عوارض استمنا و راه هاي درمان آن چيست؟
1. پيامدهاي جسماني: ضعف چشم و بينايي، تحليل رفتن قواي جسماني، عقيم شدن و ناتواني در توليد مثل، پيري زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتي چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2. پيامدهاي روحي و رواني: ضعف حافظه و حواسپرتي، اضطراب، منزوي شدن و گوشهگيري، افسردگي، بينشاطي و لذت نبردن از زندگي، پرخاشگري و بداخلاقي و تندخويي، كسالت دائمي، ضعف اراده.
3. عوارض اجتماعي: ناسازگاري خانوادگي، بيميل شدن به همسر و ازدواج، ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بيغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك.
سه. تذكرات پاياني:
1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستي و به صورت مستمر، نتيجهبخش خواهد بود. 2. به محض گناه و ارتكاب آن، از رحمت الهي مأيوس نباشيد و با توبه مجددا ره پاكي را فراگيريد و سعي كنيد كه تكرار نشود. 3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج كنيد كه اين بهترين راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براي حفظ پاكي استعانت بجوييد.
مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولي مشروط به تصميمگيري قاطع و پشتكار كافي در راه انجام دستورالعملهاي ارائه شده.
منشأ اين مشكل، يكي از نيازهاي واقعي نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعي و صحيح ارضا و تأمين شود (يعني ازدواج). اگر به شكل صحيح تأمين نشود، دچار خطاها و گناهان ديگري خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامنگير فرد ميشود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، هر چه زودتر اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به دستورالعملهاي ارائه شده پايبند باشيد. حداقل مي توانيد همسر آينده خود را انتخاب نموده و با مشورت اولياء او را عقد نماييد و اگر فعلا عروسي ميسر نيست از اين راه مي توانيد خود را ارضا نماييد. البته بعد از اين كه عقد شرعي خوانده شد زن و شوهر هرگونه لذت و بهره اي مي توانند از يكديگر ببرند حتي نزديكي هم اشكال ندارد، لكن اگر بخواهند رسوم عرفي را رعايت كنند بهتر است آن را به وقت عروسي موكول نمايند.
در پايان بايد عرض كنيم كه عشق و محبت شما به پاكي و پاكدامني را ستايش كنيم و براي حفظ اين روحيه و گسترش آن براي شما از خداوند متعال طلب ياري مي كنيم. ولي بدانيد كه حفظ ايمان و ارزش هاي آن در چنين محيط ها و فرهنگ هايي دشوار است ولي ارزش افزون تري دارد. حفظ ارزش ها در محيط هاي مساعد و مناسب هنر نيست هنر آن است كه در تند بادها و مشكلات و سختي ها، ارزش هاي اخلاقي و ديني حفظ شود بنابراين سعي شود با اعتماد به خدا و يقين به درستي راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد و همان طور كه قرآن مي فرمايد كساني كه در راه خدا جهاد كنند و در راه مستقيم الهي گام بردارند خداوند راه هاي خاص و ويژه خودش را فرا روي او قرار مي دهد و به او كمك مي كند. اميد است با عمل به آنچه ذكر شد بتوانيد از اين مشكل رهايي پيدا كنيد.
عوارض و آسیب های جسمی استمنا
الف. آسيبهاي جسماني
1. ضعف و تحليلِ قوايِ جسماني
كاهش انرژي جسماني بدن از مضرات مهم و جبرانناپذير خودارضايي است. احساس خستگي عارضه طبيعي انزال است، اگر خودارضايي در شبانه روز به دفعات تكرار شود اين احساس خستگي در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بي حالي در فرد تثبيت شده و يك طبيعت ثانوي براي او ايجاد ميكند. كاهش و تخليه مكرر قواي جسماني به ضعف عمومي و دائمي بدن و بالاخره به پيري زودرس ميانجامد.
