازل شده است وسايل امروزي نبوده است. و اِلا اشاره ميشد که اس ام اس محرک هم نفرستيد، فيلم محرک هم نبينند. سوره ي احزاب آيه ي 33 مي فرمايد: زن ها تبرج جاهليت نداشته باشند. قبل از اسلام زنها بي حجاب بوده اند و قرآن مي فرمايد که مکشوف بودن و خود را باز گذاشتن براي جاهليت قبل از اسلام بوده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در ايران باستان خود ما و در بسياري از اديان گذشته بحث حجاب بوده است و اين نيست که فقط اسلام حجاب را آورده باشد. اسلام تاکيد بر حجاب دارد. بعضي از قوانين اسلام تاسيسي نيست يعني اسلام بنيانگزار اين ها نبوده است بلکه بر آن تاکيد کرده است. بحث حجاب در اديان گذشته هم بوده است. در روايات هم تاکيد دارند که اين پوشش در زنها و مردها هم باشد. اين حجاب و پوششي که اسلام روي آن تاکيد کرده است صرفا براي حفظ کرامت زن است. براي حفظ تقوا و امانت الهي بودن زن است. مي فرمايد: حجاب باعث ميشود که شما بعنوان يک زن مسلمان شناخته بشويد و به شما متعرض نشوند، براي همسر و خانواده تان باقي بمانيد، نهاد خانواده تان محکم بشود و امنيت داشته باشيد. يک زن وقتي متدين و باحجاب باشد کسي به خودش اجازه نمي دهد که به او حرفي بزند يا به او متعرض بشوند. اگر اين فرهنگ براي زنان و دختران ما جا بيفتد و بدانند که آثار حجاب چيست، خودشان دنبال حجاب مي آيند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوال – خانم هايي که حجاب شان را رعايت نمي کنند مي گويند: چرا مردها توصيه ي قرآن را گوش نمي کنند ؟ آنها نگاه نکنند. راهنمايي بفرماييد.<br>پاسخ – ما براي اينکه بخواهيم از مسئوليت شانه خالي کنيم نبايد مسئوليت را به گردن ديگران بيندازيم. يعني براي اينکه يک جايي را اصلاح کنيم يک جاي ديگر را خراب نکنيم. نياييم يک تکليفي را براي ديگران ايجاد کنيم براي اينکه خودمان تکليف انجام ندهيم. بله. مردها نبايد نگاه کنند ولي چه چيزي باعث ميشود که مردها نگاه کنند ؟ بدحجابي شما. اگر حجاب شما رعايت شد، خودبخود جلوي نگاه هم گرفته ميشود. ضمن اينکه وقتي ما قانوني را وضع مي کنيم هر کسي را در حيطه ي خودش بايد و نبايد مي گوييم. مرد نگاه مي کند بنابراين به او مي گويند که نگاه نکن. خانمها زمينه فراهم ميکنند بنابراين به آنها مي گويند که شما هم زمينه فراهم نکن. هر کدام بايد در حيطه ي خودش مراعات بشود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوال – خيلي ها ما مومنان را مسخره مي کنند که مي گويند بي حجابي و بي نمازي باعث غضب خداوند ميشود. غرب سراسر گناه و فساد را ببينيد که باران رحمت فراوان دارند و ما هم آرزوي باران داري. راهنمايي بفرماييد.<br>پاسخ – اين ها غضب را به باران و عدم باران معنا کرده اند. غضب الهي غضب برزخ هم هست، غضب قيامت هم هست، غضب فقط غضب دنيا نيست. اين سوال يک وقتي هم در بحث زکات مطرح شد که شما مي گوييد که اگر زکات ندهيد باران نمي آيد. مگر غربي ها زکات مي دهند ؟ اولا هواي مديترانه اي بعضي از اين کشورها مثل ترکيه اقتضاي ريزش باران دارند و هواي کويري مثل کشور ما کمتر اقتضاي ريزش باران دارد، اين را بايد در نظر گرفت. ثانيا بايد توجه کرد که اگر کسي چيزي را قبول نداشت قوانين و مقررات هم شامل آن نميشود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مثلا اگر کسي رفت دانشگاه تهران ثبت نام کرد. او بايد سر ساعت بيايد و برود، کلاس ها را بيايد، نمره بگيرد اما آقايي که در خيابان است ميگويد که من دانشجوي دانشگاه تهران نيستم و قوانين دانشگاه ربطي به من ندارد. اين قوانين براي شما است که دانشجوي اين دانشگاه هستي کسي که مسلمان ميشود، اگر زکات ندهد مي گويند که رحمت خدا از شما دور ميشود. اگر گناه بکني جريمه مي شوي اما خدا آنها را خيلي از اوقات جريمه نمي کند. در سوره ي انعام مي فرمايد ک کساني که خدا را فراموش کردند ما