نحوه ارتباط موثر با مخاطب در تبلیغ حجاب (بخش اول)
تبلیغ و ترویج حجاب : حجاب اگرچه از اصول دین اسلام نیست اما از آنجاییکه با استحکام نهاد خانواده مرتبط میباشد و تلاش های زیادی برای حذف آن در دنیا صورت میگیرد، یکی از دغدغه های اصلی فعالین فرهنگی است.
در این مطلب با تکیه بر علم روانشناسی و مخاطب شناسی و با در نظر گرفتن شرایط و نیازهای امروز جامعه ایرانی اسلامی، اصول و روش تبلیغ و امر به معروف و نهی ازمنکر در زمینه حجاب را میاموزیم. انجام این فریضه به ویژه از جانب مبلغین دینی نیازمند دقت و ظرافت بسیاری است و وارد شدن به این حوزه بدون علم و آگاهی، ممکن است صدمات جبران ناپذیری به وجهه ی دین وارد کند. بنابراین یادگیری مبانی و الگوی کار تبلیغ در عرصه ی فرهنگی بسیار حائز اهمیت است.
گام های مهم برای تبلیغ حجاب
کسی قصد تبلیغ حجاب و علاقمند ساختن دیگران به حجاب دارد، باید قبل از هرگونه اقدامی به خودسازی و دانش افزایی بپردازد.
گام اول: خودسازی
فردی که تمایل به اصلاح جامعه دارد در درجه اول خودش باید پای بند به احکام اسلامی باشد، در غیر اینصورت پند و اندرز در مخاطب موثر نخواهد بود.
خداوند در سوره بقره/۴۴ میفرماید: « آیا مردم را به انجام کارهای نیک فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید، با اینکه کتاب (آسمانی) را می خوانید؟ مگر تعقل نمی کنید؟»
بنابراین یک مبلغ حجاب قبل از هرکاری باید تمام تلاش خود را در راه تزکیه نفس به کار برده باشد و صبر و گذشت را در خود پرورش دهد. نگاه معلم به شاگرد را کنار بگذارد و با رویکردی دوستانه با مخاطب ارتباط بگیرد. قطعا در این کار لحظاتی پیش می آید که مبلغ حجاب مورد هجمه و توهین قرار می گیرد. در این لحظات است که خودسازی قبلی به کمک مبلغ آمده و به سعه صدر او کمک می کند. شیوه ی برخورد با این فشارهای روانی بسیار مهم است.
راهکار-تبلیغ-حجاب-گام-اول-خودسازی
برای خودسازی خودتان به انجام فرایض دینی و نماز و نیایش بپردازید. این کار دو اثر مهم دارد:
۱) توان درونی شما را بالا می برد.
۲) بی سر و صدا روی دیگران اثر می گذارد.
اصولًا ویژگی های دوست از راه های پنهانی، به دوست منتقل می شود. امام علی (ع) در این باره می فرماید: “با انسان های بدخواه معاشرت نکن، چرا که طبع تو، ناآگاهانه از طبع او می دزدد.”
گام دوم: دانش افزایی
دانش و مهارت، ابزار کار تبلیغ حجاب هستند. در شرایط کنونی که دشمن تا بن دندان مسلح به علم و تکنولوژی و صنعت است و به طرق مختلف و با ابزارهای پیشرفته بر ذهن و قلب انسان ها اثر می گذارد، کسی نمی تواند تصور کند که یک مبلغ با دست خالی و با توسل به شیوه های کهنه و ناکارآمد تا چه میزان می تواند موفق باشد. حداقل امکانی که ما در دست داریم این است که در حوزه ی اطلاعات، نوع برقراری ارتباط و شناسایی فضای ذهنی مخاطب، دانش و مهارت هایی کسب کنیم و در برخورد با افکار غلط از تمامی نیرو و توان خود بهره بگیریم.
تبلیغ-حجاب-گام-دوم-دانش-افزایی۲
مهارت های روانشناختی که لازم است یادبگیریم عبارتند از:
۱.مدیریت هیجان (توان کنترل هیجانات خود و هیجانات دیگران)
۲.ارتباط مؤثر (توانایی انتقال صحیح پیام)
۳.مخاطب شناسی (توان شناخت تیپ شخصیتی مخاطب)
۴.مهارت تغییر رفتار (توانایی ایجاد تغییر در رفتار دیگران)
و دانش هایی که نیاز داریم عبارتند از:
۱.اطلاعات کلامی (اصول عقاید)
۲.آشنایی با فقه (احکام)
۳.روانشناسی رشد (ویژگی های سنی (کودک، نوجوان، جوان، میانسال) مخاطب چیست)
۴.اطلاعات اجتماعی (بروز بودن اطلاعات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی)
شما باید در مورد مسائلی که مخاطبتان درباره آن صحبت می کند اطلاعات کافی داشته باشید. به منطقی و کوتاه ترین پاسخِ شبهاتی که در فضای مجازی پیرامون پوشش و حجاب مطرح میشود مسلط باشید. گاهی برنامه های ویژه ی مخاطب تان را ببینید و در فضای آنها باشید. مثلا باید کسی را داشته باشید که اطلاعات روز ماهواره را به شما بدهد. اما واضح بگویید که شما ماهواره ندارید ولی اطلاعاتش را دارید.
بطور کلی آدم هایی که اطلاعات بروز، کامل و به دردبخور داشته و آنها را در اختیار دیگران قرارمی دهند جذاب ترند. حتی اگر بتوانید رژیم غذایی برای لاغری و برنامه ریزی برای مدیریت احساسات و یا مهارت های زندگی بهشان آموزش بدهید که بیش از پیش جذاب می شوید. نکته بسیار مهم این است که باید دقت داشته باشید اطلاعات شما درست و موثق باشد و به هیچ عنوان اطلاعاتی که حتی به آن شک دارید به مخاطب ندهید.