… وقتي قلم به دست ميگيرم زود خسته ميشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روي زمين ميگذارم تا وقتي كه دستم كمي قدرت پيدا كند و دوباره بنويسم. «نامهاي از يك جوان»
… آن چه امروز برايم باقي مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمي نحيف و درهم شكسته است. «نامهاي از يك جوان».
… با اين كه ورزشكارم زانوهايم مرتب سست ميشود. «پسري 18 ساله»
من كه دختري پر جنب و جوش و داراي چهرهاي روشن بودم، كم كم به دختري بي حال، كم تحرك و رنگ پريده مبدل شدم.
«دختري 15 ساله، كلاس اول تجربي»
لاغري، لرزش بدن، پژمردگي،ضعف مفاصل، تشنج، زردي و تيرگي چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسماني است.
متأسفانه ضعف جسماني به همين جا ختم نميشود بلكه كل بدن را ساقط ميكد. شخصي كه مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس كرده، كمر درد او را آزار ميدهد تا اين كه به فلج عمومي بدن مبتلا ميشود.
2. ضعف بينايي
خود ارضاي به تدريج در نور چشم و قدرت بينايي اثر ميگذارد و آن را كاهش ميدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگي به درجات و شدت خودارضايي دارد و اين به حدي است كه گاه به نابينايي منجر ميشود.
با اين كه اهل ورزش هستم چشمانم خسته ميشود و جلو چشمم تيره و تار ميشود به حدي كه سرگيجه ميگيرم آيا اين از عوارض خودارضايي است؟ «نامهاي از يك پسر 18 ساله»
جواني كه هشت سال مبتلا به خودارضايي بود وقتي ميخواست كتابي را بخواند چشم هايش سياهي ميرفت، حدقههاي چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشمهاي خود درد شديد احساس ميكرد. (به نقل از مشكلات جنسي نسل جوان).
روزي در يكي از خيابانهاي يزد چشمم به جواني حدوداً بيست و پنج ساله افتاد كه در اثر نابينايي به همراه برادرش حركت ميكرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال كردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسي (خودارضايي) بوده است و دست از اين كار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).
3. آسيبپذيري در برابر بيماري ها
تحليل رفتن قدرت بدن و قواي جسماني، بستر پذيرش ساير بيماريها را فراهم ميآورد. جسمي كه با خود ارشايي ضعيف شده است نميتواند در مقابل ميكروبها و ويروسها از خود دفاع كند. جواني مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يكي از بيماريهاي همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايي ميكرد، در روز ششم بيماري كاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت.
4. آسيب دستگاه تناسلي و ناتوانيهاي جنسي و توليد مثل
خودارضايي اثرات مهمي در دستگاه تناسلي از خود برجاي ميگذارد. دكتر «هوچنين سون» معتقد است كه عموم ناراحتيهاي مربوط به دستگاه تناسلي از آثار خودارضايي است. بعضي ازاين اثرات عبارت اند از:
تورم غدد وذي
تورم كانال نطفه
تورم قسمت پاييني و عقب كانال ادرار
شل شدن عضلات تناسلي
خروج بي اختيار مني با كوچكترين حادثه
ايجاد قاعدگي نامنظم و خروج ترشحات چركي و احساس درد هنگام قاعدگي در دختران
از بين رفتن پرده بكارت
ارضاي ناكامل جنسي و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج
ناتواني و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مكرر دستگاه تناسلي و انزال زودهنگام
بيماريهاي مقاربتي
عقيم شدن
5. آسيب مراكز عصبي و غدد در مغز
در اثر خودارضايي و تحريك زياد، هيپوتالاموس آسيب ميبيند. مغز و مراكز حساس ديگر مكرراً دچار كاهش نسبي جريان خود ميشوندن و از اين طريق آسيبهاي جبرانناپذير و بر آنها وارد ميشود. تخليههاي مكرر عصبي، موجب ضعف اعصاب ميشود. خودارضاييهاي مكرر، مركز عصبي را دچار حساسيت و ضعف و خستگي و اختلال ميسازد. به گفته يكي از دانشمندان، خود ارضايي موجب ضعف قواي شهواني و بي رمق و بي جان شدن آنها ميشود.