نعمت ها را بر سرشان مي ريزيم. ممکن است کسي که نماز مي خواند بيشتر از کسي که در غرب نماز نمي خواهد بيمار بشود ولي فضا فقط فضاي دنيا نيست. جوجه را آخر پاييز مي شمارند. برزخ من برزخ راحتي است ولي برزخ او عذاب دارد. قيامت من قيامت بهشتي است ولي قيامت او قيامت جهنمي است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مادر قرآن عذابي بنام استدراج داريم. يعني کسي که گناه مي کند و خدا به او نعمت بيشتري ميدهد. مثل محصلي که در کلاس نمره بد مي آورد و معلم به او کاري ندارد نه اخراجش مي کند و نه پدر و مادرش را مي خواهد و اين خيلي خطر است. اما حالا نمره ي 18 شما 17 شده است، ميگويد پدرت را به مدرسه بياور. ميگويي او که صفر شده پدرش را نمي آورد ولي من بايد پدرم را بياورم ؟ مي گويد که من با او کاري ندارم. او رها است. مي خواهم نمره ي 18 تو 17 نشود. اين انسانها هم چون رها هستند خدا به آنها نعمتهاي دنيا را ميدهد وداريم که دنيا براي مومن زندان است و براي کافران جهنم است. اما اگر خدا بخواهد آنها را گوشمالي بدهد يک دفعه مثل فرعون در رود نيل مي روند و قارون زير خاک مي رود. خدا به قارون مهلت داد و گنج هاي فراوان داد. اين آيه قرآن است: اخذناه بغتتاً.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوال – سوره ي نساء آيه 175 و سوره ي مائده آيات 2- 1 را توضيح دهيد.<br>پاسخ – مي فرمايد: هر کجا سخن از نيکي و تقوا است کمک کنيد. هر کجا سخن از معصيت و گناه است کمک نکنيد. مثلا پدر شما به شما مي گويد که دروغ بگو که کار من راه بيفتد. اين تعاون بر عصم است من دروع نمي گويم. اما در مسجد مراسم است و به شما مي گويند که کمک کن اين بر است و تقوا است. هر کجا کار نيک و الهي است کمک کنيد و هر کجا که احساس مي کنيد گناه و معصيت است کمک نکنيد. اگر من به اينجا وارد بشوم کمک به گناه است و اين ورود جايز نيست.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سوال – اگر بخواهيم يک نگاه اجتماعي به حجاب داشته باشيم. نظر شما چيست؟<br>پاسخ – خوب است وظايف را تفکيک کنيم. يک وظيفه اي علما، روحانيون، انديشمندان، فرهيختگان و چهره هايي که با قرآن آشنا هستند دارند. وظيفه ي اين ها تبيين و ارائه ي طرح است. براي حجاب طرح بدهند. کتاب و مقاله بنويسند و نمايش برقرار کنند و در سخنراني ها و خطبه هاي نماز جمعه از فلسفه ي حجاب و تبيين آن صحبت کنند نه فقط امر و نهي کنند. مثلا در همين بحث فتنه، سخنرانان وارد بحث ميشوند و براي مردم مسئله را باز ميکنند، عوامل و راه کارها را براي مردم توضيح مي دهند. مسئله ي حجاب هم همينطور است. بايد يک نهضتي صورت بگيرد و اين ضرورت دارد. علما و دانشمندان ما يک روندي را به بحث حجاب اختصاص بدهند. بخش بعدي بخش دولت است. من بسيار از دولت در بحث عملکرد حجاب گله مند هستم. سه دهه از انقلاب ما گذشته است. دهه ي اول از نظر حجاب وضعيت بهتري داشتيم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">علت آن هم روشن است زيرا بحث هاي روز ما جنگ و شهادت و جبهه بود و همه ي اين ها خودبخود يک تلنگر بود. در دهه ي دوم ما با ناهنجاري در حجاب مواجه شديم. اين آرامش بعد از جنگ يواش يواش اثر خودش را گذاشت. يکي از آن بخش ها بخش بدحجابي بود. در دهه ي سوم با اوج گرفتن بدحجابي مواجه شديم. مخصوصا از سالهاي 76 به اين طرف، کم کم اوج گرفت و بخشي از کار به دولت بر ميگردد. الان هر سه ماه يک بار نرخ تورم را به دولت ارائه ميکنند. آيا نرخ ناهنجاري هاي فرهنگي را هم ارئه مي کنند ؟ چند درصد در سخنراني هاي دولتي هاي ما مثلا سخنراني مسئولين، در مسائل فرهنگي ريز ميشوند و آنرا مطرح و توصيه مي کنند ؟ همه ي مباحث و سخن ها بحث اقتصاد شده است. اين يک خطر است. انقلاب ما يک انقلاب فرهنگي و يک انقلابي براي اعتلاي مباحث ديني در جامعه است. دولت بايد نهاد حجاب و عفاف داشته باشد. شوراي انقلاب فرهنگي در سال 84 يک قوانيني را براي حجاب گذراند و بعد آنها به بايگاني رفتند. وظيفه ي هر بخش هم مشخص شده بود. نه کسي پيگير شد و نه کسي دنبال کرد. امکانات در اختيار دولت است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">يک بخشي از دولت وزارت علوم است. وزارت علوم در اين چند ساله براي حجاب در دانشگاه چه کرده است ؟ چقدر سرمايه گذاري کرد ؟ افزايش رشته ها، متون، تکنولوژي و پيشرفت هاي مختلفي داشته ايم ولي کار فرهنگي نداشته ايم. گاهي اگر دانشجو دو نمره کم بياورد او را مشروط مي کنيد و اگر شهريه اش را ندهد اخراجش مي کنيد، چقدر کار فرهنگي ( منظورم برخورد فيزيکي نيست ) در دانشگاه آزاد، پيام نور و دولتي کرده ايد ؟ من در يکي از دانشگاههاي آزاد در يکي از شهرهاي مذهبي و کوچک دعوت داشتم. وقتي وارد سالن همايش شدم يک لحظه شک کردم که اين مجلس خاص خانم ها است يا مراسم خاصي است ؟ وقتي بيرون آمدم به رئيس دانشگاه گفتم که اين چه وضعي است، واقعا شرم آور است. تمام اين خانمها آرايش کرده و بدون مانتو بودند و حتي در زمان سخنراني در حال ارتباط با پسرها بودند. ايشان گفت: چشم. پيگيري مي کنم. اينجا دانشگاه است. شما مي توانيد قانون بگذاريد که بدون مانتو نميشود دانشگاه آمد و آرايش ممنوع است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">براي با حجاب ها تشويق بگذارند. تمام اين درسهاي معارف و اخلاق براي اين است که اين ها نماز خوان بشوند. من وقتي درس معارف و اخلاق دارم براي رعايت کردن حجاب و براي کساني که نماز مي خوانند نمره مي گذارم. من نمي خواهم راه کار بگويم. ولي از وزير محترم علوم و رئيس دانشگاه آزاد که همه ي هم و غم ها در مباحث علمي رفته است. شما دراين بخش چقدر سرمايه گذاري کرده ايد ؟ اين نبايد وضع دانشگاههاي کشور ما باشد ؟ شما بياييد مقايسه اي بکنيد بين دانشگاه ده سال قبل با امروز. من کوچه و خيابان را نمي گويم. آنجا که دست دولت است مثل دانشگاهها ادارات ومراکز دولتي قانون بگذارند و حجاب را قانونمند بکنند. من يک دانشگاهي مي رفتم که تابلويي خورده بود که ضوابط لباس پوشيدن، اين قدر روي آن را خاک گرفته بود و کثيف شده بود که اصلا نمي شد تابلو را بخواني. مجموعه اي در وزارت علوم براي اين کار تشکيل بشود و راه کارها را بررسي کنند و روي اين قضيه سرمايه گذاري کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در بعضي از مراکز اموزش عالي ما وضع حجاب رقت آور است. و من خودم در آنجا هستم و مي بينم. بخش بعدي صدا و سيما و رسانه ي ملي است. رسانه ي ملي مهمترين بخش براي فرهنگ سازي در جامعه است. وقتي شما در سريال روابط دختر و پسر را قبل از ازدواج در قالب گسترده نه صحبت در پارک و خيابان بلکه صحبت در اتاق هاي بسته و عشق اي مثلثي و زنجيره اي روابط آزاد دختر و پسر. مثلا در سريال هاي تلويزيوني عروس خانم با آرايش وارد قسمتي ميشود که آقايان نشسته اند. شما به بيننده چه چيزي را القا مي کنيد ؟ القا مي کنند که عروس ميتواند با آرايش و لباس عروس بين مردها بيايد و حتي در پارک قدم بزند. پس شما هم مي توانيد اين کار را بکنيد. اين فرهنگ را تلويزيون ما القا مي کند. بعضي برنامه ها و سريال ها حساب شده است و مجري ها خيلي خوب هستندولي صحبت من روي سريال ها است. بخش ديگر خانواده است. مادرها پيش پسرها و پدرها پيش دخترها رعايت کنند. در برخورد و تعامل شان در ارتباطات شان رعايت کنند. روي دختر و پسر بهم باز نشود. اگر يک نهضتي مثل نهضت نماز آغاز بشود که اندک اندک نهادينه بشود و تعطيل نشود ميتوان جلوي خيلي از اين مسائل گرفته بشود. البته نهضت نه خيزش در کشور ما يک بحثي اوج ميگيرد، مجلس، صدا و سيما و همه به آن ميپردازند و بعد هم تعطيل ميشود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">منبع: سایت برنامه سمت خدا</p>



