<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مکتوب &#8211; پایگاه کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی</title>
	<atom:link href="https://nasim.ismc.ir/tag/%d9%85%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://nasim.ismc.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 23 Jul 2024 05:51:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://nasim.ismc.ir/wp-content/uploads/2024/04/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>مکتوب &#8211; پایگاه کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی</title>
	<link>https://nasim.ismc.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خانواده؛ حجاب و عفاف</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jul 2024 05:51:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب و عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عفاف]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<category><![CDATA[منبر مکتوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=3256</guid>

					<description><![CDATA[سخنرانی مکتوب رمضان(6)خانواده حجاب و عفاف
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">سخنرانی مکتوب رمضان خانواده حجاب و عفاف </p>



<p class="wp-block-paragraph">قال الله تبارک و تعالی: «وَ مِنْ‏ آياتِهِ‏ أَنْ‏ خَلَقَ‏ لَكُمْ‏ مِنْ‏ أَنْفُسِكُمْ‏ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة» (روم: 21).<br>ایجاد انگیزه<br>جامعه شکل گرفته از رودخانه‌ها و چشمه‌های کوچک خانواده‌ها، اگر این چشمه‌ها و رودخانه‌ها گل آلود و مسموم باشد، آبش، آب مناسبی نباشد، نباید توقع داشت که آن دریا و آن اقیانوس هم آب خوبی داشته باشد، چون اقیانوس جامعه از چشمه‌ی خانواده پر می‌شود، اقیانوس جامعه از رودهای خانواده شکل می‌گیرد. مدارس، مراکز، دانشگاه‌ها، شهرها، روستاها، اجتماعاتی هستند تشکیل شده‌ی از خانواده‌های مختلف. به همین دلیل است که اسلام توجه عمیقی به نهاد اجتماعی خانواده داشته است.<br>نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «خَيْرُكُمْ‏ خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِهِ‏ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ‏ لِأَهْلِي‏» (الفقیهع ج 3، ص 555؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 171؛ مکارم الاخلاق، ج 216)؛ بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهترین باشد، بهترین شما کسی است که در خانواده خودش را خوب نشان دهد.<br>متن و محتوا<br>بعضی‌ها در بیرون از خانه خودشان را خوب نشان می‌دهند، در محیط کار خیلی عالی نشان می‌دهند، با همکار، با رفیق با دوست در کوچه در خیابان خوب هستند، اما در خانه خوب نیستند. رسول خدا فرمود: خیر و شرّ شما را با خانواده‌تان می‌سنجند، بهترین شما کسی است که خانواده‌اش از او بیشتر راضی باشند، من که پیغمبر شما هستم، بهترین شما در همه‌ی جهات از جمله در رسیدگی به خانواده هستم. بعد فرمودند: «ما أكرم‏ النّساء إلّا كريم‏ و لا أهانهنّ إلّا لئيم» (نهج الفصاحه، ص 472) مردها و افرادی که زن‌هایشان را تحقیر می‌کنند لئیم‌اند و آن‌هایی که خانواده‌هایشان را تکریم می‌کنند کریم هستند. ملاک پستی و کرامت ملاک برتری و سقوط پیغمبر اکرم است که فرمودند: از زن‌هایشان بپرسید ببینید آیا مردان خانواده‌شان را تحویل می‌گیرند یا نه؟ زن‌هایشان را تکریم می‌کنند یا نه؟ آدم‌های با کرامت، اهانت و تحقیر نمی‌کنند مرگ آدم‌های لئیم و پست، این ملاکی است که نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به ما داده است. در سخن دیگری فرمود: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ» دو بار لعنت کرد، مورد لعن است مورد لعن است «مَنْ‏ ضَيَّعَ‏ مَنْ‏ يَعُولُ» (الکافی، ج 4، ص 12؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 68؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 171)؛ کسی که حق عیال و خانواده‌اش را ضایع کند، حقش را نادیده بگیرد، بی‌توجهی کند. این‌ها نکاتی است که در دین، آیات و روایات ما مطرح شده و هیچ نهادی، هیچ مرکزی، هیچ مذهبی به زیبایی اسلام و قرآن در مورد حقوق خانواده پیدا نمی‌کنید.<br>عفاف و حجاب در خانواده<br>یکی از حقوق و یکی از نکات مهم در اخلاق خانوادگی بحث حجاب و عفاف است.<br>هم مردها هم خانم‌ها ببینید معضلی که ما اکنون در جامعه‌مان داریم و متأسفانه به رسانه‌هایمان هم راه پیدا کرده‌ است، عدم رعایت فرهنگ عفاف، حجاب، و عدم رعایت پوشش و حریم مرد و زن است. دو شخصیت یک زن و یک مرد از قرآن ، این شخصیت‌ها مظهر عفاف، حجاب، و حیاء هستند. این‌ها چه کسی هستند؟ یکی یوسف است و یکی حضرت مریم . البته بعضی از مفسّرین از این آیات این گونه استفاده کرده‌اند که مقام مریم در این بعد به یک معنا بالاتر از حضرت یوسف است. قرآن کریم هر دو شخصیت را ستوده است.<br>عفاف حضرت یوسف<br>می‌فرماید: یوسف وقتی در اتاق در بسته در برابر گناه قرار گرفت «وَ لَقَدْ هَمَّتْ‏ بِهِ‏»؛ زلیخا دنبالش می‌دوید «وَ هَمَّ بِها»، یوسف هم جوان و زیبا و مجرّد بود، طبیعتاً میل جنسی داشت، «لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّه‏» (یوسف: 24) لطف خدا و زمینه‌ای که در وجود خودش بود جلوی این میل جنسی‌اش را گرفت و خودش را نجات داد، این یک الگو است.<br>عفاف حضرت مریم<br>الگوی دوم مریم است، وقتی مریم تنها نشسته است یک وقت دید مردی دارد به طرفش می‌آید، قرآن این جا زبان بحث را عوض کرد، مریم به آن مرد اهتمام نورزید، بلکه نهی از منکر کرد، امر به معروف کرد، گفت: «إِنِّي‏ أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ‏ مِنْك‏»، من از تو به خدا پناه می‌برم، «إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا» (مریم 18) اگر تقوا دارید اگر پرهیزگارید. همان حرفی که یوسف دارد: «لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّه» (یوسف: 24) هر دو شخصیت مظهر عفاف هستند برهان رب یوسف را نجات داد و جناب مریم به خدا پناه بردند که هر دوی آن‌ها به یک چیز برمی‌گردد یعنی تقوا، یعنی خویشتن‌ داری، یعنی عفاف. قرآن برای مردها الگوی یوسف را و برای زن‌ها الگوی مریم را آورده است. در بعضی روایات هست که وقتی قیامت می‌شود به بعضی‌ها که معصیت زنا یا فحشا یا بی‌بند و باری مرتکب شدند می‌گویند چرا این کار را کردید؟ می‌گویند جوان بودیم، زیبا بودیم، می‌گویند یوسف را بیاورید ببینیم تو زیباتر هستی یا یوسف؟ از زنان گنه‌ کار می‌پرسند: چرا خانم گناه کردی؟ می‌گوید: من جوان بودم، زن بودم، میل داشتم، می‌گویند مریم را بیاورید پیش آن خانم، این مریم مادر حضرت عیسی است، ببین تو نسبت به او برتری داری. یا او نسبت به تو؟ (سید حسین شیخ الاسلامی، وظایف ما، ص 241)<br>دستور قرآن نسبت به عفاف و حجاب<br>قرآن بدون این که بخواهد قصه یا داستان بگوید این الگوها را ارائه می‌کند. در سوره‌ی احزاب آیه‌ی 59 می‌فرماید: اگر در جامعه پوشش باشد دو اثر مهم دارد به این دو اثر دقت کنید، آن گاه روزنامه‌ها را بخوانید اخبار را گوش کنید ببینید این آیه چه قدر زبیا در جامعه پیاده می‌شود! می‌فرماید: «یا أیُّهَا النَّبىیُّ»؛ پیامبر «قُلْ لِأَزواجِکَ»؛ اول به زن‌های خودت بگو، رهبر و مدیر یک جامعه ابتدا باید خانواده‌ی خودش را اصلاح کند. اگر انسان ابتدا خانواده‌ی خودش را اصلاح نکند و به خانواده‌ی خودش تذکر ندهد نمی‌تواند به مردم تذکر بدهد. لذا خدا از زن‌های پیغمبر شروع کرد و گفت: پیغمبر به زنانت بگو، «وَ بَناتِکَ»؛ به دخترانت هم بگو، «وَ نِساء الْمُؤْمِنینَ»؛ سوم به زنان مردم، زنان مؤمنان بگو، بگو چه کنند؟ بگو «يُدْنِينَ‏ عَلَيْهِنَ‏ مِنْ‏ جَلَابِيبِهِنَّ»؛ &#8211; جلباب به معنای همان پارچه‌های بلند مثل چادر است- بگو این جلابیت و پارچه‌ها را از روی سر پایین بیاندازند و مثل چادر و مانتوهای بلند دربیاورند، به گونه‌ای که یقه و مو پیدا نباشد. این آیه آیه‌ی حجاب در قرآن است، حضرت امام می‌فرماید: منکر حجاب منکر ضروری دین است و کافر است چون منکر ضروری دین شده است، این آیه‌ی صریح در قرآن است که بگو این پوشش از بالای سر تا پایین را بیاندازند که بدنشان را بپوشانند، «ذلِكَ‏ أَدْنى‏ أَنْ‏ يُعْرَفْنَ»، این باعث می‌شود که به عنوان یک زن مسلمان آزاد و با حجاب شناخته شوند، و بین آنان و زنان بی‌ حجاب و غیر متدین فرق باشد. پوشیدن جلباب زن مسلمان را شاخص می‌کند و از دیگران جدا می‌کند، و به زن شخصیت می‌دهد.<br>علی بن موسی الرضا علیه السلام نشسته بودند، دختر بچه‌ای وارد شد هر کسی دستی به سرش کشید، -انسان به بچه‌ی کوچک عواطف شهوانی ندارد غالباً احساسی و عاطفی است، -وقتی پیش امام رضا علیه السلام رسید، آقا فرمود: چند سالش است؟ گفتند: آقا، پنج سالش است. با دست اشاره کرد او را ببرند. بعد فرمود دیگر بی‌حجاب در جمع نیاید.<br>الان گاهی در برنامه‌های کودک تلویزیون ما دختران نه ساله با پای برهنه می‌آیند. درست است که فرض کنیم به سن تکلیف نرسیده است، اما زیبایی و قیافه‌اش، شکل گرفته است. درست است برنامه برای بچه‌ها اجرا می‌شود ولی بزرگان بیشتر مخاطب این برنامه‌های کودک هستند. درست است این خانم‌ مجری محترم برنامه‌ی اطفال است ولی تک خوانی و شعرخوانی‌اش، صحیح نیست. گاهی شبیه رقص برنامه را اجرا می‌کنند، بالاخره این برنامه در یک رسانه‌ی عمومی پخش می‌شود. دو خانم یا دو آقا برنامه اجرا کنند، چرا یک و مرد و یک خانم با هم برنامه اجرا کنند؟ درست است که این بچه به سن تکلیف نرسیده، ولی این نشان دهنده‌ی خط دهی و تقویت این فرهنگ است. وقتی از بچه‌ای می‌خواهی ده تا اسم بگوید یک اسم شرعی بلد نیست، یا آزیتاست یا آناهیتاست. این فرهنگ را از هفت سالگی تبلیغ می‌کنند که باید به آن توجه شود، دشمن گاهی ناخواسته وارد فضاهای زندگی ما می‌شود. حجاب و عفاف اثری که دارد اولاً شناخته می‌شوی، ثانیاً اذیت نمی‌شوی.<br>خانمی که امام زمان (عج) به دیدن او آمد<br>مرحوم آقا سید محمد باقر سیستانی رضوان الله تعالی علیه می‌گوید: من تصمیم گرفتم به گونه‌ای خدمت آقا امام زمان برسم، لذا چهل جمعه در مسجد محله‌مان مراسم زیارت عاشورا رفتم –این زیارت معتبر، مستند، و قابل اعتماد و وارد از امام معصوم و وارد از امام باقر و امام صادق علیه السلام است، این زیارتی است که آثار دنیوی و اخروی‌اش بی‌ نظیر است –می‌گوید تنها نیّتم این بود که آقا امام زمان ارواحنا له الفداء را زیارت کنم. در یکی از این جمعه‌ها احساس کردم حال خوشی دارم، بلند شدم زیارت عاشورا را که خواندم از مسجد بیرون آمدم، دیدم بوی عطر خوشی از خانه‌ی نزدیک مسجد می‌آید و نوری از آن بیرون آمد. مردم دارند عبور می‌کنند و نگاه نمی‌کنند، ولی این نور مرا به خودش جلب کرد. جلوتر رفتم، دیدم در باز است پیش خود گفتم: اجازه دارم وارد بشوم. وقتی وارد شدم رفتم دیدم جنازه‌ای روی زمین است روی آن هم پارچه‌ای کشیده‌اند. یک وقت دیدم آقایی نورانی، با چهره‌ای که در روایات ما توصیف شده است کنار این بدن نشسته است، سلام کردم. متوجه شدم آقا و مولایم، حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشّریف هستند، این قضیه در بیداری اتفاق افتاده است، صاحب «عبقریُّ الحسان»، مرحوم نهاوندی رضوان الله تعالی علیه و صاحب «النجم الثاقب»، فراوان از این قصه‌ها نقل کرده‌اند که همه درست است. این که گفته‌اند: شما ادعای رؤیت نکنید خواسته‌اند کسی دکّان باز نکند، گاهی این کارها در جامعه پیش می‌آيد، گاهی بعضی‌ها ادعای نیابت می‌کنند و از طرف آقا خط و کاغذ می‌آورند، پارچه می‌آورند. خواسته‌اند جلوی آن‌ها را بگیرند و الاّ امکان رؤیت برای سید بحرالعلوم، مقدس اردبیلی و شخصیت‌های بزرگ فراهم بوده است. آن‌ها نیز هیچ وقت نخواستند از این طریق دکّان باز کنند، بلکه ارتباط شخصی برای خودشان بوده است، اگر پیامی هم داشته نقل کرده‌اند، این داستان را ایشان در اواخر عمرش نقل می‌کند – می‌گوید دیدم آقا نشسته‌اند، فرمودند: محمد باقر، دنبال من می‌گردی؟ من این جا هستم. گفتم: آقا، این جا بالای سر این جنازه چه می‌کنید؟ فرمودند: این خانم از دنیا رفته است آمده‌ام در مراسمش شرکت کنم. پرسیدم: مگر این خانم کیست؟ آیا از اولیاء است؟ امام فرمودند: این خانم در کشف حجاب رضاخانی و دوران مبارزه با حجاب، هفت سال از خانه‌اش بیرون نرفت برای این که مجبور می‌شد حجابش را بردارد، لذا کنار بدنش آمده‌ام.<br>عفاف حضرت موسی<br>مرحوم علی بن ابراهیم قمّی، -اعلی الله مقامه الشریف- در تفسیری که منسوب به ایشان است نقل می‌کند وقتی ابن عمران دید دختران شعیب جلوی او راه افتادند و باد لباسشان را بالا می‌برد، گفت: شما پشت سر من بیایید، من جلو می‌روم. گفتند: راه را بلد نیستی. گفت: من جلو می‌روم، هر کجا اشتباه رفتم، سنگی بیندازید من راه را پیدا می‌کنم.<br>شیطان به حضرت یحیی گفت: دو سلاح، برّنده‌ترین سلاح و پشتوانه‌ی من است: یکی غضب است، انسانی که غضب می‌کند آدم می‌کشد، فحش می‌دهد، جنایت می‌کند، دیگری زن‌های نامحرم است، این دو نور چشم و برنده‌ترین سلاح من هستند. در طول تاریخ یکی از حربه‌هایی که دشمن همیشه برای انحراف جامعه استفاده کرده است همین حربه‌ی بدحجابی و گسترش فساد در جامعه بوده است.<br>گسترش فساد عامل شکست آندلس<br>در آندلس هشتصد سال مسلمانان حکومت داشتند. در سال 92 هجری، آندلس یعنی اسپانیای امروزی فتح شد و در سال 898 سقوط کرد. یعنی 806 سال مسلمانان در اسپانیای فعلی حکومت داشتند. صدها خلیفه آمدند و رفتند، بنی امیه و بنی عباس گرچه گاهی خودشان بی‌کفایت و اهل فساد بودند اما به هر حال هشتصد سال؛ یعنی هشت قرن حکومتشان دوام آورد. مسیحی‌ها چه کارکردند که این جامعه را از اسلام به مسیحیت برگرداندند؟ مسلمانان را مجبور کردند که مسیحی شوند، به وسیله فساد، کاباره‌ها، مراکز شراب، کلوپ‌های شبانه، گسترش زنان و دختران زیبای مسیحی در پارک‌ها، هویت جوان مسلمان را گرفتند و به راحتی بر او حاکم شدند.<br>شهوترانی عامل شکست لشکر موسی<br>قوم موسی چگونه شکست خورد و بلعم چگونه توانست جلوی پیروزی آن‌ها را بگیرد؟ در روایت دارد بلعم گفت: زنان و دخترانتان را آرایش کنید و بین لشکر موسی بفرستید آن‌ها جذب می‌شوند و مرتکب فحشا می‌شوند و بیماری می‌آید. طاعون در لشکر موسی افتاد و بیست هزار نفر از لشکرش از بین رفتند و پشت دروازه‌های انطاکیه ماندند و نتوانستند حمله کنند. چرا؟ به خاطر همین فسادی که در جامعه ایجاد شد. (پند تاریخ، ج 2، ص 224).<br>حولاء عطاره<br>خانمی پیش پیغمبر آمد –قسمتی از این داستان طولانی –خانمی به نام حَولاست، در روایت دارد: «امْرَأَةً عَطَّارَةً لآِلِ رَسُولِ اللَّه صلی الله علیه و سلم»؛ یعنی برای خاندان پیامبر عطر می‌آورد. خودش تعریف می‌کند، می‌گوید: یک روز شوهرم مرا صدا زد، با من کار داشت، من توجه نکردم و بدخلقی کردم. می‌گوید شوهرم عصبانی شد، از خانه بیرون آمدم، پیش خودم فکر کردم کار بدی انجام داده‌ام. وقتی وارد خانه شد، بلند شدم «وَ قَبَّلَتْ‏ يَدَهُ‏ الْيُمْنَى‏» دستش را بوسیدم، گفتم: من اشتباه کردم، نفهمیدم، عذر می‌خواهم. مرا با دست کنار زد و رویش را برگرداند و توجهی نکرد. –این هم بد است که بعضی‌ها عذرپذیر نیستند –می‌گوید بلند شد خواست که به مسجد برود، من هم دنبالش رفتم، مدام شانه به شانه‌اش می‌رفتم، گاهی او جلوتر می‌رفت که من کنارش راه نروم. گاهی من می‌دویدم او تندتر می‌رفت. از مسجد بیرون آمد باز جلو رفتم تا با او صحبت کنم، دیدم برگشت. زودتر از او به خانه رفتم آرایش کردم، غذا آماده کردم، زمینه را فراهم کردم. آمد و باز توجه نکرد، شب در بستر توجه نکرد، من هم از دو چیز می‌ترسیدم، «مَخَافَةَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ خَوْفاً مِنْ‏ نَارِ جَهَنَّمَ‏» یکی این که گفتم: خدایا غضب شوهر باعث نشود جهنمی شوم، چون نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به زنان فرمود که، اگر ثواب جهاد می‌خواهید جهاد زن خوب شوهرداری کردن است. (بحارالانوار، ج 97، ص 7) و فرمود: زنی که از دنیا می‌رود، همسرش باید از او راضی باشد. –لذا زهرای مرضیه با آن عظمت، در بستر، اولین مطلبی که از امیرالمؤمنین می‌خواست همین است که علی جان، از من راضی هستی یا نه؟ می‌خواهم با رضایت تو از دنیا بروم- می‌گوید هر چه کردم او دلش نرم نشد. تا صبح نخوابیدم، «بَكَتْ‏ بُكَاءً شَدِيداّ»؛ مدام گریه کردم و می‌گفتم: خدایا از دو چیز می‌ترسم: از تو و از قیامت. اگر مسأله‌ی شرعی نبود من هم به او توجه نمی‌کردم. صبح که از خواب بلند شدم و به خانه‌ی پیغمبر اکرم آمدم، در را زدم، ام سلمه پشت در آمد و گفت: کیست؟ گفتم: حولا هستم، گرفتار آمده‌ام مشکلم را حل کنم. در خانه شروع به گریه کرد، مدام امّ سلمه او را ساکت می‌کرد و می‌پرسید که چه شده؟ حرفت را بزن. گفت: قصه این است اشتباهی کرده‌ام، آقا ناراحت شده است حالا دستش را می‌بوسم راضی نمی‌شود، دنبالش می‌روم راضی نمی‌شود، آرایش کردم فضای خانه را برایش آماده کردم. هرگز راضی نمی‌شود. چه کنم؟ گفت: من هم نمی‌دانم، صبر کن رسول خدا بیاید. او نشست، پیغمبر گرامی اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، آمدند. حولا گفت: یا رسول الله، این گونه شده است. حضرت فرمودند: برو به او بگو اگر مردی به زنش توجه کند و او را تحویل بگیرد فرشته‌ها آن مرد را در آغوش می گیرند. این تذکر را به او بده. (مستدرک، ج 14، ص 238) حولا رفت و این سخن پیامبر را گفت و مشکل حل شد. می‌خواهم این را عرض کنم پیامبر فرمود: حولا، بنشین تا سفارش‌هایی به تو بکنم. پیغمبر یکی یکی حقوق مرد و وظایف زن را برای حولا شمرد، به نظر این روایت باید در جامعه مطرح شود. وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام تک تک وظایف زن را برشمرده است. دقت کنید وقتی این جریان پیش آمد و حولا خدمت پیامبر آمد، پیغمبر فرصت را مغتنم شمرد و به طور مفصل یک روایت را برایش فرمود. چرا؟ این به دلیل اهمیت خانواده و مسأله‌ی عفاف و حجاب .<br>توجه به همسر<br>آقایان هم باید این طرف را رعایت کنند.<br>راوی می‌گوید: به خانه‌ی امام باقر علیه السلام رفتم، ما هر وقت خانه‌ی امام باقر می‌رفتیم اتاق ساده‌ای بود و در آن لباس‌های ساده‌ای داشتند. آن روز فرمود: داخل بیا، وارد اتاق اندرونی شدم، دیدم این اتاق با اتاق بیرونی فرق می‌کند، این اتاق تزیین شده و زیباست. دیدم امام هم لباس زیبایی پوشیده است و محاسنش را رنگ کرده است. عرض کردم: یابن رسول الله، چرا این گونه است. فرمود: این جا محل زندگی همسرم است. اگر مرد به خودش برسد همسرش به مردها دیگر غبطه نمی‌خورد.<br>مردی ژولیده با لباس‌های ناپسند و با وضعی نامناسب در کوچه می‌رفت. حضرت علی علیه السلام تا او را دید نگاهی به قیافه‌اش کرد – حتی ما مردها گاهی از بعضی مردها متنفر می‌شویم حالا یک زن چگونه می‌تواند او را تحمل کند؟ جوانی را دیدم که چهره‌ی خودش را به شکلی درآورده؛ سر را تراشیده بود؛ وضعیتی که با پیرمردهای هشتاد نود ساله جور درمی‌آید، نه با جوان هفده هجده ساله. گفتم: عزیزم، من دارم از تو فرار می‌کنم چگونه خانم تو می‌خواهد با تو زندگی کند؟ -حضرت به او فرمود: «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ‏ فَحَدِّثْ‏»؛ مگر خدا نگفته است نعمت‌های مرا یادآوری کنید؟ (الکافی، ج 1، ص 410؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 112)<br>گاهی خانم‌ها می‌گویند وضع مالی همسرمان خوب است، اما به خودش نمی‌رسد و ملاحظه نمی‌کند. مخصوصاً هر چه انسان پیر می‌شود و سن بالاتر می‌رود بیشتر باید نسبت به این نکات توجه و اهتمام داشته باشد.<br>خلاصه‌ی بحث امروز ما درباره‌ی خانواده، بحث حجاب و عفاف است. قرآن می‌فرماید: کسانی که حجاب دارید، دو چیز در انتظار شماست، یکی این که اذیت نمی‌شوید، دیگر این که به عنوان یک زن مؤمنه شناخته می‌شوید، مرگ کم اتفاق می‌افتد زن بدون دلیل از شوهرش طلاق گرفته و با دیگری ازدواج کرده است، کانون‌ها از هم پاشیده است! اگر این‌ها همدیگر را نبینند این اتفاقات نمی‌افتد. باید به این مسائل توجه شود، مخصوصاً خانم‌های محترم در مجالس خانگی، در عروسی‌ها نسبت به کودکان توجه کنند. بچه‌ها را پررو بار نیاورید، به اشعاری که در این مجالس خوانده می‌شود توجه شود. موسیقی، رقص و آواز حرام است. مرحوم استاد محمدتقی جعفری رضوان الله تعالی علیه می‌فرمود: غنا و موسیقی یک نوسان احساسات و یک فروریختن معنویت دارد. وقتی می‌نوازد بالا می‌روی و نوسان پیدا می‌کنی، در خود احساس شادی و طرب می‌کنی، ولی وقتی تمام می‌شود یک مرتبه معنویت می‌ریزد، آیا این فرد دیگر می‌‌تواند بایستد بگوید: «إِيَّاكَ‏ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ‏ نَسْتَعِينُ»؟ آیا می‌تواند با گفتن «السلام علیک یا ابا عبدالله» اشک بریزد؟ آیا می‌تواند با نگاه کردن به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها منقلب شود؟ طبیعی است که این حالت‌ها را از انسان می‌گیرد.<br>گریز و روضه<br>زندگی اهل بیت ما نیز این مطلب را نشان می‌دهد، شما ببینید عقیله‌ی بنی هاشم، زینب کبری، همین که وارد مجلس یزید شد، وقتی آن خبیث با چوب به لب و دندان ابا عبدالله زد، یکی از این کنیزانش که به اهل بیت علاقه داشت وارد مجلس شد و به یزید گفت: نزن، این پسر پیغمبر است. نوشته‌اند: یزید عبایش را برداشت و روی سر این زن انداخت که اندامش پیدا نباشد. به طور یقین آن کنیز بی حجاب نبوده و لباس معمولی به تن داشته است. این خبیث به مسأله‌ی حجاب کنیزانش اهمیت می‌دهد آن گاه وقتی زینب کبری وارد مجلس یزید شد، &#8211; کاروان اسرا در ماه صفر وارد شام شدند یعنی تقریباً 25- 20 روز بعد از حادثه‌ی کربلا، و در این فاصله خیلی اذیت شدند، به کوفه رفتند، به تکرید رفتند و سختی‌هایی را متحمل شدند، طبیعی است وقتی زینب کبری وارد می‌شود باید از این وضعیت گله کند که چرا ما را به اسیری بردید؟ چرا ما را در این شهر و آن شهر گرداندید؟ اما این گونه نشد، زینب کبری همین که وارد مجلس دشمن شد، گفت: «أَ مِنَ‏ الْعَدْلِ‏ يَا ابْنَ‏ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ»؟ آیا این عدالت است که زنان خودت پشت پرده باشند و «وَ سَوْقُكَ‏ بَنَاتِ‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ سَبَايَا» (بحارالانوار، ج 45؛ ص 133؛ الاحتجاج، ج 2، ص 307؛ بلاغات النساء، ص 35)؛ اما دختران، فرزندان و عیالات رسول الله این گونه در مقابل نامحرم ظاهر شوند؟! اولین اعتراضی که کرد این بود. دختر کوچک اباعبدالله در شب یازدهم وقتی عمه‌اش بالای سرش آمد، اولین مطلبی که گفت این بود: «یا عَمَّتاهْ هَلْ مِنْ خِرقَةٍ أسْتُرُ بِها رَأسِی» (بحارالانوار، ج 45، ص 59)؛ عمه، تکه پارچه‌ای داری که من سرم را بپوشانم؟ ببینید دختر چهار پنج ساله بوده، مکلف نبوده؛ دختر چهار پنج ساله می‌گوید: عمه جان آیا تکه‌ای پارچه خدمتتان هست من سرم را بپوشانم؟ اگر ما این درس را از عاشورا و کربلا نگیریم، چه درسی می‌خواهیم بگیریم؟<br>خدا به همه‌ی ما ان شاءالله توفیق ارتباط بیشتر با معارف اسلامی و اهل بیت را عنایت بفرماید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%9b-%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b9%d9%81%d8%a7%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها فاطمه الگوی عالمیان(1)</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2024 08:15:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب جمعیت]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[منبر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=2955</guid>