به طور كلي اختلال قواي بينايي، شنوايي (مثل صداي زنگ در گوش و وز وز كردن) و… از ضعف و اختلال اعصاب است.
… قسمتهاي عمده بدن من يعني قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامهاي از يك جوان»
و تو اي جوان عزيز به خود آي و اين آسيبها را جلوي چشم خويش تابلو كن و با تأملدر اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده.
كم خوني؛
كم اشتهايي و مشكلات گوارشي؛
كم خوابي و اختلال در خواب؛
تنگي نفس؛
سر درد و سرگيجه؛
پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات.
همگي از آسيبهاي جسمي خودارضايي هستند.
عوارض و آسیب های روحي – رواني استمنا
ب. آسيبهاي روحي – رواني
1. ضعف حافظه، حواس پرتي و ناتواني در تمركز فكري
همان گونه كه گذشت، يكي از پي آمدهاي خودارضايي، ضعف و تحليل قواي جسماني است و اين به نوبه خود ناشي از اختلال در عملكرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب ميشود كه بخش حافظه كارايي لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايي به خاطر تمركز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسي، حواس پرت و ناتوان در تمركز فكري است كه اين خود عامل ديگري براي كاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است كه فرد به كارهاي علمي و فكري مشغول باشد در حالي كه شخص خودارضا از كارهاي علمي و فكري باز ميماند و اين خود عامل ديگري براي ضعف حافظه چنين اشخاصي است.
… استعداد كافي داشتم و تحصيل ميكردم اما اكنون استعدادم كم شده و مطالب را درست درك نميكنم و با فشار و سختي به تحصيل ادامه ميدهم. «نامهاي از يك دانشآموز»
2. اضطراب
دلهره و دلواپسي از ويژگيهايي است كه دائماً فرد خودارضا را رها نميكند، او مرتب با خود درگير است و نميتواند با خود كنار آيد. افكار آشفته، وسواس فكري، بي ثباتي، درهم ريختگي فكري دامن گير اوست: «نكند كسي بفهمد»، «كي و چگونه اين كار را تكرار كنم»، «كي ميشود نجات پيدا كنم» و.. لحظهاي آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتكاب گناه، شخصيت او را در هم ميكوبد. گاهي تأخير در ترك و اين كه بعد از ترك چه ميشود، امان او را ميگيرد.
… آيا با تركِ خودارضايي باز هم علائم آن باقي ميماند. «امضا: همدم مرگ»
… آيا پس از ترك ميتوانم ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاي از يك جوان»
آن چه امروز از اين عمل برايم باقي مانده است، روحي متزلزل و بغض و نفرتي متراكم است. «نوجوان 17 ساله تهراني»
3. افسردگي
بي احساسي و بي تفاوتي، بي نشاطي و بي ذوقي، سستي و گوشهگيري، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنري، ورزشي، مسائل معنوي و… همگي از نشانههاي بارز و حتمي افسردگي است.
4. پرخاشگري و بداخلاقي
شخصِ خودارضا نسبت به كوچكترين محرك محيطي حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از كوره در ميرود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و… حساسيت فوقالعاده دارد.
5. يأس از زندگي
… در سنين 16 يا 17 سالگي دو مرتبه دست به خودكشي زدم ولي موفق نشدم، اكنون در ميان توفان مرگباري به اين سو و آن سو ميروم، شايد هم يك سويش نابودي باشد. «نامهاي از يك جوان»
… تصميم گرفتهام اگر راهي برايم نباشد خودكشي كنم…. «دختر 18 ساله تهراني»
6. از بين رفتن خلاقيتها، تواناييها و سركوب شدن استعدادها.
7. عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمي و فعاليتهاي فكري.
8. هوس باز و بيبند و بار شدن و اعتياد به ارضاي جنسي نامشروع.
9. بي عاطفه، كم رو و خجل.