گام سوم: برقراری ارتباط
بعد از خودسازی و دانش افزایی حالا وقتش شده که سراغ مخاطب تان بروید. یکی از راه های کوتاه و مستقیم برای رسیدن به اهداف تبلیغی، برقراری رابطه اثرگذار با مخاطب است. اثرگذاری تصادفی نیست. زمینه اصلی اثرگذاری در تبلیغ حجاب را همانطور که گفتیم در درجه اول ایمان و درونیات محکم مبلغ تعیین می کند. ولی بعد از آن راهکارهایی وجود دارد که برای بهره وری بیشتر می توان از آنها کمک گرفت. یکی از مهم ترین راهکارهای ارتباط موثر، جذب مخاطب است.
جذب مخاطب به چه معناست؟ آنچه باید انجام دهیم تا افراد نسبت به ما علاقه پیدا کنند و زمینه اثر گذاری بر آنها مهیا شود.
شیوه های جذب
۱. مجاورت
مجاورت یعنی قرار گرفتن در شرایط، موقعیت ها و فضاهای مشترک با مخاطب. چنین وضعیتی زمینه علاقمندی مخاطب را فراهم می کند.
برای مثال، یک گروه دانشجوی سال اول را در یک ساختمان ۸ طبقه جای دادند. بعد از ۳ ماه دیدند دوستی بین دانشجویانی که در یک طبقه هستند بیشتر است. علاقه و دوستی بین واحدهایی که ۱ یا ۲ طبقه با هم فاصله داشتند بیشتر از واحدهایی بود که ۳ یا ۴ طبقه فاصله داشتند. جالب تر اینکه افرادی که اتاق هایشان در کنار راه پله ها و آسانسور بود بیشتر با دیگران ارتباط داشتند و محبوبیتشان بیشتر بود و آنهایی که اتاق هایشان انتهای راهروها بود، کمتر شناخته شده و مورد توجه بودند.
بنابراین خودتان را در دسترس مخاطب قرار دهید. هر چیز غریبه ای در ما ایجاد استرس می کند و هر چیز آشنایی احساس آرامش بهمراه می آورد. هر چه میزان مجاورت بیشتر باشد یخ آدم ها برای ارتباط برقرار کردن زودتر باز می شود.
۲.برآورندگی نیازها
برآورندگی نیاز یعنی شناختن نیاز، ایجاد نیاز و برطرف کردن نیاز مخاطب. هرچیزی که نیاز انسان را برآورده کند محبوب انسان می شود. نیازها را بشناسیم، چون هر چه نیاز جدی تر باشد و برآورندگی بهتر صورت پذیرد محبوبیت برآورنده آن نیاز بالاتر می رود و علاقه بیشتر می شود. مثلا: اگر گرسنه باشید و به غذا نیاز داشته باشید، هر چه کیفیت غذا بالاتر باشد، محبوبیتش پیش شما بالاتر می رود.
چرا وقتی در مورد حجاب صحبت میکنید مخاطب شما را جدی نمی گیرد؟ چون احساس نیاز نمی کند.
چرا موضوع حجاب را دوست ندارند؟ شاید چون نیازهایشان را برآورده نمی کند، تازه جلوی خیلی از نیازهایشان را هم می گیرد! باید نیازهایشان را بشناسید و متناسب با نیازهایشان حرف داشته باشید یا اینکه نیازهایی را در آنها ایجاد کنید، و بعد همه آنها را برطرف کنید(خصوصا در رابطه با غریزه جنسی).
چگونه می توانید احساس نیاز را در آنها ایجاد کنید؟ نیازها متعددند؛ برخی از آنها عبارتند از: نیازهای مرتبط با بدن، نیاز به امنیت، نیاز به دوست داشتن، نیاز به دوست داشته شدن و احترام، نیاز به زیبایی دوستی، نیاز به خود شکوفایی و پیشرفت، نیاز به معنویت، نیاز به دانستن و … .
نیازهای مرتبط با بدن (مثل غذا ، هوا، آب، خواب و نیاز جنسی): با توجه به سن و موقعیت مخاطب مثلا می توانید راجع به تأثیر حفظ حجاب در حفظ نشاط جنسی و استفاده پایدار از آن صحبت کنید. مثلا الان در کشورهایی که حجاب وجود ندارد انحراف جنسی زیاد است و مردم به معنی واقعی از روابط جنسی لذت نمی برند و فقط سرگرم می شوند. از طرفی زن ها نمیتوانند با مرد مورد علاقه شان ارتباط دائمی برقرار کنند؛ چرا؟ چون جاذبه های زنانه در جامعه زیاد است و بسیاری از مردان حاضر نمیشوند خود را محدود به یک زن کنند.
نیاز به امنیت: امنیت او را بهم بزنید. بعد برای پیدا کردن امنیت، نیاز به جواب دارد. باید نیاز به امنیت را در فرد ایجاد کنید.
مثلا با توجه به علایق و حساسیت های مخاطب موضوعی را انتخاب کنید. مانند ارتباط بین زوجین، ارتباطات خانوادگی، شانس ازدواج و … . بعد بگویید که با بی بندوباری چگونه فرصت های زندگی از دست می روند و چه خطراتی امنیت خانوادگی و روانی آنها را تهدید می کند.
دوست داشته شدن و احترام: نکته ای که معمولاً حواس کسی به آن نیست! یادمان باشد انسانها شدیدا نسبت به خود احساس احترام می کنند و هر کس این احترام را رعایت کند محبوب است و اگر احترام رعایت نشود منفور می شود. یکی از رموز موفقیت در تبلیغ حجاب همین موضوع احترام می باشد.
