سلام
۱۰ساله ازدواج کردیم و دراین ۱۰سال متاسفانه بچه دارنشدیم. یکبار برای IVF اقدام کردیم ولی متاسفانه منفی شد و یاداور بشم که هردومشکل داریم. ومشکل همسرم حادتر هست.الان حدود سه ماه هست که همسرم میگه یک بار دیگه اقدام می کنیم ونشد طلاق می گیریم من مهریه تو کامل میدم ولی طلاق بگیریم شاید ما باهم بچه دارنمی شیم.الان هم خیلی با من سرد شده درصورتی که تا قبلش ماخیلی همدیگه را دوست داشتیم. شوهرم یک روز کامل شیفت هستن واصلا به من زنگ نمی زنن وخیلی کم درحد ضرورت پیام میدن وحتی وقتی باهاش صحبت می کنم میگن من بدتر از این هم میشم هرکاری می کنن که من هم خسته بشم وراضی به طلاق بشم. حالم خیلی بده نمیدونم آینده ام چی میشه من اصلا حاضر به جدایی نیستم. حرف ایشون فقط بچه هست ونشد طلاق. اصلا نمیدونم بچه هم بیاد بهانه ی دیگه ای پیدا می کنن برای جدایی وآزار و یا نه مشکل حل میشه.همیشه منو تهدید می کنن وبهم استرس میدن. دیگه بریدم نمیدونم چکار کنم. خانواده ها هم درجریان هستن ومخالف جدایی ممنونم راهنمایی کنید
من۳۲ وشوهرم۳۳ساله هستن.
با سلام وادب و احترام خدمت شما کاربر ارجمند.
شرایط شما را درک می کنم بنابراین هر اتفاقی که بخواهد بیفتد مراقب سلامتی روحی خودتان باشید.ازدواج و پیمان زناشویی یکی از مقدس ترین، حیاتی ترین، نیازهای بشربرای به کمال و آرامش رسیدن زوجین در کنار همدیگر است که هر گکس در طول زندگی با آن مواجه می شویم. در این راستا اصل فلسفه ازدواج رسیدن به کمال و آرامش هریک از زوجین در کنار هم است و برای این که این امر مهم تحقق یابد عناصری چون عشق ورزی، فرزند آوری، استقلال در زندگی به تقویت و ماندگاری رابطه کمک می کند.اینها شرط لازم هر زندگی است اما به تنهایی کافی نیستند چه بسا زوجینی که با د اشتن همه این عناوین و زندگی لاکچری باز هم به آرامش نمی رسند اما از سویی برخی بدون حتی اولیاتی که ذکر شد و فقط با داشتن عشق آرمانی در نهایت کمال و آرامش هستند. همه این مطالب به این معنی است که ملاک های زندگی آرمانی و عاشقانه در وهله اول به زن و شوهر بر می گردد . بنابراین باید به تقویت روابط بین آنها همت گماشت.از سوی دیگر داشتن اولیاتی چون، خانه، خودرو، فرزند، و حساب بانکی مکفی اگر چه لازمه هر زندگی است اما طوری نیست که اگر نبودند اصل زندگی را به هم زد. این نشانه آن است که اگر چه شرایط متقابل و مساوی عدم ناباروری هر دو نفر شما یکنواخت است اما باید دلایل و علل و اسباب بهانه جوی ها و سردی همسرتان را به صورت نامحسوس شناسایی و در آخر با ارائه مهارت و تکنیک های لازم زندگی مرتفع نمود نه این که اصل صورت مسئله را پاک کرد.
به همین منظور در این خصوص درباره علل ناراحتی شوهرتان باهم گفتگوی منطقی داشته باشید و اگر بهانه بچه را آورد از او نپذیرید و به او بگویید؛
اولاً: این نازایی دوطرفه است و از کجا معلوم طلاق بگیری و دوباره ازدواج کنی بچه دار بشوید.
ثانیاٌ: به او بگویید آنچه مهم است من و تو باید هوای همدیگر را داشته باشیم حتی در این شرایط .