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بين رفتن صفاي دل و بي علاقهگي نسبت به امور معنوي، مجالس دعا، جماعات و… .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.
عوارض و آسیب های اجتماعي استمنا
ج) آسيبهاي اجتماعي
خودارضايي يك حس گريز از اجتماع پديد ميآورد كه در اثر افراط و تكرار در او ريشهدارتر خواهد شد. فرد در گوشهاي خود را منزوي و به افكار دور و دارز ميپردازد. توجه به لذات شخصي، سبب سستي روابط اجتماعي ميگردد و حيات جمعي را دچار مخاطره ميسازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويي در عرصه اجتماعي نيز با مردم جوششي ندارد و از زندگي جمع احساس لذت نميكند. اينجاست كه نه تنها شخصيت اجتماعي و انساني چنين افرادي تدريجاً متزلزل شده بلكه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژي محروم گرديده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعي ميشود.
اين دسته از آسيبها عبارت اند از:
1. بي آبرويي؛
2. مشكلات خانوادگي؛
3. انزواي اجتماعي، طرد شدن از جامعه و مشكل دوست يابي؛
4. مشكلاتي در ازدواج از قبيل:
عدم پذيرش در خواستگاري
اكنون خواستگاران فراواني دارم كه هر يك از ديگري بهتر هستند. به دليل همين مسأله (خودارضايي و از دست دادن بكارت) است كه مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون اينكه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند.
«دختري 18 ساله از تهران»
بر اثر خودارضايي دامنم لكه دار شده و حالا خواستگاران فراواني دارم كه هركدام از ديگري بهتر است. به من بگوييد چه كار كنم.
«نامهاي از يك دختر جوان»
بي ميلي به ازدواج و تأخير در آن
بي ميلي به همسر
ناتواني در مقاربت صحيح و ارضاي جنسي خود و همسر
ناسازگاري خانوادگي
سرد بودن كانون خانواده
ناتواني در برابر مشكلات و سختيها پس از ازدواج
طلاق و متزلزل شدن كانون خانواده
5. افت تحصيلي
اين كار روي تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهمايي جزء شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايي، ثلث اول يك تجديدي آوردم. «دختر 15 ساله»
6. بزهكاري
7. عدم علاقه نسبت به فداكاري، خدمتگزاري به همنوعان و…
8. لذت نبردن از دوستيها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان.
9. از بين رفتن عزت، پاكدامني، شرف و حيا.
10. انحطاط و انحراف فكري و عملي خود و به انحراف كشيدن ديگران.
11. ايجاد خطرات اجتماعي براي خانواده خود و نواميس ديگران.
12. سوء استفاده جنسي و تجاوز به كودكان.
13. ترويج و اشاعه فحشا و منكرات.
14. شيوع بيماريهاي مقاربتي در جامعه.
15. حسادت و بدبيني.
عوارض و آسیب های معنوي و اخروي استمنا
د) آسيبهاي معنوي و اخروي
همه آسيبهاي سه گانه كه سخن از آنها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوي به اين راحتي قابل جبران نيست چون اولاً: آسيب به قلب و دل است كه هيچ بعد از وجود آدمي به ارزش، كارايي، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامي، گناه به انسان سرازير ميشود و آن را فاسد و از كار مياندازد. ثانياً: اين آسيب فقط دنيوي نيست.
قرآن كريم ميفرمايد: چنين نيست كه بعضي خيال ميكنند، بلكه اعمال خلافشان چون زنگاري بر دلهايشان نشسته، لذا از درك حقيقت واماندهاند: «كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون» (مطففين، آيه 14)
كلمه «ران» در آيه مذكور به معناي زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادي همان چيزي است كه روي فلزات و اشياي قيمتي مينشيند، همان لايه قرمز رنگي كه بر اثر رطوبت هوا روي آهم و مانند آن ظاهر ميشود و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگي آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. (تفسير نمونه، ذيل آيه 14 مطففين.)