تبلیغ-حجاب-گام-سوم-جذب-مخاطب
زیبایی دوستی: انسان نیاز دارد یک چیزی را زیبا بداند و آن را خیلی دوست داشته باشد. با توجه به طبع مخاطب آنچه را که زیبا میداند را وسیله قرار دهید و آن را به زیبایی های حقیقی پیوند بزنید. زیبایی در نظر هر کس تعریفی دارد. مثلا بعضی ها مسائل معنوی مثل مناجات با خدا یا صحبت با امام زمان (عج) را زیبا می بینند. بعضی ها رضایت پدر و مادر یا داشتن یک خانواده موفق را زیبا می بینند. از این مسائل استفاده کنید و آن ها را به حجاب ربط بدهید، فقط مراقب باشید ارتباطی که بین این مقولات و حجاب ایجاد میکنید معنادار و منطقی باشد.
نیاز به خود شکوفایی: با نشان دادن موفقیت های خانم های محجبه به مخاطب یاد بدهید که وقتی به معنای واقعی باحجاب میشود، به دلیل رهاشدن از دغدغه های خودآرایی، میتواند به پیشرفت های علمی، فرهنگی و اجتماعی بیشتری دست پیداکند.
مخاطب وقتی میبیند خانمی که روسری سرش است قله اورست را فتح کرده یا تحصیلات دانشگاهی دارد، در زمینه ورزشی، هنری یا علمی به درجاتی رسیده، ارتباط بین حجاب و عدم پیشرفت در نظرش از بین می رود. البته بهتر است خود مبلِّغ نمونه عملی این موفقیت ها باشد و آثار حجاب و نتیجه آن در زندگیش را عملا به مخاطب نشان دهد.
باید از دو جهت نیاز به خود شکوفایی و پیشرفت را برانگیخته کنید. یک اینکه حجاب مانع پیشرفت نیست. دو اینکه با حجاب به چه پیشرفت هایی می رسد.
نیاز به معنویت (که بعضی آن را زیر مجموعه نیاز به زیبایی می دانند): چون هدف شما از تبلیغ حجاب ، واقعی است و تجاری نیست برخلاف اکثر تبلیغات تجاری که نیازهای کاذب بوجود می آورند شما باید نیاز واقعی در او ایجاد کنید تا بتوانید او را جذب کنید. مثلا اینکه بگویید: «ما چه نیازی به خدا داریم؟»، « آیا فردی که مدام در معرض نگاه های حرام است، رفاقتش را با خدا کمرنگ نکرده است؟» یا «کسی که با لباس پوشیدنش، برخی را به نگاه حرام میاندازد و از خدا دور میکند، میتواند خودش به خدا نزدیک شود؟»
نیاز به دانستن: در ذهن افراد سوال ایجاد کنید و کنجکاویشان را برانگیخته کنید، برای مثال بگویید: «آیا میدانید حجاب در غرب بوده؟»، «چرا تا ۱۰۰ سال پیش، لباس زن ها پوشیده تر از لباس مردها بوده؟» یا «آیا میدانید در ۲۰ سال اخیر، گرایش به پوشیدن لباس های باز در آمریکا در حال کاهش است؟» و … . به مخاطب بگویید قراراست فقط به او اطلاعات بدهید و قرار نیست قضاوت کنید. قضاوت با مخاطب است.
چند نکته:
•حرف ها را از دل مخاطب بیرون بکشید، حرف توی سر او نریزید. باید کمکش کنید خودش قضیه را متوجه شود، باید خودش را به نتیجه برسانید. بنابراین با تبدیل کردن واقعیت ها به سوال، کاری کنید تا جاییکه ممکن است حرف شما از زبان مخاطب بیرون بیاید.
مثلا نگویید “بی حجابی موجب رقابت ناسالم زنان در لباس پوشیدن و خودآرایی بایکدیگر میشود” در عوض بپرسید: ” آیا بی حجابی موجب رقابت زنان در خودآرایی و خودنمایی نشده است؟”
یا بجای اینکه بگویید “هرکشوری باید برای لباس پوشیدن قانون داشته باشد” بپرسید : “آیا درست است برای لباس پوشیدن آدم ها در جامعه هیچ قانونی وجود نداشته باشد؟”
•سعی کنید در ذهن مخاطب، عطش دانستن ایجاد کنید. کار ما ایجاد حس گرسنگی است نه غذا دادن به افراد بی اشتها.
•یادتان باشد خیلی دنبال نتیجه نباشید. تائیدیه فهم و تغییر از کسی نگیرید. یعنی وقتی فرد بیاید و اعتراف کند که اشتباه کرده است حالش خراب می شود و این اثر ضد تبلیغی دارد.
۳.ویژگی های ظاهری/ ویژگی های باطنی
سومین روش برای جذب مخاطب، بهره گیری از ویژگی های ظاهری است. ویژگی های ظاهری مانند: نوع لباس پوشیدن، راه رفتن، نوع حرف زدن، نظم در امور و … . بخشی از ویژگی های ظاهری دست خودمان نیست. ولی آن بخشی که دست خودمان است را رعایت کنیم. مثلاً تناسب رنگی لباس هایمان، نظافت، نظم، نزاکت در حرف زدن و … را رعایت کنیم.
این مطلب را ببینید: چگونه حجاب زیبایی داشته باشیم؟
ویژگی های باطنی خلق و خو و عادت ها است که معمولاً در اتفاقات و هم نشینی ها خودش را نشان می دهد. مانند: تواضع، شجاعت، علم، صبر، وفاداری، صداقت و … .
یکی از ویژگی های مهم باطنی، بحث معنویت است که تأثیر عمیق و جدی روی ارتباط می گذارد. روح انسان ها خصوصیات اخلاقی را از همدیگر می دزدد. برای همین مواظب باشید که با چه کسی همنشین می شوید. مثلاً در جمعی که همه صبح ۷۰ بار استغفار کرده اند و با حال معنوی آمده اند، من چه بخواهم و چه نخواهم آن حس به من منتقل می شود. حالا چه ظاهر بشود و چه ظاهر نشود، اثر خودش را می گذارد. همچنین احادیثی که میگوید نگاه به چهره عالم عبادت است، از همین سنخ است و اثر معنوی غیرمستقیم بر روح انسان دارد.