					<description><![CDATA[سخنران: حجت الاسلام و المسلمین عدالت]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">سخنران: <a href="https://web.archive.org/web/20220705120407/https://www.menbarha.ir/category/107" target="_blank" rel="noopener">حجت الاسلام و المسلمین عدالت</a></p>



<p class="wp-block-paragraph">بسم الله الرحمن الرحیم</p>



<p class="wp-block-paragraph">الحمدلله رب العالمین…</p>



<p class="wp-block-paragraph">اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن…</p>



<p class="wp-block-paragraph">آن چنان داغ تو بر روی دلم سنگین است که بهار فرجت حسرت فروردین است<br>محض امسال نه ، این غصه ی چندین قرن است قصّه ی درد فراق تو غمی دیرین است<br>لحظه ی ناب شکوفا شدنم در روضه ست هر کجا حرف بهار است بهارم این است<br>اشک، چون باده ی نابی ست که سرمستی آن با وجود همه ی شوری آن شیرین است<br>بر خلاف همه امسال لباسم، قلبم با سیاهی غم فاطمیه رنگین است<br>وه! چه سالی شود امسال که از آغازش نایم از نغمه ی یا فاطمه آهنگین است<br>محمّد بیابانی</p>



<p class="wp-block-paragraph">تشرف جعفر بن زهدرى و شفاى پاى او</p>



<p class="wp-block-paragraph">عبدالرحمن قبایقى مى گوید: شـیخ جعفر بن زهدرى , به فلج مبتلا شد, به طورى که قادر نبود از جا برخیزد. مادربزرگش بعد از فـوت پـدر شـیخ , به انواع معالجات متوسل شد, ولى هیچ فایده اى ندید.<br>اطباى بغداد را آوردند. مدت مدیدى معالجه کردند, باز هم سودى نبخشید, لذا به مادر بزرگش گفتند: شیخ را به مقام و قـبه حضرت صاحب الامر (ع ) در حله ببر وبخوابان شاید حق تعالى او را از این بلا رهایى بخشد و بـلـکـه حضرت صاحب الامر(ع ) از آن جا عبور نمایند و به او نظر مرحمتى فرمایند و به این شکل , مرضش خوب شود. مادر بزرگ شیخ جعفر بن زهدرى , به این موضوع توجه کرد و او را به آن مکان شریف برد. در آن جا حضرت صاحب الامر (ع ) شیخ را از جایش بلند کردند و فلج را از او مرتفع نمودند. عبدالرحمان قبایقى (ناقل قضیه ) مى گوید: بعد از شنیدن این معجزه , میان من و او رفاقتى ایجاد شد, به طورى که نزدیک بود ازشدت ارتباط هـیچ گاه از یکدیگر جدا نشویم . او خانه اى داشت که در آن جا,شخصیتهاى حله و جوانان و اولاد بزرگان شهر جمع مى شدند. مـن خـودم قـضیه را از شیخ جعفر پرسیدم . او گفت : من مفلوج بودم و اطباء از معالجه مرض من نـاتـوان شـدنـد. و بقیه جریان را نقل کرد تا به این جا رسید که حضرت حجت (ع ) در آن حالى که جده ام مرا در مقام خوابانیده بود به من فرمودند: برخیز.عرض کردم : مولاى من , چند سال است که قدرت برخاستن را ندارم . فرمودند: برخیز به اذن خدا. و مرا در برخاستن کمک کردند.وقـتـى بـلـنـد شدم , اثر فلج را در خود ندیدم و مردم هجوم آوردند و نزدیک بود مرابکشند. براى تبرک , لباسهایم را تکه تکه کرده و بردند و به جاى آن لباسهاى خود را به تن من پوشانیدند. بعد هم به خانه خود رفتم و لباسهایشان را براى خودشان ,فرستادم</p>



<p class="wp-block-paragraph">فاطمه علیها سلام الگوی عالمیان :</p>



<p class="wp-block-paragraph">چگونگی استفاده از روایات در خصوص الگو بودن حضرت زهرا سلام الله علیها:</p>



<p class="wp-block-paragraph">مقدمه اول : در روایات و در زیارت جامعه کبیره آمده است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">خلقکم الله أنوارا، فجعلکم بعرشه محدقین.</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند این 14 معصوم (علیهم السلام) را، نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) و أمیر المؤمنین (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و 11 فرزندش را از نور آفرید و قبل از آفرینش آسمان و زمین، در گرداگرد عرش إلهی مشغول تقدیس و تسبیح إلهی بودند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مقدمه دوم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعضی از روایاتی که ائمه (علیهم السلام) از جایگاه و مقام رفیع خودشان برای ما نقل کرده‌اند، از باب تفیهم و تفهّم بوده و از باب «کلّم الناس علی قدر عقولهم» و «نحن معاشر الأنبیا نکلّم الناس بقدر عقولهم» بوده است. ولی به دو روایتی که در منابع شیعه آمده اشاره می‌کنیم تا به وسیله این روایات، به جایگاه رفیع حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در نزد ائمه (علیهم السلام) واقف شویم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">روایت اول:</p>



<p class="wp-block-paragraph">امام عسکری (علیه السلام) در روایت می‌فرماید: نحن حجج الله علی خلقه و فاطمة حجة علینا. ما حجت‌های إلهی بر خلائق هستیم و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) حجت بر ما است. تفسیر أطیب البیان، ج 13، ص 235</p>



<p class="wp-block-paragraph">یعنی همان‌گونه که مردم، گفتار و کردار و رفتار ما را الگو و أسوه برای خود قرار داده‌اند، ما هم گفتار و کردار و رفتار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را برای خود الگو و أسوه قرار داده‌ایم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">روایت دوم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">در روایت دیگری، مرحوم شیخ طوسی (ره) (متوفای 460 هجری) که از علماء بزرگ شیعه و از استوانه‌های علمی شیعه است و از او به شیخ الطائفه تعبیر می‌شود، در کتاب الغیبة، صفحه 286 و مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الأنوار، جلد 53، صفحه 180 نقل می‌کنند از آقا حضرت ولی عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) که می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">و فی إبنة رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ آله) لی أسوة حسنة. دختر رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ آله) برای من أسوه حسنه است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این نشان می‌دهد که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) در نزد ائمه (علیهم السلام) جایگاه رفیعی است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته در اینجا سخن برای گفتن خیلی زیاد است و بهترین سخن در این زمینه، همان سخن نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) است که در روایات شیعه و سنی آمده که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را پاره تن خودشان قرار داده است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">فاطمة بضعة منی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح البخاری لمحمد بن اسماعیل البخاری، ج 4، ص 210 ـ صحیح مسلم لمسلم بن حجاج النیشابوری، ج 7، ص 141</p>