<p class="wp-block-paragraph">http://samtekhoda.tv3.ir/content/206556</p>



<p class="wp-block-paragraph"></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%a8-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمه الگوی عالمیان(1)</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2024 08:15:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب جمعیت]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=2955</guid>

					<description><![CDATA[سخنران: حجت الاسلام و المسلمین عدالت]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">سخنران: <a href="https://web.archive.org/web/20220705120407/https://www.menbarha.ir/category/107" target="_blank" rel="noopener">حجت الاسلام و المسلمین عدالت</a></p>



<p class="wp-block-paragraph">بسم الله الرحمن الرحیم</p>



<p class="wp-block-paragraph">الحمدلله رب العالمین…</p>



<p class="wp-block-paragraph">اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن…</p>



<p class="wp-block-paragraph">آن چنان داغ تو بر روی دلم سنگین است که بهار فرجت حسرت فروردین است<br>محض امسال نه ، این غصه ی چندین قرن است قصّه ی درد فراق تو غمی دیرین است<br>لحظه ی ناب شکوفا شدنم در روضه ست هر کجا حرف بهار است بهارم این است<br>اشک، چون باده ی نابی ست که سرمستی آن با وجود همه ی شوری آن شیرین است<br>بر خلاف همه امسال لباسم، قلبم با سیاهی غم فاطمیه رنگین است<br>وه! چه سالی شود امسال که از آغازش نایم از نغمه ی یا فاطمه آهنگین است<br>محمّد بیابانی</p>