بهره مندی از ویژگی های باطنی و ظاهری مردم پسند، می تواند یک آدم صددرصد مخالف را جذب کند. در صدر اسلام خیلی ها به خاطر ویژگی ظاهری پیامبر (ص) به ایشان ایمان آوردند چرا که ایشان همیشه تمیز و عطر زده بودند. البته ویژگی های ظاهری و باطنی شدیداً به فرهنگ وابسته است.
۴.همدلی
همدلی یعنی توانایی درک و فهم احساسات و افکار طرف مقابل. همدلی هرگز مساوی با تأیید نیست.
همدردی یعنی گیر افتادن در افکار و احساسات طرف مقابل.
برای مخاطبتان همدل باشید نه همدرد! همدردی مثل این است که یکی دارد غرق می شود، شما بدون این که شنا بلد باشید، بپرید تا نجاتش بدهید، چه اتفاقی می افتد؟ دو نفری همدیگر را می گیرید و با هم غرق می شوید. شاید اگر رهایش کرده بودید، نجات پیدا کرده بود!!
همدردی نکنید، همین که احساس کردید همدرد شُدید، قیچی کنید و بلند شوید و بروید. وقتی با کسی همدردی می کنید او حرفهایتان را قبول می کند اما به آن عمل نمی کند. چون می داند شما هم یکی مثل خودش هستید. آدم هایی که خیلی دلشان پر است با انسان های همدرد بیشتر از یکی دوبار دمخور نمی شوند. چون باری از بارشان کم نمی شود و برای مشکلشان راه حلی پیدا نمی کنند.
تبلیغ-حجاب-جذب-مخاطب
۵.صمیمیت
صمیمیت یعنی برخورد گرم به گونه ای که فرد احساس غریبه بودن نداشته باشد. تُن صدا در بحث صمیمیت بسیار مؤثر است. آدم هایی که گرم و برون گرا هستند و زود ارتباط صمیمانه برقرار میکنند، جذابیت بیشتری دارند.
۶.خودتان باشید
همیشه یادتان باشد که خودتان باشید! افرادی می توانند با دیگران صمیمی باشند که خودشان باشند. هیچ وقت نقش بازی نکنید. اگر چیزی را در خودتان نمی پسندید، آن را تغییر دهید و سپس خودتان باشید. یادتان باشد اگر کسی نقش بازی کند آخر خودش را لو می دهد.
روانشناسی به نام “راجز” روی این موضوع کار کرده است. اصطلاحی در روانشناسی دارند به نام “همخوانی”. روانشناسان میگویند اگر ظاهر و باطن مشابه نباشند، هم خود شخص آسیب می بیند و هم نمی تواند به طرف مقابل کمک کند و با سلب اعتماد از او به مخاطب آسیب می زند.
۷.مشابهت
در بحث دوست داشتن گفتیم که انسان ها هر که باشند، برای خودشان و نگرش هایشان احترام قائلند و هر کسی، هم مسیر آنها باشد، نزد آنها محبوب می شود. بنابراین اگر خواستید کسی را جذب کنید، از مشترکاتتان شروع کنید حتی اگر آن نقطه مشترک، کیف قشنگ طرف مقابل باشد!
یادتان باشد اگر نقطه اشتراک نباشد، شما نقش بازی کرده اید. آدم هایی که نقش بازی می کنند هم به خودشان ضربه می زنند و هم به طرف مقابل خود. ولی محال است دو انسان هیچ نقطه مشترکی با هم نداشته باشند. باید بگردید و آن ها را پیدا کنید.
نکته: انسان ها کاملاً آمادگی شرطی شدن و عادت کردن دارند. وقتی خاطره ای مثبت یا منفی از شخصی در ذهن نقش ببندد همه آدم های هم تیپ او ناخودآگاه مثل او قلمداد می شوند. مثلا اگر فرد باحجابی با خانمهای بی حجاب و بداخلاق معاشرت کند این تلقی در ذهنش ایجاد میشود که همه بی حجاب ها بداخلاق هستند! همچنین اگر فرد بی حجابی با خانمهای باحجاب مهربان و خوش اخلاقی معاشرت کند نوع تلقی ذهنی اش نسبت به خانم های محجبه تغییر میکند.
اگرچه این مدل برداشت ذهنی درست نیست اما در اغلب مردم وجوددارد. بنابراین اگر در برخوردها، عواطف مثبت ابراز شود، نگاه مثبت نسبت به فرد و افراد مشابه با او در مخاطب شکل می گیرد. در برخورد با مخاطب یادتان باشد، کارهایی که اصطلاحا حال آنها را می گیرد، کمتر انجام دهید و سعی کنید خوشحالشان کنید.
۸.پرهیز از شوخی نابجا
آدم ها شدیداً نسبت به تحقیر و تمسخر، نادیده گرفته شدن، طرد، اضطراب و … حس بدی پیدا می کنند. یادتان باشد ما هر کسی را طرد کنیم، کسی هست که او را تحویل بگیرد. گاهی یک شوخی ساده شاید به نظر ساده باشد ولی بنیان یک نوجوان را که شخصیت شکننده ای دارد به هم می ریزد. همه آدم ها برای شخصیت خود حُرمت قائلند. هیچ آدمی تمسخر را نمی تواند تحمل کند حتی دلقک ها هم ته دلشان از اینکه مسخره می شوند ناراحتند.
۹.خود افشایی
خود افشایی یعنی، اطلاعات خصوصی خود را در اختیار دیگران قرار دادن، به نحوی که باعث جذب و اعتماد طرف مقابل شود. پیامبر(ص) می فرمایند؛ وقتی به کسی می رسید (منظور همنشینی ومعاشرت است) اگر اسم او را نپرسید، ظلم است. حتماً اسم طرف مقابل را بپرسید و اطلاعات اندکی هم راجع به خودتان بدهید.