<p class="wp-block-paragraph">بزرگان أهل سنت مانند امام قرطبی و دیگران از این روایت استفاده می‌کنند که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) از نظر عصمت و مقام و رفعت، هم‌طراز و هم‌سنگ نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) است؛ غیر از نبوت و رسالت. حتی بعضی‌ها مانند قرطبی می‌گویند:</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر ما قائل شویم که حضرت مریم (سلام الله علیها) نبی و پیامبر بوده، با این روایت ثابت می‌شود که مقام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از حضرت مریم (سلام الله علیها) هم بالاتر است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) هم با این روایت: فاطمة بضعة منی، فمن أغضبها أغضبنی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح البخاری لمحمد بن اسماعیل البخاری، ج 4، ص 210</p>



<p class="wp-block-paragraph">یا رسول اکرم فرمودند: إنما فاطمة بضعة، منی یؤذینی ما آذاها.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صحیح مسلم لمسلم بن حجاج النیشابوری، ج 7، ص 141</p>



<p class="wp-block-paragraph">این روایات نشان داد که اتفاقات بعد از خودش را می‌دانست که أمتش دچار تفرقه و تشتت و انحراف می‌شوند و دلیلش هم این حدیث است:</p>



<p class="wp-block-paragraph">تفترق أمتی علی ثلاث و سبعین فرقة، کلها فی النار إلا فرقة واحدة.</p>



<p class="wp-block-paragraph">سنن الترمذی، ج 4، ص 134</p>



<p class="wp-block-paragraph">و به همین دلیل، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را برای أمت اسلامی، الگو و ملاک حق و باطل معرفی کردند. ولی متأسفانه مردم از این الگو، الگوپذیری نداشتند و از این ملاک حق و باطل نتوانستند بهره‌ای ببرند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بعضی می‌گویند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فقط برای زنان أمت اسلامی الگو است و این کاملاً اشتباه و نادرست است و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) برای همه الگو است؛ هم برای زنان و هم برای مردان.</p>



<p class="wp-block-paragraph">چگونه؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">1-دفاع از ولایت :</p>



<p class="wp-block-paragraph">می‌بینیم که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) بعد از رحلت نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) مدافع حریم ولایت می‌شود و در برابر مخالفین ولایت می‌ایستد و با تمام توانش و تا آخرین نفس از ولایت ـ که اساس اسلام است ـ دفاع می‌کند. همه مردان و زنان باید از این روش حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) الگوپذیری داشته باشند. آن حضرت در برابر مخالفین ساکت نمی‌نشیند و در برابر کسانی که پا را از گلیم خود دراز می‌کنند، سکوت نمی‌کند. لذا ما هم در برابر حاکمان جائر و ظالم و مستبدّ و آنهایی که حکومت خود را بر محور ظلم و ستم پایه‌ریزی کرده‌اند، مانند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) می‌ایستیم و ساکت نمی‌نشینیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">2-ازدواج :</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنان و دخترانی که پیرو آن حضرت هستند و عشق به ایشان دارند و اظهار ارادت می‌کنند، باید تلاش کنند تا در این جامعه‌ی مملوّ از شرّ و فساد و بی‌بندوباری که ملاک‌های جامعه ما روی مسائل اقتصادی و سیاسی و مادی رفته، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) را الگوی خود قرار دهند. وقتی کسی به خواستگاری یک دختری می‌آید، اولین سؤالی که از او می‌کنند، از شغل و ماشین و خانه و درآمد او سؤال می‌کنند. ولی باید دقت داشته باشند که وقتی از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) دَم می‌زنند، نباید فقط زبانی باشد. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) با این‌که خواستگاران متعددی داشته و شخصیت‌های برجسته جامعه اسلامی و سرمایه‌داران بزرگ و نامی آن زمان از او خواستگاری کردند، ولی دست ردّ بر سینه همه زد و وقتی با أمیر المؤمنین (علیه السلام) ازدواج کرد، أمیر المؤمنین (علیه السلام) جزء فقیرترین افراد جامعه بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در منابع أهل سنت و شیعه آمده است که خود أمیر المؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">تزوجت فاطمه بنت محمد (صلی الله علیه و سلم) و ما لی و لها فراش غیر جلد کبش ننام علیه باللیل و نعلف علیه ناضحنا بالنهار و ما لی خادم غیرها.</p>



<p class="wp-block-paragraph">من با فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و سلم) ازدواج کردم، در حالی‌که در زندگی ما فقط یک پوست قوچی بود که شب را بر روی آن می‌خوابیدیم و روی آن علف می‌ریختیم و شتر هم می‌خورد و هیچ خدمت‌گزاری نداشتیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">بحار الأنوار للعلامة المجلسی، ج 76، ص 322 ـ کنز العمال للمتقی الهندی، ج 13، ص 682 ـ الطبقات الکبری لمحمد بن سعد، ج 8، ص 22 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 42، ص 376 ـ الکامل فی التاریخ لإبن الأثیر، ج 3، ص 399</p>



<p class="wp-block-paragraph">3-زندگی :</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنانی که دَم از عشق حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) می‌زنند، فاطمه خواستن، با گفتن و شعار نیست. فاطمه‌گونه زندگی کردن و فاطمه‌گونه ازدواج کردن و فاطمه‌گونه شوهرداری کردن و فاطمه‌گونه بچه‌داری کردن، همان الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">عجیب است که در رابطه با همسرداری حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) روایت زیبایی را مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الأنوار، جلد 41، صفحه 30 نقل می‌کند:</p>



<p class="wp-block-paragraph">چیزی در خانه نبود و أمیر المؤمنین (علیه السلام) وارد خانه شد و به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: برای ناهار چه داریم؟ حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: چیزی در خانه نداریم که من برای شما و بچه‌ها غذایی تهیه کنم. أمیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: چرا به من نگفتی که من وسائل غذا تهیه کنم؟</p>



<p class="wp-block-paragraph">فقالت: یا أبا الحسن! إنی لأستحیی من إلهی أن أکلفک ما لا تقدر علیه.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود: من از خدایم حیاء می‌کنم که از تو چیزی را بخواهم که قادر بر آن نباشی.</p>



<p class="wp-block-paragraph">یعنی حتی همان مواد غذایی را که شاید فراهم کردن آن در توان و قدرت أمیر المؤمنین (علیه السلام) نباشد، از او درخواست نکرد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنانی که به خاطر چشم و هم‌چشمی، زنان همسایه و فامیل را می‌بینند که فلان چیز را دارند، شوهر خود را وادار می‌کنند که زیر قرض و وام و منت دیگران برود تا آن وسیله را برای آنها تهیه کند، الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) ندارند و فردای قیامت، او و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) پای حساب می‌آیند. ببینید تفاوت چقدر است در میان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و این دسته از زنانی که این‌چنین توقعات نادرستی از شوهر خود دارند؟! زندگی‌ای که باید باغی از بهشت باشد را به جهنم سوزان تبدیل می‌کنند و مدعی هم هستند که الگوپذیری از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) دارند؟!</p>



<p class="wp-block-paragraph">4- خشمگین نکردن همسر:</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم علامه مجلسی (ره) در روایت دیگری در بحار الأنوار، جلد 43، صفحه 134 نقل می‌کند که أمیر المؤمنین (علیه السلام) خداوند را قسم می‌خورد و می‌فرماید:</p>



<p class="wp-block-paragraph">فوالله! … و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمرا.</p>



<p class="wp-block-paragraph">به خدا قسم! فاطمه در طول این مدت، یک‌بار هم مرا غضبناک و عصبانی نکرده است و أمر مرا نافرمانی نکرده است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته چه بسا بعضی از زنان بگویند بعضی از مردان که بد اخلاق هستند، در برابر آنها چه کنیم؟ در روایت داریم:</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر زنی بر اخلاق بد و فقر و ناداری شوهرش صبر کند و لب به شکایت نگشاید، خداوند فردای قیامت به او پاداش همسر فرعون، حضرت آسیه (سلام الله علیها) را می‌دهد و درجات بزرگی برای او در روز قیامت در نظر گرفته است و این صبرها باعث بخشش گناهان است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">البته این را هم عرض کنیم که این باعث نشود که بعضی از مردان پا را فراتر از گلیم خود بگذارند. در روایت داریم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:</p>



<p class="wp-block-paragraph">إن الله عز وجل لیس یغضب لشئ کغضبه للنساء و الصبیان.</p>



<p class="wp-block-paragraph">و خداوند عزوجل برای هیچ چیزی همانند ظلم در حق زنان و کودکان غضبناک نمی‌شود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">الکافی للشیخ الکلینی، ج 6، ص 50</p>



<p class="wp-block-paragraph">السلام علیک یا فاطمة الزهرا تمام اهل عالم دم گرفتند</p>



<p class="wp-block-paragraph">به حال خانه ی ما غم گرفتند که روزی روزگاری خانه ی ما</p>