ثالثاً: اینکه برای ناباروری و فرزند دار شدن روشهای مختلفی از جمله :
1- روابط فعلی یا سابق، ۲- سرپرستی، ۳- اهدای اسپرم، ۴- IVF 5- رحم اجارهای بچهدار شد.بنابراین می توانید با مراجعه با جهاد ناباروری شهرتان هر یک از این موارد را بکار ببندید.در واقع یکی از مراحل مهم در چرخه زندگی، ارتقاء از نقش همسری به والدینی است. در واقع فرزند باعث تقویت روابط زوجین می شود که با تولد کودک باعث سازگاری روابط تان می شود سازگار شدن با عضو جدید، تمام جنبههای روابط زناشویی را تحت تأثیر قرارمیدهد. عواطفی که پیشتر بین زن و شوهر برقرار بود، حالا باید میان سه نفر شکل گیرد. اوقات با هم بودن و تفریح و فراغت دوتایی زن و شوهر کوتاهتر میشود.بعداز تولد فرزند، بطور موقت رضایت زناشویی و کیفیت فعالیتهای جنسی کاهشمییابد و روابط دوتایی ممکن است آسیب ببیند. ممکن است زن و شوهر در معرض فشارهای چندگانه قرار گیرند ماننداسترسهای مالی، آشفتگی در خواب و نیز تنظیم هیجانات. برخی از زنان ممکن است به دلیل ضعف حمایتهای عاطفی وروانی بهویژه از سوی همسر در این دوره، علائم افسردگی از خود نشان دهند.از اینرو سازگاری زوج با شرایط جدید بسیارضروری است که البته کار سادهای هم نیست. بنابراین پیشنهاد می کنم هر یک از روشها را که زیر نظر دکتر منطقی است انجام دهید اگر چنانچه از روش های کاشت انجام نشد از روش رحم اجاره ای اقدام نمایید و اگر نشد یا نخواستید از روش درخواست فرزند از بهزیستی نمایید. اگر چنانچه همه راه های مختلف را رفتید و افاقه نکرد طلاق و جدایی می تواند آخرین راه کار و راه حل باشد.حال سوال این است که آیا همه زن و شوهرها با تولد فرزند به این تکامل میرسند؟خیر … لزوماً؛ این تکامل بیشتر شبیه به یک تحول شخصیتی است. البته زنها به خاطر مسائل فیزیولوژیکی و اینکه ۹ ماه جنین را حمل میکنند، زودتر احساس مادری به آنها دست میدهد. این قضیه برای مردها میتواند متفاوت باشد و زمان آن متغیر است، ولی ممکن است در برخی موارد به دلایلی این تکامل در زن یا مرد اصلا اتفاق نیفتد.یکی از نیازها و اهداف مهم افراد از ازدواج، بچهدار شدن و ادامه دادن نسلشان است. بسیاری از زوجهایی که بچهدار نمیشوند، تا حدی بخاطر این موضوع تحت فشار قرار میگیرند که طلاق را تنها راه چاره میدانند. در این میان فشار خانوادهها و اطرافیان نیز بار مضاعفی روی دوش زوج میگذارد و شرایط را برایشان سختتر میکند. اگر شما هم بدلیل نازایی و ناباروری خودتان یا همسرتان تصمیم به طلاق گرفتهاید توصیه میکنیم.زمانیکه از بچه دار شدن ناامید میشوید و و احساس میکنید به بن بست رسیدهاید قبل از اینکه تصمیم نهاییتان را برای طلاق بگیرید به نکات زیر توجه کنید:
۱. اضطراب و ترستان را کنترل کنید.
بخش زیادی از دلایل ناباروری ریشه در اضطراب و استرس یکی از زوجین یا هر دوی آنها دارد.
۲. اجازه ندهید که احساس تنهایی بر شما غلبه کندداشتن احساس تنهایی و ترس از تنها ماندن از دیگر مسائلی است که بعد از شنیدن این خبر که بچهدار نمیشوید، شما و همسرتان را درگیر خودش میکند. اجازه ندهید که احساس تنهایی بر شما غلبه کند و انرژیتان را کم کنید. جلوی افکار منفی را در خودتان بگیرید و سعی کنید با دوستان و نزدیکانی که روحیه مثبتی دارند وقت بگذرانید.
۳. عشق ورزی کنید و نگذارید بین شما و همسرتان فاصله ایجاد شودناباروری میتواند روابط بین فردی و روابط زناشویی زوجین را تحت تاثیر قرار دهد. گاهی آنها از ادامه مسیر درمان خسته میشوند. لازم است برای بهبود رابطه خود با همسرتان پیشقدم شوید تا بیشتر از این فاصله بین شما نیفتد. برای بهبود رابطه با همسرتان عاشقانه های زندگی تان را بیشتر کنید.۴. اعتماد به نفستان را از دست ندهیدوقتی به زن یا مردی گفته میشود که شما نازا هستید و باید درمان شوید، این حرف مانند یک شوک بزرگ برای بسیاری از افراد خواهد بود. این موضوع باعث میشود فرد یک تصویر بسیار منفی از خودش پیدا میکند و اعتماد به نفسش را از دست بدهد و یا حتی خودش را فرد کاملی نبیند نباید اجازه دهید که در این تله بیفتید.
در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای شما کاربر محترم چنانچه بازهم در این زمینه سوالی داشتید می توانید در ادامه همین پست ارسال نمایید.موفق باشید.
اندیشه برتر

Add a Comment