یکی از دلایلی که وقتی مشاوره می رویم، احساس نزدیکی و سبک شدن میکنیم این است که اطلاعات خصوصی همدیگر را در اختیار هم گذاشته ایم. وقتی جایی برای سخنرانی می روید نباید بگویید حاج خانم هستم اعزامی از قم! کامل خود را معرفی کنید و تحصیلات و مدرک و … را هم بگویید.
خودافشایی شبیه به پیاز است یعنی لایه لایه است. یک لایه اش عمومی است. همه شما و همه مردم می دانند که فلانی اسمش چیست، اهل کجاست، چند سالش است، ولی هیچ کس نمی داند که در زندگی چه کسی را بیشتر از همه دوست دارد. چرا؟ چون به کسی ربطی ندارد.
لازم نیست همه چیز را به دیگران بگویید، خیلی ساده فقط کافی است که بگویید “یک چیزی می گویم بین خودمان بماند” بعد یک مسئله ساده را مطرح کنید و اطلاعاتی که آسیب رسان است را نگویید. همین جمله باعث می شود مخاطب فکر کند شما واقعا یک راز با او مطرح کرده اید و به او اعتماد دارید. همین کار ساده زمینه اعتماد او را نیز فراهم می کند.
نحوه ارتباط موثر با مخاطب در تبلیغ حجاب (بخش دوم)
تبلیغ کلامی حجاب : در مقاله قبلی ۳ گام اساسی و اولیه تبلیغ حجاب و چگونگی شروع ارتباط با مخاطب را بررسی کردیم. در ادامه راهکارهای مدیریت ارتباط با مخاطب و انواع ارتباط گیری و همچنین موانع ارتباط با مخاطب را بررسی خواهیم کرد.
مدیریت ارتباط
قبل از هرچیز، لازم است تا کلمات کلیدی بحث را تعریف کنیم.
تعریف مدیریت: مدیریت یعنی به دست گرفتن کنترل. هرگاه کنترل چیزی دست ما بود، آنگاه میتوانیم بگوییم که مدیریت آن دست ماست.
تعریف کنترل: ایجاد، حذف، افزایش یا کاهش آنچه که دلخواه یا مزاحم ماست.
اگر بخواهیم بگوییم کنترل چیزی دست ماست، باید ۴ توانایی داشته باشیم:
۱. اگر دلمان خواست چیزی را ایجاد کنیم.
۲. اگر دلمان خواست چیزی را که مزاحم است، حذف کنیم.
۳. بتوانیم چیزی را افزایش دهیم.
۴. بتوانیم در صورت دلخواه چیزی را کاهش دهیم.
آنگاه است که میتوانیم بگوییم کنترل چیزی دست ما هست یا نه. مثلاً زمانی کنترل یه کلاس یا محفل سخنرانی یا … به دست شماست که اگر نشاط در آن نیست، بتوانید آن را ایجاد کنید؛ اگر سر و صدای مزاحم در آن است، بتوانید آن را حذف کنید؛ اگر مشارکت مخاطب کم است، بتوانید آن را افزایش دهید و … .
تعریف ارتباط: برقراری رابطه دو طرفه همراه با تأثیرگذاری متقابل و انتقال پیام. وقتی بتوانیم پیامی را که در نظرمان است، به دیگران منتقل کنیم، با آنها ارتباط برقرار کرده ایم. در غیر اینصورت ارتباط برقرار نشده است.
انواع ارتباط
انواع ارتباط به لحاظ انتقال پیام:
ارتباط کلامی: انتقال پیام از طریق کلمات و جملات مانند: گفتگو، تلفن، پیامک، ایمیل، نامه، سلام و احوالپرسی و … .
ارتباط غیرکلامی: انتقال پیام توسط چیزی غیر از کلمات و جملات مانند: نگاه، حالت چهره، تن صدا (لحن) و زبان بدن (حرکات و وضعیت قرار گرفتن اعضای بدن).
چگونه میتوان پیام غیرکلامی فرستاد؟
۱.تماس بدنی: مثلا نحوه دست دادن (گرم و با توجه یا سرد و بی تفاوت)
۲.فاصلهها و زاویهها: یعنی نحوه قرارگیری در زاویه دید مخاطب. بهترین حالت این است که وقتی دارید با مخاطب صحبت میکنید، روبرویش باشید، مستقیماً نگاهش کنید و زاویهتان با او صفر باشد. اگر نمیتوانید این را رعایت کنید، حتماً به او اعلام کنید، چون ممکن است دچار سوتفاهم شود. بگویید: “ببخشید که صندلی من طوری است که نمیتوانم مستقیم روبروی شما باشم!”
۳.نوع پوشش و آراستگی: نحوه لباس پوشیدن و نظم و آراستگی لباس بسیار تاثیر گذار است. پوشیدن لباس های رسمی با رنگ های زیبا و هماهنگ، تصویری از یک فرد متین و منطقی در مخاطب ایجاد می کند.
البته باید اعتراف کرد که ارتباط غیرکلامی حوزه تاثیرگذاری وسیع تری دارد و به نظر مخاطب موثق تر و صادقانه تر است.
هیچ ارتباطی صد در صد کلامی نیست و بدون استفاده از پیام غیر کلامی ارتباط برقرار کردن امکان ناپذیر است. حتی نوشتن هم پیام کلامی مطلق نیست. مواردی مانند نحوه نوشتن، دست خط یا تایپ و … پیام های غیر کلامی صادر می کنند.