<p class="wp-block-paragraph">صفایی داشت آن را هم گرفتند کنون افتاده ناله در دل باد</p>



<p class="wp-block-paragraph">و حتی آسمان هم ناله سر داد نمی دانی چه شد در آن سیاهی</p>



<p class="wp-block-paragraph">خودم دیدم که بین کوچه افتاد ز چشمش سیلی کین سو گرفته</p>



<p class="wp-block-paragraph">که حتی از علی هم رو گرفته خودم دیدم که مادر زیر چادر</p>



<p class="wp-block-paragraph">دو دستی دست بر پهلو گرفته</p>



<p class="wp-block-paragraph">وقتی خلیفة اول، در برابر استدلال های حضرت فاطمه(سلام الله علیها )، مجبور شد که سند فدک را به نام او بنویسد، زهرا(س) با در دست داشتن این سند که دست نوشتة ابوبکر بود، به سوی منزل حرکت کرد. امام حسن مجتبی(ع) نیز دست در دست مادر داشت که در نزدیکی منزل، در مکانی که بعد ها به محلّة بنی هاشم و سپس کوچة بنی هاشم موسوم گشت، با عمر بن خطّاب روبرو شد. عمر از حضرت پرسید: از کجا می آید؟ فاطمه(س)، ماجرای نوشتن سند فدک را به عمر گفت. در این هنگام عمر خواست تا دست نوشتة ابوبکر که در واقع سند فدک بود را در ظاهر برای دیدن ولی در واقع برای نابود کردن آن بستاند. طبیعی بود که فاطمه(س) آن را پس ندهد و در این میان، عمر آن نامه را در حالی که به آن نگاه می کرد، با اجبار از حضرت گرفت و بنا بر تصریح ابن ابی الحدید، با دست به سینة فاطمه(س) کوبید و آن نامه را به اجبار گرفت و پاره نمود. شدّت مصیبت زمین خوردن فاطمه(س) در آن هنگام چنان بود که حضرت، خلیفة دوم را نفرین نمود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">صلی الله علیک یا ایتها المظلومه المضطهره المسلوبه حقّها!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d9%81%d8%b6%d8%a7%d8%a6%d9%84-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87%d8%a7-%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازدواج آسان_فلسفه ازدواج</title>
		<link>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/</link>
					<comments>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[مدیر سایت]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2024 05:51:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[منبر مکتوب ازدواج و طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[پژوهش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج آسان]]></category>
		<category><![CDATA[آسان]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سخنرانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتوب]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه ازدواج]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://nasim.ismc.ir/?p=2923</guid>

					<description><![CDATA[حجه الاسلام و المسلمین فرحزاد]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
<p class="wp-block-paragraph">حجه الاسلام و المسلمین فرحزاد</p>



<p class="wp-block-paragraph">زوجیت تمام موجودات عالم</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسئله زوجیت در کل خلقت هست؛ یعنی در ذات همه موجودات وجود دارد. در این زمینه آیه قرآن داریم «وَ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون»[1]یعنی در عالم ماده غیر از خدای متعال که تک است، احد است، فرد است و واحد است؛ همه موجودات نر و ماده هستند یعنی حیوانات، درختان و گیاهان تمام شان نر و ماده هستند.در این زمان بعضی از این ها را علم امروز کشف کرده است. مثلاً برق که هم قطب مثبت دارد و هم منفی که اگر این طور نباشد انرژی و نیرو معنا ندارد. همه موجودات عالم همین طور هستند مثلاً درخت خرما نر و ماده دارد بقیه درختان و گیاهان هم نر و ماده دارند اما بشر اسرار بعضی را پیدا کرده و بعضی دیگر را پیدا نکرده است و بنای خلقت به زوجیت و نر و ماده بودن است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زوجیت رمز بقای نسل بشر</p>



<p class="wp-block-paragraph">خداوند در درون هر موجود زوجی، خدا کشش و جذبه نسبت به جنس مخالفش را قرار داده است و انسان هم یک موجود است و از این قاعده مستثنی نیست. یعنی اگر یک آقا و خانمی علاقه به همسر و ازدواج ندارد بیمار است. فطرت و درونش ایراد دارد و یا نقص روانی یا جسمی دارد. و باید مداوا کند. اساساً رمز بقای نسل بشر هم در همین است اگر این جذبه و کشش در زن و مرد نبود؛ شاید هیچ کس ازدواج نمی کرد. این کار خدای متعال حکمت دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">توجه اسلام و قرآن به ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">مسئله زوجیت و کشش بین آنها ربطی به هیچ دینی ندارد و یک مسئله کاملاً غریزی و فطری است و بنای خلقت عالم بر این نهاده شده است. ولی از آنجا که مکتب اسلام اکمل همه ادیان است؛ پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام و قرآن جوانب مختلف مسئله ازدواج را بیان کرده اند. از جمله؛ موقعیت ازدواج، شرایط زن و شوهر و …و کتاب ها و روایات فراوانی در این زمینه هست که می توانید مطالعه کنید. گاهی دانشمندان خارجی یک کتاب مفصل در مورد یک مسئله که تمام آن در یک جمله روایت آمده است نوشته اند.مثلاً در مورد آیین همسرداری و محبت انسان به همسر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «قول الرّجل للمرأة : إنّی أحبّک لایذهب من قلبها أبداً».[2] یعنی اینکه اگر آقا به خانم بگوید من دوستت دارم و خیلی به شما علاقه دارم هرگز از دل این خانم بیرون نمی رود. یعنی مودت را تثبیت می کند و می فهماند که باید دوستی ها را به زبان آورد چون تأثیر بیشتری برای تثبیت و ابقای مودت و ازدواج و دوستی و محبت دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهمیت ازدواج در اسلام</p>



<p class="wp-block-paragraph">اسلام به ازدواج خیلی اهمیت داده و انسان ها را بسیار ترغیب به ازدواج می کند. نمونه اش حدیث معروف «النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» [3] یعنی روش و سیره من ازدواج است. یکی از سیره های محکم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و تهدیدی که حضرت در انتهای حدیث فرمودند : «فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» بدترین تهدیدهاست. یعنی جزء مسلمین و امت من نیستید. کسی که از ازدواج روی بگرداند «فَلَیْسَ مِنَّا» از ما نیست این تعبیر تندی است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آثار ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">همین ثواب برای کسی که ازدواج می کند بس است که دو رکعت نمازی که آدم همسردار می خواند بالاتر از هفتاد رکعت نمازی است که آدم مجرد می خواند. همچنین حدیث داریم کسی که ازدواج می کند نصف دینش حفظ است یا محفوظ شده است و نصف دیگر دینش هم در روایت آمده است که انسان تقوا داشته باشد. یعنی خیلی از خطرهایی که جوان ها را تهدید می کنند از راه همین غریزه جنسی است. و از این راه به گمراهی و گناه و آلودگی های مختلف کشیده می شوند و ازدواج و همسر برای او آرامش می آورد. همچنین ازدواج یک محسنات روحی معنوی و مادی در انسان ایجاد می کند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">لطیفه ای پیرامون شب اول قبر شخص مجرد و متاهل</p>



<p class="wp-block-paragraph">شخصی را در قبر گذاشتند و ملائکه نکیر و منکر پرسیدند ازدواج کرده ای؟ گفت:بله. گفتند: این بیچاره هر چه بلا و مصیبت بوده کشیده است او را بهشت ببرید. می گویند زن بلا است هیچ خانه ای بی بلا نباشد. شخص دیگری را در قبر گذاشتند. در قبر به او گفتند ازدواج کرده ای؟ گفت: نه. گفتند: این عذاب نکشیده است او را جهنم ببرید تا استخوان هایش نرم شود عذاب بکشد بعد او را به بهشت ببرید. شخص دیگری را در قبر گذاشتند. گفتند ازدواج کرده ای؟ گفت: دوبار. گفتند: او را ته جهنم ببرید چون یک بلا به سرش آوردند یک بلای دیگر هم خودش روی سر خودش آورده است این خیلی پوستش کلفت است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">حکایتی شیرین پیرامون مزه شوهر</p>



<p class="wp-block-paragraph">نقل است که دختری به مادرش گفت: شوهر چه مزه ای دارد؟ مادرش که زن فهمیده و عاقلی بود در دلش گفت باید جوابی بدهم که هم زیبا و زیبنده و هم جامع و کامل باشد اگر بگویم شوهر یک چیز شیرین و خوشمزه ای است می گوید من شوهر می خواهم. اگر هم بگویم شوهر چیز ترش و تلخ و بی مزه ای است می گوید اصلاً من شوهر نمی خواهم. بالاخره در جواب دخترش گفت: شوهر مثل ترشی است. ترشی هم به مزاج انسان می نشیند و انسان دلش می خواهد و در عین حال هم وقتی آدم می خورد صورتش درهم می شود و مثل شیرینی نشاط آور نیست. طوری است که هم دل آدم می خواهد و در عین حال زحمت دارد و آدم چهره اش درهم می شود. دختر گفت مادر واقعاً حرفت درست است. مادر گفت : چطور؟ دختر گفت: به این خاطر است که هر وقت اسم شوهر را می شنوم دهانم آب می افتد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زنان و زندگی</p>