<p class="wp-block-paragraph">تشرف جعفر بن زهدرى و شفاى پاى او</p>



<p class="wp-block-paragraph">عبدالرحمن قبایقى مى گوید: شـیخ جعفر بن زهدرى , به فلج مبتلا شد, به طورى که قادر نبود از جا برخیزد. مادربزرگش بعد از فـوت پـدر شـیخ , به انواع معالجات متوسل شد, ولى هیچ فایده اى ندید.<br>اطباى بغداد را آوردند. مدت مدیدى معالجه کردند, باز هم سودى نبخشید, لذا به مادر بزرگش گفتند: شیخ را به مقام و قـبه حضرت صاحب الامر (ع ) در حله ببر وبخوابان شاید حق تعالى او را از این بلا رهایى بخشد و بـلـکـه حضرت صاحب الامر(ع ) از آن جا عبور نمایند و به او نظر مرحمتى فرمایند و به این شکل , مرضش خوب شود. مادر بزرگ شیخ جعفر بن زهدرى , به این موضوع توجه کرد و او را به آن مکان شریف برد. در آن جا حضرت صاحب الامر (ع ) شیخ را از جایش بلند کردند و فلج را از او مرتفع نمودند. عبدالرحمان قبایقى (ناقل قضیه ) مى گوید: بعد از شنیدن این معجزه , میان من و او رفاقتى ایجاد شد, به طورى که نزدیک بود ازشدت ارتباط هـیچ گاه از یکدیگر جدا نشویم . او خانه اى داشت که در آن جا,شخصیتهاى حله و جوانان و اولاد بزرگان شهر جمع مى شدند. مـن خـودم قـضیه را از شیخ جعفر پرسیدم . او گفت : من مفلوج بودم و اطباء از معالجه مرض من نـاتـوان شـدنـد. و بقیه جریان را نقل کرد تا به این جا رسید که حضرت حجت (ع ) در آن حالى که جده ام مرا در مقام خوابانیده بود به من فرمودند: برخیز.عرض کردم : مولاى من , چند سال است که قدرت برخاستن را ندارم . فرمودند: برخیز به اذن خدا. و مرا در برخاستن کمک کردند.وقـتـى بـلـنـد شدم , اثر فلج را در خود ندیدم و مردم هجوم آوردند و نزدیک بود مرابکشند. براى تبرک , لباسهایم را تکه تکه کرده و بردند و به جاى آن لباسهاى خود را به تن من پوشانیدند. بعد هم به خانه خود رفتم و لباسهایشان را براى خودشان ,فرستادم</p>



<p class="wp-block-paragraph">فاطمه علیها سلام الگوی عالمیان :</p>



<p class="wp-block-paragraph">چگونگی استفاده از روایات در خصوص الگو بودن حضرت زهرا سلام الله علیها:</p>



<p class="wp-block-paragraph">مقدمه اول : در روایات و در زیارت جامعه کبیره آمده است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">خلقکم الله أنوارا، فجعلکم بعرشه محدقین.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند این 14 معصوم (علیهم السلام) را، نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) و أمیر المؤمنین (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و 11 فرزندش را از نور آفرید و قبل از آفرینش آسمان و زمین، در گرداگرد عرش إلهی مشغول تقدیس و تسبیح إلهی بودند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مقدمه دوم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعضی از روایاتی که ائمه (علیهم السلام) از جایگاه و مقام رفیع خودشان برای ما نقل کرده‌اند، از باب تفیهم و تفهّم بوده و از باب «کلّم الناس علی قدر عقولهم» و «نحن معاشر الأنبیا نکلّم الناس بقدر عقولهم» بوده است. ولی به دو روایتی که در منابع شیعه آمده اشاره می‌کنیم تا به وسیله این روایات، به جایگاه رفیع حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در نزد ائمه (علیهم السلام) واقف شویم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">روایت اول:</p>



<p class="wp-block-paragraph">امام عسکری (علیه السلام) در روایت می‌فرماید: نحن حجج الله علی خلقه و فاطمة حجة علینا. ما حجت‌های إلهی بر خلائق هستیم و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) حجت بر ما است. تفسیر أطیب البیان، ج 13، ص 235</p>