مثال: مهمان به خانه تان می آید شما در را باز میکنید و کاملاً جلوی در می ایستید و دو طرف در را می چسبید و می گویید خیلی خوش آمدید، حالا تشریف بیاورید داخل، با زبان می گویید خیلی خوشحال شدیم، اما با رفتار عکس آن را نشان می دهید. یا وقتی کسی را دوست ندارید هر کاری بکنید چهره شما نمی تواند بشاش باشد، چشم هایتان از دیدنش برق نمی زند، و از همه مهمتر تُن صدایتان نمی تواند خودش را کنترل کند. مگر اینکه کلی تمرین کرده باشید تا بتوانید با حرکات غیر کلامی دیگران را فریب بدهید. پس بنشینید حساب کنید که چند تا پیام غیر کلامی برای مخاطبین تان در زمینه عفاف و حجاب صادر کردید که حواستان نبوده است.
امام صادق(ع) نیز فرمودند: مردم را با غیر زبانتان به دین خدا دعوت کنید.
انواع ارتباط به لحاظ اثرگذاری
۱.ارتباط مؤثر: ارتباط زمانی موثر است که پیامی که ارسال کرده ایم توسط مخاطب عیناً دریافت شود.
۲.ارتباط غیر مؤثر: اگر پیامی که ارسال کرده ایم اصلاً دریافت نشود، تحریف شده یا کمتر و بیشتر دریافت شود ارتباط غیر موثر است.
مثلا شما در خیابان به یکی می گویید: دختر گلم حجابت را رعایت کن. شما می گویی حجاب داشته باش، اما او این پیام را دریافت می کند که ای نادان موهایت را بپوشان! خب اینجا مخاطب پیام شما را دریافت نکرده است.
خیلی مواقع در امر به معروف و نهی از منکرها که مشکل به وجود می آید، بخاطر پیام های اضافی است که دریافت می شود. امکان ندارد به کسی بگوییم: ای نادان بی خرد… او هم بگوید: خیلی ممنون!!! خیلی وقت ها امر به معروف ما به طور واضح توهین به طرف مقابل است. یادمان باشد، نگذاریم مردم پیام بیشتر یا کمتری دریافت کنند.
برای موثرتر شدن ارتباط چه باید کرد؟
۱.فرهنگ را بشناسیم و مولفه های فرهنگی را رعایت کنیم.
فرهنگ عبارت است از: مجموعه عادت ها، روش ها و رفتارها. هر جایی می خواهید بروید باید به فرهنگش هم مسلط باشید و آن را بشناسید. در گام اول باید دنبال جذب بود. همیشه جذب مقدم بر تغییر است. بنابراین در زمینه فرهنگی به نوعی سکوت کنید و حتی المقدور پذیرنده باشید. گاهی بعضی حرف ها یا عملکردها در یک فرهنگ، کاری وحشتناک است.
مثلا یک مردی میخواهد مسافرت برود با همه دست میدهد و روبوسی میکند، اما خانم و بچه اش را اصلاً محل نمیگذارد. این کار در یک فرهنگ کاملا غیر اخلاقی و ضد ارزش است و در یک فرهنگ نشانه احترام به بزرگتر است.
نکته: قبل از اینکه کار تبلیغ در یک مسجد، محله، مدرسه یا یک شهر دیگر را شروع کنید به آنجا بروید و مخاطبتان را بصورت غیرمحسوس نگاه کنید تا روحیه آنها، شوخی هایشان، لیدرهایشان و … را بشناسید. از کادر مجموعه یا امام جماعت محله برای شناخت آنها کمک بگیرید.
بعد از اتمام کارتبلیغی تمام خاطرات تبلیغ تان را بنویسید و برای هر مجموعه پرونده درست کنید تا تجربیاتتان مکتوب و قابل دسترسی شوند. ما در جنگ سخت بچه های اطلاعات عملیات داشتیم. اول می رفتند تمام راه ها، چاه ها، مناطق مین و همه چیز را بررسی میکردند، بعد حمله میکردند! در زمینه فرهنگی هم وظیفه ما همین است.
در گام اول به دنبال جذب مخاطب باشید. همیشه جذب مقدم بر تغییر است.
۲.هماهنگی پیام های کلامی و غیر کلامی ضروری است.
اگر بخواهید پیام های کلامی و غیر کلامی مان هماهنگ شوند باید قلب و زبانتان را با هم هماهنگ کنید. چون پیام های غیر کلامی آنچه را که در قلب ما می گذرد صادقانه بیان می کنند و فریب کاری در این حوزه بسیار سخت است. اگر می خواهید مفاهیمی مانند تکبر، توهین، خشم، بی تفاوتی و غیره از رفتار شما به ذهن مخاطب متبادر نشود باید اول این موضوعات را در درون خود حل و فصل کنید، بعد سعی کنید که رفتاری منطقی و گویا مطابق با نیاتتان داشته باشید.
مثال: فرض کنید مبلیغی یک صندلی پیدا می کند رویش می نشیند و مخاطبان پیرامونش ایستاده اند، معنی این کار چیست؟ این کار یعنی من از تو بَرتَرم. اگر پادرد یا کمردرد دارید حتماً دلیلتان را بیان کنید و عذرخواهی کنید.
۳.مرتباً پیام های کلامی و غیرکلامی دیگران را ارزیابی کنید.
دربرخورد با مخاطب پیام های کلامی و غیرکلامی او را درنظر داشته باشید و صبورانه واکنش نشان دهید. حتما این داستان را شنیده اید: یک آقایی به امام حسن مجتبی(ع) اهانت کرد، امام فرمودند: فکر کنم که غریبه ای، گرسنه هم هستی، به نظرم لباس هم نیاز داری. این رفتار امام باعث شد آن مرد کاملا از حرفش شرمنده بشود.
یادتان باشد آنهایی که مسلمان شدند بعضی هایشان دندان پیامبر را شکستند، بعضی هایشان شمشیر گرفتند و با پیامبر جنگیدند، بعضی هایشان توطئه قتل پیامبر را چیده بودند، اما آمدند مسلمان شدند.