<p class="wp-block-paragraph">زن لباس می خواهد، طلا می خواهد، خانه زندگی می خواهد، مردها خیلی دنبال تجملات و تشریفات نیستند. بیشتر، خانم ها بازار دنیا را گرم می کنند ما معتقد هستیم اگر خانم ها از خانه بیرون نیایند؛ تمام کارخانه های پارچه بافی و طلافروشی ها و همه بازار اقتصاد دنیا بهم می خورد و به برکت این خانم ها، این ها همه برقرارند واقعاً باید قدر خانم ها را بدانید. به قول حاج آقای دولابی که خدا رحمت شان کند که می گفتند اگر خانم ها نبودند شاید ما یک پیراهن هم تن مان نمی کردیم یعنی به فکر دنیا نبودیم.این خانم ها هستند که به فکر فرش و طلا و خانه و زندگی هستند واقعاً بازار دنیا را خانم ها گرم کرده اند و اگر نمی بودند شاید ما یک لباس هم برای خودمان تهیه نمی کردیم یعنی نوع مردها به فکر این چیزها نیستند؛ ولی خانم ها خیلی به فکر هستند و زندگی و معاش را تأمین می کنند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مذمت بی همسری</p>



<p class="wp-block-paragraph">اسلام جوانان را بسیار به ازدواج ترغیب کرده است و بی همسری در روایات ما مورد مذمت شدید قرارگرفته است چون انسانی که ازدواج نکرده است دست آویز شیاطین یا رفقای ناباب قرار می گیرد. حدیث داریم که اکثر اهل جهنم مجرد هستند «أَکْثَرُ أَهْلِ النَّارِ الْعُزَّاب»[4] و فرمودند «خِیَارُ أُمَّتِی الْمُتَأَهِّلُونَ وَ شِرَارُ أُمَّتِی الْعُزَّابُ»[5] یعنی بدترین امت من آنهایی هستند که بدون همسر هستند یعنی آنهایی که وقت ازدواج شان شده است و ازدواج نمی کنند. بعضی از پدر و مادرها می گویند حاج آقا با این جوان ما برای ازدواج صحبت کن. می گوید باید حتماً خانه داشته باشم، ماشین داشته باشم. اینها خیالات بی خودی است. هر چیزی وقتی دارد از وقتش که بگذرد دیگر بی معنا می شود. دوران شکوفایی سن ازدواج از هفده هجده سالگی تا بیست و پنج سالگی است. این تاخیرهای ده پانزده ساله کار خوبی نیست. خانواده ها هم باید برخی مسائلی که سنگ جلوی پای جوان می اندازد را مراعات کنند. روایتی داریم که می فرماید در آخر الزمان عذوبت و مجرد زندگی کردن حلال و جایز است به خاطر اینکه این بنده خدا بدون ازدواج می تواند دینش را حفظ بکند اما وقتی ازدواج کند خواسته های حرامی آن خانواده از او دارند و به خاطر خواست های حرام آنها ممکن است این شخص را به جهنم بکشند این حدیث یک مورد خاص است و در آن یک مورد خاصی را اجازه داده اند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پیامدهای اخروی عدم ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">نقل کرده اند عرفایی که می خواستند زاهد و عابد باشند و ازدواج نکردند، آخر عمر پشیمان شدند یا بعد از مردن خواب شان را که دیده اند؛ گفتند ما اشتباه کردیم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">آیت الله ناصری نقل می کرد پیرمردی که صاحب کرامت و دارای مقام طی الارض بود به نام حاج شیخ عبدالله و از دوستان بنده بود ازدواج نکرده بود حاج آقای دولابی فرمودند من دخترم را حاضر شدم به ایشان بدهم ولی قبول نکرد. حاج شیخ عبدالله کارش این بود که پیاده به مشهد، نجف و کربلا می رفت. ایشان اواخر عمر سخت پشیمان شده بود که چرا من این سنت حسنه را به جا نیاوردم و ازدواج نکردم ولی پیر شده بود و دیگر نمی توانست ازدواج بکند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">مرحوم آخوند کاشی که در تخت فولاد دفن است کسی بود که ازدواج نکرده بود و نزدیک قبر ایشان در تخت فولاد قبر مرحوم علامه فانی است. مرحوم بانو مجتهده امین اصفهانی در کتابش نقل کرده است که یک شخصی مرحوم علامه فانی و مرحوم آخوند کاشی را در خواب دید ولی مشاهده کرد مقام علامه فانی خیلی بالاتر از آخوند کاشی است. تعجب کرد که آخوند کاشی با اینکه می گویند عارف و عابد بوده و صاحب کرامت بوده چطور مقامش پایین تر از علامه فانی است. علامه فانی فرمود به خاطر سه مسئله:</p>



<p class="wp-block-paragraph">یکی اینکه من سید بودم ایشان سید نبود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">دوم من روضه خوان اهلبیت علیهم السلام بودم. برای مردم روضه می خواندم توسل به اهلبیت علیهم السلام می کردم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">و سوم اینکه من ازدواج کردم و آخوند کاشی ازدواج نکرده بود.</p>



<p class="wp-block-paragraph">این داستان نشان می‎ دهد در عوالم دیگر هم آنهایی که ازدواج نکرده اند درجه شان پایین است یا ممکن است اشکال و ایرادی برایشان باشد. اگر در قدیم فساد، مشکلات و سختی های جوانان کم تر بود دلیلش سن پایین ازدواجشان بوده است. البته ما معتقد نیستم خیلی هم پایین باشد مثلاً دوازده سیزده سال که هنوز پسر یا دختر آن بلوغ و رشد را پیدا نکرده اند. رشد جسمی، عقلانی، مدیریتی، فکری یا همسرداری را که بنا به فرمایش حضرت امیر سلام الله علیه لازم است. «خَیْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا»[6].</p>



<p class="wp-block-paragraph">نقش توکل در ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">اگر کسی نیت ازدواج دارد؛ توکل، دعا و توسل داشته باشد. من خودم که تصمیم به ازدواج گرفتم یک طلبه در قم بودم که فقط درس می خواندم. رفتم مسجد مقدس جمکران از امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف تقاضا کردم به ایشان توسل پیدا کردم گفتم خدایا واقعاً کار مشکلی است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">در حدیثی نقل شده جوانی به پیغمبر خدا عرض کرد که همسری برای من انتخاب کنید حضرت فرمود: اگر من و تمام فرشته ها و همه عالم دست به دست هم بدهیم تو سراغ آن کسی که خدا برایت درنظرگرفته است می روی. به قول حاج آقای دولابی بخش زیادی از مسئله عقد و ازدواج آسمانی است. یعنی تقدیر نقش مهمی دارد به همین خاطر توکل و دعا و توسل خیلی مهم است. انتخاب همسر خیلی مهم است. آدم اشتباهی خانه و ماشین و فرش خانه و کالایی بخرد آن را عوض می کند یا شغلش را عوض می کند ولی ازدواج این طوری نیست که بگویی ازدواج کردم بعد می توانم عوض بکنم. بیشترین فردی که ما در عمرمان با آن زندگی می کنیم همسرمان است. دخترها شوهر می کنند پسرها ازدواج می کنند. بچه ها حدوداً هیجده سال بیست سال مهمان ما هستند بعد جدا می شوند. ولی همسر ما تا آخر عمر در کنار ما هست یعنی خوبی، بدی، خوشی و ناخوشی او ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با ما دارد لذا من معتقدم دعا و توسل و توکل خیلی در مسئله ازدواج نقش دارد. این شعر حافظ خیلی معنا دارد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است</p>



<p class="wp-block-paragraph">راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش</p>



<p class="wp-block-paragraph">اهمیت خواست خدا در انتخاب همسر</p>



<p class="wp-block-paragraph">بنده، دوستی روحانی دارم که از من بزرگ تر است و حدود پنجاه سال سن دارد.ایشان حدود سی سال است که می خواهد ازدواج کند ولی نتوانسته موهایش مقداری سفید شده و هنوز ازدواج نکرده است. نه اینکه نخواهد می خواهد ولی نمی شود. با آیت الله ناصری مشورت کردند، استخاره کردند. چندین مورد هم رفته اند صحبت کردند اما ناگهان یکی از خانواده طرف مقابل مرده است. و ازدواج را به هم زدند یا استخاره شان بد آمده یا این آقا نپسندیده است یا مادرش نپسندیده یا خواهرش نپسندیده است. می‎خواهم این را بگویم که تا خدا نخواهد نمی شود. مگر فرعون همه عالم را بسیج نکرد که حضرت موسی علیه السلام متولد نشود اما حضرت موسی علیه السلام متولد شد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">داستان توسل جوان به امام رضا علیه السلام برای ازدواج</p>