آري، بدترين اثر گناه، تاريك ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب ميشوند» (همان)
مرحوم علامه طباطبايي رحمه الله در تفسير الميزان (ذيل آين مطففين: 14) ميفرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده ميشود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتي به نفس و روح انسان ميدهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمي حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس آدمي به حسب طبع اوليهاش صفا و جلايي دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك ميكند. قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمي دارد قرآن كريم اولاً: قلب را مهمترين مركز شناخت در انسان معرفي ميكند. ثانياً: بيماري قلب را مهمترين بيماري به حساب ميآورد و از اين بيماري به تعابير مختلف و عجيب ياد ميكند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، كور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. كه جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است.
در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس كه اسلام اولاً: كيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نكرده است.(مائده، آيه 33) ثانياً: از انديشه و فكر گناه هم منع كرده است تا گناه را از سرچشمه خشك كند. علي (ع) ميفرمايد: كسي كه در انجام گناه زياد فكر كند، بالاخره به گناه كشيده ميشود (غررالحكم). ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بيماري ياد كرده است. (علي (ع) براي دلها بيمارياي، دردناكتر از گناه نيست (بحار الانوار، ج 73، ص 342). رابعاً: از رفاقت و دوستي با گنهكار و شركت در مجالس گناه به شدت نهي كرده است. علي (ع): بر فرد مسلمان شايسته نيست كه با گنهكار طرح رفاقت و دوستي بريزد. (وسائل الشيعه، ج2، ص 269). خامساً: ترك گناه را بهترين عبادت برشمرده است. (علي (ع): برتري عبادت، دوري گزيدن از گناه است.)
اينها بخش بسيار اندك از هشدارهايي است كه اسلام براي دفع اثر زيانبار گناه به انسانها داده است.
براي اين كه به تأثير گناه بر دل و قلب بيشتر پي ببريم، به عنوان نمونه به ذكر چند روايت اكتفا ميكنيم:
رسول اكرم (ص) ميفرمايد: وقتي انسان مؤمن گناهي را مرتكب ميشود، لكه سياهي در قلبش پيدا ميشود كه اگر دل از آن بكند و توبهكرده و از خداوند آمرزش طلبد دوباره قلبش شفاف ميشود و اگر گناه را ادامه دهد، سياهي تمام قلبش را فرا ميگيرد. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين)
رسول گرامي اسلام(ص): وقتي حرامها ناديده گرفته شود و كسي مرتكب آنها شود، خداوند طوري بر دلش مهر ميزند كه بعد از آن ديگر قدرت درك و فهم را نداشته باشد. (محمد هويدي، التفسير المعين.)
ديگري بر قلب وارد شود به جايي ميرسد كه تمام قلب را فرا گرفته و آن را وارونه ميكند. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين)
ظرف، وقتي وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نميگيرد، قلب هم در اثر گناه طوري وارونه ميشود كه ديگر علم و حقيقت در آن جاي نميگيرد.
خودارضايي هم كه اسلام به شدت از آن نهي كرده است شايد از همين بابد باشد كه اثر در قلب و دل آدمي ميگذارد و آثار روحي و رواني خودارضايي كه در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيماري دل ناشي ميشود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوي گناه خودارضايي بيان ميكنيم به اميد آن كه تو اي جوان عزيز و برومند، اي كه چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اي آينده ساز خود و جامعه اسلامي و بالاخره تو اي مبتلا به اين گنه خانمانسوز و هلاكت بار به خود آيي و تا دير نشده خود را از اين مهلكه و باتلاق نجات دهي، بدان كه ميتواني، حتماً ميتواني!