۴.فعالانه و همدلانه به حرف مخاطب گوش دهید.
گوش دادن فعال به این معنی است که گوش دهیم، بفهمیم و بفهمانیم که فهمیدیم. گوش دادن فعال سه بخش دارد: مهارت های شروع، مهارت پیگیری و مهارت خاتمه دادن.
۱.مهارت های شروع: یعنی کاری کنیم که مخاطب شروع به صحبت کند.
مخاطب را دعوت به صحبت کنید، دعوت به صحبت خیلی واضح و صریح باشد، یا صحبت در مورد امور خنثی باشد. مثل هوا، ترافیک و امثال این. یادتان باشد هرگز شروع ارتباط با حمله همراه نباشد. مثلا اگر دو نفر با هم حرف می زنند، شما می خواهید جذبشان کنید، صحبت شما با حمله شروع نشود. مثلاً بروید بالای سرشان بگویید می شود اسم شما را بدانم؟ اینجاست که باید فرهنگ را شناخت.
۲.مهارت های پیگیری: یعنی کاری کنیم که مخاطب به صحبت ادامه دهد. با استفاده از مشوق ها، مانند: آفرین، هوم، عجب، خوب، چطور شُدو … و سوالات به جا و به موقع و باز.
سوالاتی بپرسید که جواب آن ها طولانی باشد. سؤالات بسته، سوالاتی هستند که جواب آنها محدود و مشخص است. سؤال باز، جوابش محدود و مشخص نیست و سوال شونده هر چه بخواهد میتواند بگوید و شما خیلی نکات را صید میکنید. تا جایی که میتوانید بگذارید کامل حرف بزنند.
مثلاً من بپرسم: شما اهل مشهد هستی؟ طرف چیزی نمیتواند بگوید. فقط میگوید؛ آره یا نه. یا اسمش را بپرسم فقط یک کلمه میگوید. اما اگر بگویم؛ می شود راجع به خودتان کمی بگویید؟ آنوقت خیلی راحت میتواند هر چه دلش میخواهد بگوید.
از مخاطب سوالات به موقع و به جا بپرسید. مثلاً بگویید: «دوست دارم بیشتر بدانم.»، «بیشتر توضیح بده.» و … این باعث می شود دستش باز باشد.۳ تا جواب خوب، بهتر از ۳۰ تا جواب بیفایده است.
یکی دیگر از نکاتی که در برقراری ارتباط موثر است، زمان شناسی است. اینکه چه موقع من با او حرف بزنم، خیلی مهم است. اگر جایی همه حرفتان را زدید و همه سکوت کردند و دیگر نفس کِشی نبود خوشحال نشوید. چرا؟ چون شما موفق شدید دیگران را شکست بدهید و در اینصورت خاطره بدی از کارتان باقی گذاشته اید. یادتان باشد اگر ما در یک زمان حساس برای کسی خاطره بدی درست کنیم کار خراب میشود. سکوت به معنای جواب گرفتن نیست. نگرشها سازههایی هستند که به این سادگی تخریب نمیشود.
دختری که چند سال پای ماهواره بزرگ شده، در کنار پسرخاله مهربان و مودبش، صمیمی بوده، الان با یک جواب کوتاه یک جلسه ای با کمبود وقت و … شبههاش تمام نمیشود. زمانی آنها پیام اصلی شما را دریافت می کنند که این ارتباط مستمر و دوستانه باشد. حمله کردن جواب نمیدهد. گاهی به آنها اجازه حمله بدهید. بعد شما ۳ تا جمله خوب و مؤدبانه بهشان بگویید، آنها کاملاً تخلیه می شوند و جواب حساب شده هم شنیده اند. کار کم، عمیق و باکیفیت بهتر از کار زیاد، حجیم و عجلهای است.
۳.مهارتهای خاتمه دادن: یعنی خلاصه کردن و روشن کردن تصمیمها و قرارها و سپس انعکاس محتوا و انعکاس احساسات.
انعکاس محتوا یعنی، آنچه از صحبتهای طرف مقابل فهمیدیم به او بگوییم که فهمیدیم. انعکاس احساسات یعنی، با پیامهای کلامی و غیرکلامی به او بفهمانید که احساس او را فهمیدهاید.
شیوههای فعالانه گوش دادن
۱.خلع سلاح کردن: اگر انتقادکرد و خواست شما را به مبارزه بطلبد، او را خلع سلاح کنید، اما ابتدا او را تأیید کنید. مثلاً میگوید: «من به مباحث شما فلان اشکال را میگیرم یا فلان انتقاد را دارم.» به او بگویید: «آره، ما هم یه وقتایی به این مورد برخورد کردیم.» “اول تأیید بعد خلع سلاح”
۲.حتی اگر حرفش را قبول ندارید، تکه های درست حرفش را پیدا کنید و تأیید کنید.
۳.خلاصه کردن: (به او بگویید منظور تو این حرف بود؟ فحوای حرفهایش را بصورت خلاصه بیان کنید.)
۴.سؤال کردن: سؤال کردن از فرد در حین صحبت هایش نشان میدهد که دارید به حرفش گوش میدهید.
۵.بازخورد: عکس العملهای ظاهری نشان دهید، مثل تعجب، وا، عجب و …
۶.استفاده از زبان بدن: سر تکان دادن، تماس چشمی، لبخند زدن و …
۷.همدلی: درک و فهم افکار و احساسات طرف مقابل
۸.همراهی: همراه شدن با فرد در رفتارها. مثلا به فرد پیشنهاد می دهید برویم با هم قدم بزنیم و رفتارهایی انجام می دهید تا نشان دهید با او هستید.