<p class="wp-block-paragraph">یعنی همان‌گونه که مردم، گفتار و کردار و رفتار ما را الگو و أسوه برای خود قرار داده‌اند، ما هم گفتار و کردار و رفتار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را برای خود الگو و أسوه قرار داده‌ایم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">روایت دوم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روایت دیگری، مرحوم شیخ طوسی (ره) (متوفای 460 هجری) که از علماء بزرگ شیعه و از استوانه‌های علمی شیعه است و از او به شیخ الطائفه تعبیر می‌شود، در کتاب الغیبة، صفحه 286 و مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الأنوار، جلد 53، صفحه 180 نقل می‌کنند از آقا حضرت ولی عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) که می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">و فی إبنة رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ آله) لی أسوة حسنة. دختر رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ آله) برای من أسوه حسنه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این نشان می‌دهد که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) در نزد ائمه (علیهم السلام) جایگاه رفیعی است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته در اینجا سخن برای گفتن خیلی زیاد است و بهترین سخن در این زمینه، همان سخن نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) است که در روایات شیعه و سنی آمده که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را پاره تن خودشان قرار داده است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">فاطمة بضعة منی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح البخاری لمحمد بن اسماعیل البخاری، ج 4، ص 210 ـ صحیح مسلم لمسلم بن حجاج النیشابوری، ج 7، ص 141</p>



<p class="wp-block-paragraph">بزرگان أهل سنت مانند امام قرطبی و دیگران از این روایت استفاده می‌کنند که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) از نظر عصمت و مقام و رفعت، هم‌طراز و هم‌سنگ نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) است؛ غیر از نبوت و رسالت. حتی بعضی‌ها مانند قرطبی می‌گویند:</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر ما قائل شویم که حضرت مریم (سلام الله علیها) نبی و پیامبر بوده، با این روایت ثابت می‌شود که مقام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از حضرت مریم (سلام الله علیها) هم بالاتر است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) هم با این روایت: فاطمة بضعة منی، فمن أغضبها أغضبنی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح البخاری لمحمد بن اسماعیل البخاری، ج 4، ص 210</p>



<p class="wp-block-paragraph">یا رسول اکرم فرمودند: إنما فاطمة بضعة، منی یؤذینی ما آذاها.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح مسلم لمسلم بن حجاج النیشابوری، ج 7، ص 141</p>



<p class="wp-block-paragraph">این روایات نشان داد که اتفاقات بعد از خودش را می‌دانست که أمتش دچار تفرقه و تشتت و انحراف می‌شوند و دلیلش هم این حدیث است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">تفترق أمتی علی ثلاث و سبعین فرقة، کلها فی النار إلا فرقة واحدة.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سنن الترمذی، ج 4، ص 134</p>



<p class="wp-block-paragraph">و به همین دلیل، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را برای أمت اسلامی، الگو و ملاک حق و باطل معرفی کردند. ولی متأسفانه مردم از این الگو، الگوپذیری نداشتند و از این ملاک حق و باطل نتوانستند بهره‌ای ببرند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعضی می‌گویند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فقط برای زنان أمت اسلامی الگو است و این کاملاً اشتباه و نادرست است و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) برای همه الگو است؛ هم برای زنان و هم برای مردان.</p>



<p class="wp-block-paragraph">چگونه؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">1-دفاع از ولایت :</p>