<p class="wp-block-paragraph">در قم منبر رفتم. بعد از منبر تاجری گفت حاج آقا پسرم داستانی را از دانشگاه نقل کرده است و من بعد از شنیدن این داستان غش کردم. دانشجویی مدت ها دنبال موردی برای ازدواج بود و گاهی هم رفقا و همکلاسی ها سربه سرش می گذاشتند و به او متلک می گفتند.بعد از مدت ها تصمیم می گیرد به مشهد برود خیلی مصمم بود که کارش درست می شود. من معتقد هستم امام هشتم قدرت دارد می توانند بگویند «کُنْ فَیَکُونُ»[7] آنها ولی امر هستند«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً»[8] امام امرش امر خدا است اگر بگوید بشو می شود. حضرت رضا علیه السلام فرمود حضرت ابراهیم علیه السلام خدا را به ما قسم داد آتش بر او سرد و گلستان شد. گفت این بنده خدا به مشهد که رسید مستقیم به حرم رفت و به مسافرخانه نرفت. گفت من می روم حرم کار ازدواجم را از حضرت بخواهم و ازدواجم را درست بکنم بعداً می آیم. رفقا هم به او متلک می گفتند. گفت ایشان حرم رفت و خودش را به ضریح چسباند و شروع کرد به ناله کردن. می گوید یا امام هشتم من همسر می خواهم. یک ساعته درست بکن من این حرف ها سرم نمی شود شما نشانه های قدرت خدا هستید. یدالله هستید. گره گشا هستید.حلال مشکلات هستید. من به شما عقیده دارم. من زن می خواهم. می گوید بعد از مدتی ضعف کردم، تصمیم گرفتم بروم ناشتایی بخورم و دوباره بیایم گفتم یا امام هشتم من شما را رها نمی کنم.</p>



<p class="wp-block-paragraph">گفت از صحن بیرون آمدم که ناگهان یک خانم و آقای محترمی به من برخوردند و سلام علیک کردند و جلوی من ایستادند گفتند آقا خیلی عذر می خواهیم خیلی شرمنده ایم سوال ما حرف ما ممکن است خیلی زشت باشد بی جا باشد ولی اسائه ادب را بپذیرید و جواب ما را بدهید. گفتم: بفرمایید. گفتند: شما ازدواج کردید؟ گفتم: نه. گفتند: قصد ازدواج ندارید؟ گفتم: چرا قصد ازدواج دارم. گفتند: بیا که بختت باز شده ما بچه دار نمی شدیم متوسل به امام هشتم علیه السلام شدیم خدا به ما دختری داد و حالا دختر ما بزرگ شده و دم بخت است و الان آمدیم دین مان به امام هشتم علیه السلام را ادا کنیم و به امام هشتم علیه السلام گفتیم یک داماد خوب برای ما برسان. دخترمان را دادی حالا داماد هم بده و ما دیشب با امام هشتم علیه السلام پیمان بستیم و گفتیم از هتل می آییم بیرون به اولین جوانی که برخوردیم می گوییم این فرستاده امام هشتم علیه السلام است. می گوید من وقتی این را فهمیدم جا زدم. گفتم: مادرم نیست خواهرم نیست. گفتند نه موردش خیلی خوب است امام هشتم علیه السلام مگر چیز بد می رساند؟ از ما نازکردن بود که نمی خواهم.از آنها اصرارکردن بود و مرا به زور به هتل بردند و دختر را به من نشان دادند. مهرش به دلم نشست. رفتند یک روحانی آوردند و عقد کردند و این خانم در کمتر از یک ساعت به عقد من درآمد.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پشتکار در طلب (داستان یوسف و زلیخا)</p>



<p class="wp-block-paragraph">روایت داریم «من طلب شیئا و جدّ وَجَدَ»[9].</p>



<p class="wp-block-paragraph">گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری</p>



<p class="wp-block-paragraph">سایه حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود</p>



<p class="wp-block-paragraph">زلیخا خاطرخواه حضرت یوسف علیه السلام شد اما چه سنخیت و نسبتی با حضرت داشت؟ هیچ سنخیتی نداشت اصلاً حضرت یوسف علیه السلام پیغمبری موحد بود اما زلیخا بت پرست بود. زلیخایی که هیچ سنخیتی با یوسف صدیق نداشت و در راه یوسف آبرویش را داد حیثیتش را داد و همه چیزش را داد. روایات می گوید زلیخا بعد از اینکه پیر و فقیر شد. شوهرش او را طلاق داد ولی استقامت و پشتکار در طلبش داشت .</p>



<p class="wp-block-paragraph">نقل می کنند حضرت یوسف وقتی عزیز مصر شد در حال عبور از مکانی بود. به او گفتند این پیرزن فقیر، زلیخا است. یوسف علیه السلام گفت: عجب است او زمانی سلطان بانوی ما بود. ما غلام او بودیم. برویم احوال او را بپرسیم. نزدیک زلیخا آمد و گفت: حالت چطور است؟ زلیخا که مومن شده بود گفت: شکر می کنم خدایی را که بر اثر گناه عزیز را ذلیل کرد «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمُلُوکَ عَبِیداً بِمَعْصِیَتِهِ»[10]و شکر می کنم خدایی را که برده ها را به سلطنت رساند به خاطر اطاعت و بندگی و خویشتن داری و ای عزیز مصر ما می خواستیم گناه و معصیت کنیم اما خوار و ذلیل شدیم. حضرت یوسف علیه السلام گفت: هنوز هم به من علاقه داری؟ گفت به جدت ابراهیم علیه السلام قسم اگر همه دنیا مال من باشد حاضرم بدهم یک بار شما را ببینم. حضرت یوسف علیه السلام گفت:درست است من زیبا و قشنگ هستم اما می دانی از من هم زیباتر هست؟ زلیخا گفت: کیست؟ ایشان فرمود: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم است. زلیخا بعد از شنیدن این توصیفات عشقش به پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم منتقل شد و گفت ای یوسف من خاطرخواه آن آقا شده ام آن آقا کجاست؟ محبت حضرت یوسف علیه السلام آن قدر نجات دهنده نیست که محبت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نجات دهنده است. جبرئیل بر حضرت یوسف علیه السلام نازل شد و گفت چون محبت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در دل زلیخا افتاده باید او را به عقد خود در بیاوری. یوسف علیه السلام گفت: این پیر زمین گیر به چه درد من می خورد؟ جبرئیل گفت: دعا کن جوان می شود. محبت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم کیمیا و اکسیر است. حضرت یوسف علیه السلام دعا کرد و زلیخا جوان شد و به همسری حضرت یوسف علیه السلام درآمد. زلیخا در اثر پایداری و استقامت در راهش به مقصدش رسید.</p>



<p class="wp-block-paragraph">زیبایی های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم</p>



<p class="wp-block-paragraph">پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند حضرت یوسف سفیدروتر از من بوده ولی من نمکین تر و ملیح تر هستم. چون رنگ خیلی روشن هم به مذاق انسان خوش نمی آید. کمی گندم گون قشنگ تر است.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم صوت زیبایی هم داشتند و صوتش را در نماز ظاهر نمی کرد، اگر ظاهر می کرد حدیث داریم بیهوش می شدند. در دعای صلوات بر حضرت می گوییم خدایا روز قیامت صوت پیغمبر را نصیب ما کن. ائمه علیهم السلام، همه قربان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می روند حضرت زهرا سلام الله علیها از فراق پیغمبر گریه کردند تا از دنیا رفتند.</p>



<p class="wp-block-paragraph">پی نوشتها</p>



<p class="wp-block-paragraph">[1]. الذاریات: 49.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[2]. الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى / على رضا صابرى یزدى / محمد رضا انصارى محلاتى / 433 / 127 / الترغیب فی التزویج تشویق به ازدواج….. / ص: 428.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[3]. جامع الأخبار / تاج الدین شعیرى / 101 / الفصل الثامن و الخمسون فی التزویج …. / ص:101.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[4]. من لا یحضره الفقیه / شیخ صدوق / ج 3 / 384 / باب فضل المتزوج على العزب….. / ص: 384.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[5]. مستدرک الوسائل / محدث نوری / 14 / 156 / 2- باب کراهة العزوبة و ترک التزویج… / ص:154.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[6]. الکافی / شیخ کلینی /6 / 540 / باب نوادر فی الدواب….. / ص: 537.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[7]. الکافی / شیخ کلینی /1 / 109 / باب الإرادة أنها من صفات الفعل…ص:109.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[8]. الإحتجاج على أهل اللجاج/ احمد بن على طبرسى / ج 2 / 386 / احتجاج أبی إبراهیم موسى بن جعفر ع فی أشیاء شتى على المخالفین….. / ص: 385.</p>



<p class="wp-block-paragraph">[9]. نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص / ابو القاسم پاینده / 776 / نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم«ص» با ترجمه فارسى .</p>



<p class="wp-block-paragraph">[10]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار / مجلسی / ج 75 / 456 / باب 33 نوادر المواعظ و الحکم….. /ص: 444</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://nasim.ismc.ir/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a2%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