1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نميكند و از چشم خدا ميافتد. (ميزان الحكمة، ح 18749)
2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748)
3. رسول خدا(ص): كسي كه خودارضايي ميكند، ملعون است. (همان، ح 18751)
4. امام صادق(ع): خودارضايي گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن از آن نهي فرموده است. (همان، ح 18750)
5. امام صادق(ع): براي كسي كه خودارضايي كند در قيامت عذاب دردناكي در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749)
نتیجه یک تحقیق در مورد خود ارضایی
در پايان توجه شما را به تحقيقي كه حاصل بررسي 400 نامه رسيده از نوجوانان كشور به برنامه آينده سازان صداي جمهوري اسلامي در دي ماه 1367 است جلب ميكنيم. طبق اين تحقيق افرادي كه مبتلا به خودارضايي ميباشند. به ناراحتيهاي زير مبتلا گشتهاند:
1. ضعيف شدن چشم؛ 2. لاغر شدن صورت؛ 3. ضعف اعصاب؛ 4. تحليل رفتن بدن؛ 5. سردرد و سرگيجه؛ 6. سرماخوردگي زود به زود؛ 7. كم خوني؛ 8. سست شدن زانو؛ 9. سياه شدن دور چشم؛ 10. ضعف حافظه؛ 11. زرد شدن صورت؛ 12. ضعف و اختلالات شنوايي؛ 13. جوش صورت؛ 14. گوشهگيري؛ 15. اختلال در خواب؛ 16. ايجاد حالت وسواس و ترديد؛ 17. افت تحصيلي.
اكنون تو اي جوان، كه طراوت و پاكي دنيا رابايد در تو ديد و از تو شناخت، به چه ميانديشي؟ آسيبها را ديدي و خواندي؟ براي از اين به بعد چه در سر داري؟ آيا از هم اكنون كمربندت را محكم بستي و عزمت را جزم نمودي؟ به خود آي! همين الان وقت تصميم است، همين الان، نگو از فردا، نگو ببينم چه ميشود، نگو نميشود و نگو چه و چه و نگو…
با توكل بر خدا و با يك اراده جدي، حركت كن، به زودي افقهاي سلامت و سعادت را خواهي ديد و احساس قدرت ميكني. پس حركت، حركت، اراده، اراده، تصميم، تصميم.
در بخش دوم به كمك تو شتافتهايم، راه درمان را به تو نشان دادهايم، محض خدا، و به خاطر خودت، كمك ما را پس نزن.
به دامانش نشيند لكه ننگ گلي گر همنشين خار گردد
علي سلطان دين فرمود: آن كس كه با نادان نشيند خار گردد.
راه های مناسب برای ترک خود ارضایی
حكم فقها بر اين است كه كسي كه به حرام مي افتد واجب است ازدواج كند. لذا لازم است موانع ازدواج را از سر راه برداريد و با يك خانواده مؤمنه و كم توقع و قانع ازدواج كنيد و اين امر امكان پذير است. اما اگر موانع طوري است كه فعلا نمي توانيد ازدواج كنيد بايد صبر كنيد و براي كم كردن قدرت غريزه جنسي و آلوده نشدن به گناه امور ذيل را رعايت نماييد.
1. سعي كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2. از پوشيدن لباسهاي تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3. از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خودداري كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد. حتي از مشاهده فيلمهايي كه شما به آن اشاره كرديد و تحريك كننده است جدا خودداري كنيد.
4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخيهاي جنسي و تحريككننده و فكر كردن در اين امور، جدا بپرهيزيد.
5. از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاي پرچرب، حتيالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
7. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
8. هيچگاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
9. از دستورزي اندام جنسي خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطي دستورزي نكنيد.
10. هرگز به رو نخوابيد.
11. به منظور تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12. هيچگاه بيكار نباشيد، براي اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و… پر كنيد.
13. هرگز در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
14. هرگاه مورد هجوم افكار جنسي واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد، بلكه در مجالس عمومي وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
15. هفتهاي يكي دو روز، روزه مستحبي بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقي بگيريد؛ يعني، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
16. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خودداري كرده واز نرمي و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
17. هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقي نمانيد، حتي براي آموزش و…
18. قرآن زياد بخوانيد و درباره معاني آيات آن فكر كنيد.

Add a Comment