<p class="wp-block-paragraph">می‌بینیم که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) بعد از رحلت نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) مدافع حریم ولایت می‌شود و در برابر مخالفین ولایت می‌ایستد و با تمام توانش و تا آخرین نفس از ولایت ـ که اساس اسلام است ـ دفاع می‌کند. همه مردان و زنان باید از این روش حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) الگوپذیری داشته باشند. آن حضرت در برابر مخالفین ساکت نمی‌نشیند و در برابر کسانی که پا را از گلیم خود دراز می‌کنند، سکوت نمی‌کند. لذا ما هم در برابر حاکمان جائر و ظالم و مستبدّ و آنهایی که حکومت خود را بر محور ظلم و ستم پایه‌ریزی کرده‌اند، مانند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) می‌ایستیم و ساکت نمی‌نشینیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">2-ازدواج :</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنان و دخترانی که پیرو آن حضرت هستند و عشق به ایشان دارند و اظهار ارادت می‌کنند، باید تلاش کنند تا در این جامعه‌ی مملوّ از شرّ و فساد و بی‌بندوباری که ملاک‌های جامعه ما روی مسائل اقتصادی و سیاسی و مادی رفته، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را الگوی خود قرار دهند. وقتی کسی به خواستگاری یک دختری می‌آید، اولین سؤالی که از او می‌کنند، از شغل و ماشین و خانه و درآمد او سؤال می‌کنند. ولی باید دقت داشته باشند که وقتی از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) دَم می‌زنند، نباید فقط زبانی باشد. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) با این‌که خواستگاران متعددی داشته و شخصیت‌های برجسته جامعه اسلامی و سرمایه‌داران بزرگ و نامی آن زمان از او خواستگاری کردند، ولی دست ردّ بر سینه همه زد و وقتی با أمیر المؤمنین (علیه السلام) ازدواج کرد، أمیر المؤمنین (علیه السلام) جزء فقیرترین افراد جامعه بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در منابع أهل سنت و شیعه آمده است که خود أمیر المؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">تزوجت فاطمه بنت محمد (صلی الله علیه و سلم) و ما لی و لها فراش غیر جلد کبش ننام علیه باللیل و نعلف علیه ناضحنا بالنهار و ما لی خادم غیرها.</p>



<p class="wp-block-paragraph">من با فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و سلم) ازدواج کردم، در حالی‌که در زندگی ما فقط یک پوست قوچی بود که شب را بر روی آن می‌خوابیدیم و روی آن علف می‌ریختیم و شتر هم می‌خورد و هیچ خدمت‌گزاری نداشتیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بحار الأنوار للعلامة المجلسی، ج 76، ص 322 ـ کنز العمال للمتقی الهندی، ج 13، ص 682 ـ الطبقات الکبری لمحمد بن سعد، ج 8، ص 22 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 42، ص 376 ـ الکامل فی التاریخ لإبن الأثیر، ج 3، ص 399</p>



<p class="wp-block-paragraph">3-زندگی :</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنانی که دَم از عشق حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) می‌زنند، فاطمه خواستن، با گفتن و شعار نیست. فاطمه‌گونه زندگی کردن و فاطمه‌گونه ازدواج کردن و فاطمه‌گونه شوهرداری کردن و فاطمه‌گونه بچه‌داری کردن، همان الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">عجیب است که در رابطه با همسرداری حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) روایت زیبایی را مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الأنوار، جلد 41، صفحه 30 نقل می‌کند:</p>



<p class="wp-block-paragraph">چیزی در خانه نبود و أمیر المؤمنین (علیه السلام) وارد خانه شد و به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: برای ناهار چه داریم؟ حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: چیزی در خانه نداریم که من برای شما و بچه‌ها غذایی تهیه کنم. أمیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: چرا به من نگفتی که من وسائل غذا تهیه کنم؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">فقالت: یا أبا الحسن! إنی لأستحیی من إلهی أن أکلفک ما لا تقدر علیه.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: من از خدایم حیاء می‌کنم که از تو چیزی را بخواهم که قادر بر آن نباشی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">یعنی حتی همان مواد غذایی را که شاید فراهم کردن آن در توان و قدرت أمیر المؤمنین (علیه السلام) نباشد، از او درخواست نکرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنانی که به خاطر چشم و هم‌چشمی، زنان همسایه و فامیل را می‌بینند که فلان چیز را دارند، شوهر خود را وادار می‌کنند که زیر قرض و وام و منت دیگران برود تا آن وسیله را برای آنها تهیه کند، الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) ندارند و فردای قیامت، او و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) پای حساب می‌آیند. ببینید تفاوت چقدر است در میان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و این دسته از زنانی که این‌چنین توقعات نادرستی از شوهر خود دارند؟! زندگی‌ای که باید باغی از بهشت باشد را به جهنم سوزان تبدیل می‌کنند و مدعی هم هستند که الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) دارند؟!</p>