موانع گوش دادن
موانعی که ممکن است باعث شود شما با عدم توجه به حرف های مخاطب، نتوانید با او ارتباط برقرارکنید:
۱.ذهن خوانی: “میدونم چی میخوای بگی.” ذهن خوانی نکنید، حتی اگر بدانید چه خواهد گفت. بگذارید حرفش را بزند.
۲.تمرکز به جواب دادن: وقتی بجای تمرکز به حرفهای مخاطب به جوابی که میخواهید بدهید فکر می کنید.
۳.داوری و قضاوت کردن
۴.حواس پرتی
۵.پند و اندرز دادن
۶.مبارزه طلبی (بهت ثابت میکنم اشتباه میکنی.)
۷.حق به جانب بودن
موانع ارتباط
مسائلی که باعث می شوند ارتباط از بین برود یا مخدوش شود.
۱.انتقاد
انسانها شدیداً برای خودشان و افکارشان احترام قائلند. انتقاد مفهوم حمله دارد. لذا ارتباط را قطع میکند. یادتان باشد هر وقت به کسی انتقاد کردید، چه بخواهید و چه نخواهید یک مفهوم آن این است که من میفهمم اما تو نمیفهمی. حتی اگر از خود شما یک انتقاد شدید بشود به شما برمیخورد. آدمها دوست ندارند عیبهایشان را ببینید. اما گاهی هم انتقاد اجتناب ناپذیر است.
برای مؤثر شدن انتقاد مناسب است کمی به آن چاشنی اضافه کرده و تلخی اش را از بین ببرید. مثلا من میخواهم از شما انتقاد کنم که دیر آمدید، چه باید بگویم؟ «زود آمدن شما من را خوشحال میکند.»
اما اگر من بگویم؛ «خانم شما نباید دیر بیاید.» شما بلافاصله آماده میشوید که جواب پیدا کنید. اگر پیگیری کنم چرا دیر آمدید؟ ممکن است بگویید اگر ناراحت هستید، بیرون بروم. یعنی ارتباط قطع شده است.
غیرمستقیم و کنایه آمیز هم نگویید. آدمها وقتی عیب هایشان دیده میشود ناراحت میشوند. اگر مستقیم به آنها گفته شود؛ راحتتر جواب میدهند. شما یک چاقوی کُند بردارید و سعی کنید موقع جراحی شکم را پاره کنید، بیمار چه زجری میکشد. ولی یک چاقوی تند سریع کار را تمام میکند. غیرمستقیم بودن هم مثل یک چاقوی کُند عمل می کند.
شما وقتی غیرمستقیم به نوجوان میگویید: «بعضیها پاک هستند و تا زمان ازدواجشان خوب زندگی میکنند، اما بعضیها متأسفانه شیطان گولشان میزند.» طرف چون نمیتواند مستقیم به شما جواب بدهد، شروع میکند زیر لب گفتن؛ «آره جون عمهات. شما از همه بدترید.» چرا؟ چون حس میکند یکی خورد، اما نتوانست جواب بدهد.
۲.درنظر نگرفتن زمان و شرایط طرف مقابل
باید حواسمان باشد چه حرفی را در چه زمانی مطرح می کنیم. نصیحت کردن، راهکار دادن، شوخی کردن و … مواردی هستند که همیشه و همه جا درست نیستند. مثلا کسی نباید جلوی فرزند، پدر یا مادر را نصیحت کند. یا جلوی شاگردان با معلمی شوخی کند. در نظر نگرفتن این نکته ها به ارتباط آسیب وارد می کند.
۳.اخلاقی کردن همه امور
نظرات گناه آلود به ظاهر منطقی را نه تأیید کنید، نه در مورد آن ها قضاوت خود را اعلام کنید، گاهی این اعلام قضاوت با سرزنش هم همراه می شود. این شدیداً ارتباط را قطع می کند. برای مثال: دختری می گوید؛ «من دوست پسر دارم» بعضی می پرسند اگر بابایت بفهمد چه حسی پیدا می کنی؟ اگر شوهرت ازت بپرسد که با کسی بودی یا نبودی چه جوابی می دهی؟ یعنی بلافاصله او را می برند در ملاک ها، که این مفهوم سرزنش پیدا می کند و ارتباط قطع می شود.
در گام اول این برخورد درست نیست، کمی با او جلو می رویم ببینیم چه تیپ آدمی است، شما سرزنش و قضاوت نمی کنید فقط زمینه قضاوت را فراهم می کنید تا خودش قضاوت کند. وقتی خودش در مورد خودش قضاوت کند و عذاب وجدان از درونش بیاید، تغییرات فکریش پایدارتر خواهد بود. عذاب وجدان های درونی کمک کننده هستند، اما عذاب وجدان های بیرونی کمک کننده نیستند.
مثال: وقتی این حدیث را نقل کردیم که هر کسی عاشق بشود و عفت بورزد و از دنیا برود شهید است، نباید بگوییم این مفاهیم کاملا طبیعی است برای هر کسی اتفاق می افتد. چون وقتی من می گویم طبیعی است، طرف فکر می کند که اگر طبیعی است پس لابد من نمی توانم جلوی خودم را بگیرم. قانون کلی این است که بله “افراد ممکن است از چیزهایی خوششان بیاید، اما گام بعدی این است که پاکدامنی پیشه کنند” و از حضرت یوسف بگویید …
بنابراین در تبلیغ کلامی حجاب باید مراقب باشید بخوبی از ابزارهای کلامی و غیرکلامی استفاده کرده و شدیدا از موانع ارتباط دوری کنید. البته اجرای همه این راهکارها در مقابل مخاطب برای کسی که تمرین ارتباط نداشته است کار سختی است. بنابراین لازم است قبل از روبرو شدن با مخاطب، این راهکارها را در مقابل اعضای خانواده یا دوستانتان امتحان کنید و با نقاط ضعف و قوت تان در برقراری ارتباط آشنا شده و با تمرین و ممارست خود را به یک سطح متعادل رسانید.

Add a Comment