<p class="wp-block-paragraph">4- خشمگین نکردن همسر:</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم علامه مجلسی (ره) در روایت دیگری در بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 134 نقل می‌کند که أمیر المؤمنین (علیه السلام) خداوند را قسم می‌خورد و می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">فوالله! … و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمرا.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به خدا قسم! فاطمه در طول این مدت، یک‌بار هم مرا غضبناک و عصبانی نکرده است و أمر مرا نافرمانی نکرده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته چه بسا بعضی از زنان بگویند بعضی از مردان که بد اخلاق هستند، در برابر آنها چه کنیم؟ در روایت داریم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر زنی بر اخلاق بد و فقر و ناداری شوهرش صبر کند و لب به شکایت نگشاید، خداوند فردای قیامت به او پاداش همسر فرعون، حضرت آسیه (سلام الله علیها) را می‌دهد و درجات بزرگی برای او در روز قیامت در نظر گرفته است و این صبرها باعث بخشش گناهان است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته این را هم عرض کنیم که این باعث نشود که بعضی از مردان پا را فراتر از گلیم خود بگذارند. در روایت داریم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:</p>



<p class="wp-block-paragraph">إن الله عز وجل لیس یغضب لشئ کغضبه للنساء و الصبیان.</p>



<p class="wp-block-paragraph">و خداوند عزوجل برای هیچ چیزی همانند ظلم در حق زنان و کودکان غضبناک نمی‌شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">الکافی للشیخ الکلینی، ج 6، ص 50</p>



<p class="wp-block-paragraph">السلام علیک یا فاطمة الزهرا تمام اهل عالم دم گرفتند</p>



<p class="wp-block-paragraph">به حال خانه ی ما غم گرفتند که روزی روزگاری خانه ی ما</p>



<p class="wp-block-paragraph">صفایی داشت آن را هم گرفتند کنون افتاده ناله در دل باد</p>



<p class="wp-block-paragraph">و حتی آسمان هم ناله سر داد نمی دانی چه شد در آن سیاهی</p>



<p class="wp-block-paragraph">خودم دیدم که بین کوچه افتاد ز چشمش سیلی کین سو گرفته</p>



<p class="wp-block-paragraph">که حتی از علی هم رو گرفته خودم دیدم که مادر زیر چادر</p>



<p class="wp-block-paragraph">دو دستی دست بر پهلو گرفته</p>



<p class="wp-block-paragraph">وقتی خلیفة اول، در برابر استدلال های حضرت فاطمه(سلام الله علیها )، مجبور شد که سند فدک را به نام او بنویسد، زهرا(س) با در دست داشتن این سند که دست نوشتة ابوبکر بود، به سوی منزل حرکت کرد. امام حسن مجتبی(ع) نیز دست در دست مادر داشت که در نزدیکی منزل، در مکانی که بعد ها به محلّة بنی هاشم و سپس کوچة بنی هاشم موسوم گشت، با عمر بن خطّاب روبرو شد. عمر از حضرت پرسید: از کجا می آید؟ فاطمه(س)، ماجرای نوشتن سند فدک را به عمر گفت. در این هنگام عمر خواست تا دست نوشتة ابوبکر که در واقع سند فدک بود را در ظاهر برای دیدن ولی در واقع برای نابود کردن آن بستاند. طبیعی بود که فاطمه(س) آن را پس ندهد و در این میان، عمر آن نامه را در حالی که به آن نگاه می کرد، با اجبار از حضرت گرفت و بنا بر تصریح ابن ابی الحدید، با دست به سینة فاطمه(س) کوبید و آن نامه را به اجبار گرفت و پاره نمود. شدّت مصیبت زمین خوردن فاطمه(س) در آن هنگام چنان بود که حضرت، خلیفة دوم را نفرین نمود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صلی الله علیک یا ایتها المظلومه المضطهره المسلوبه حقّها!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
